گزارش شانزدهمین دوره فستیوال ترایبکا

0

شانزدهمین دوره فستیوال فیلم ترایبکا آوریل گذشته با تشریفاتى مشابه سالهاى قبل در منهتن برگزار شد. در فستیوالی که همواره مسائل روز دنیا را محور انتخاب فیلمهایش قرار می دهد امسال رشد راستگرایى و مسأله پناهجویان دغدغه اصلى اکثر فیلمسازان سینماى مستقل بود. امسال سینماى ایران هم سهمى از جوائز داشت و یک فیلم کوتاه برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه جشنواره که از معتبرترین جوائز فیلمهاى کوتاه است، شد. در متن پیش رو به منتخبى از فیلمهاى بخش مختلف فستیوال نگاهى داشته ام.

فیلمهاى داستانى: سال کمدى رومانتیک هاى درخشان

فیلم “راک اند رول” از گیوم کانه، بازیگر و فیلمساز فرانسوى ، کمدى جذابى درباره بحران میانسالى و تصویر رسانه از ستاره هاى سینماست: روایتى شخصى از زندگى خود کارگردان و ماریون کوتیار( پارتنر گیوم کانه). فیلم اضطرابهاى دوران میانسالى را به سخره میگیرد و آنها را به تصویر جعلى مدیا نسبت میدهد و بر خلاف کمدى رومانتیک هاى باسمه اى این سالها، در هزل خود هیچ آشتى پذیرى ندارد. بر خلاف بسیارى از کمدى رومانتیکهاى سینماى جریان اصلى، کمدى این فیلم کمدى پایان خوش نیست و حتى در انتها، نگاهى بدبینانه به تصویر رسانه ها از شادى وجود دارد.

فیلم “مانیفست” از جولین روسفلد مونولوگى هزل گونه و مرثیه وار در باب هنر و مدرن شدن است که کیت بلانشت با ایفاى ١٣ نقش مختلف آن را در موقعیتهاى مختلف میخواند. فیلم از کیفیت گروتسک موقعیتهاى خلق شده، پرانتزى براى نقد زندگى مدرن باز مى کند و بى رحمانه و گاه به شکل مانیفستهاى احزاب سیاسى و گاه به شکل مانیفست داداییست ها به شالوده هر فرم متعارفى هجوم مى آورد.

“دستور الهى” از سینماى سوییس درباره جنبشهاى فمینیستی در دهه ٧٠ در سوییس است که منجر به حق رأی برای زنان شد. در زمانه اى که محافظه کاران در آمریکا و اروپا دوباره در حال قدرت گرفتن هستند فیلمهایى از این دست یادآورى خوبى از گذشته اى سیاه ولى نزدیک است. با اینکه شکل داستانگویى در روایتهاى تاریخى به اینگونه به گم شدن(تحریف) بعضى جزئیات مستند مى شود ولى نفس یادآورى این اتفاقات راهگشاست.

“هواى مقدس” از شادى سرور فیلمساز عرب تبار اسرائیلى هزلى درباره استفاده ابزارى از مقدسات براى اهداف سودجویانه در خاورمیانه (و اینجا اسرائیل) است. مردى مسیحى که در بحبوحه از دست دادن شغلش تصمیم مى گیرد براى فرار از ورشکستگى هواى کوه مقدس مسیحیان را در کوزه هایى ذخیره کند و بفروشد. موقعیت کمیک فیلم که اشاره اى مستقیم به نزاعهاى مذهبى خاورمیانه است به یک سکانس ختم مى شود که ترافیک تل آویو شهروندان سرگردان را در پس همه این جدلها نشان مى دهد.

“مادر یخى” کمدى جذاب درباب شکاف نسلها در کشور چک در سالهاى بعد از کمونیسم است. مادرى که از دل نسل کمونیسم بیرون آمده و رفتارش ترکیبى از سنتهاى دیرین چک و بازمانده هاى عادتهاى اروپاى شرقى است، رابطه اى پرتنش با دو فرزندش از نسل جدید دارد و نهایتا تصمیم به جداشدن از آنها و پیوستن به گروهى شناگر مى گیرد که زندگى کولى وار دارند.

” سوییت ویرجینیا” تریلرى خسته کننده و ناامید کننده بود که بازى غیرخلاقانه اش با کلیشه هاى سینماى پلیسى بزرگترین نقطه ضعف آن بود. علت و معلولها به طرز مکانیکى به هم متصل شده بودند و کارگردان سعى در پوشش ضعف داستانگویى خود با فیلمبردارى و بازیهاى قابل قبول داشت.

“پسر طبقه پایین” یک کمدى بى رمق بود با داستانى که در بروکلین مى گذرد. فیلم از جمله فیلمهایى بود که گذارش از روزمرگى زندگى بروکلینى به داستانى جذاب تلاشى ناموفق بود.

بزرگترین غافلگیرى بخش داستانى شاید فیلم “بعد از عشق دوست داشته باش” بود. راسل هارباو کارگردان فیلم که پیش از این با فیلمنامه “تغییر” The Mendداستان دو برادر سایکوپت در آپارتمانى در هارلم را در دل جنون موسیقى باخ روایت میکرد، اینجا به سراغ دو برادر و یک خواهر با دینامیکى مشابه متعاقب از دست دادن پدرشان در ویلایى در شمال نیویورک رفته بود. هر کدام از شخصیتها راهى براى سوگوارى مى یابند که ترکیبى از جنون و مرثیه است، به همان اندازه تصادفى و غیرقابل پیش بینى. همه این بى نظمى در سرانجام به سکونى میرسد، همانند شعر Love after love از درک والکوت پر از شراب و نان و آرامش.

مستند: پناهجویان و مصائبشان

“وقتى خدا در خواب است “

مستند فیلمساز آلمانى درباره زندگى شاهین نجفى تلاش خوبى براى منصفانه نشان دادن زندگى یکى از پرحاشیه ترین خوانندگان موسیقى زیرزمینى ایران زیر سایه تهدید به مرگ ، کرده است هرچند لحظاتى از فیلم دوباره تحلیلهاى سطحى فیلم را به دام پروپاگاندا انداخته است. بزرگترین ضعف فیلم شاید ماندن در خلوت پارانوییاى نجفى و توجه نکردن به صداى مخالفان اوست.

فرانک سرپیکو

“فرانک سرپیکو”

پرداختن به داستان فرانک سرپیکو که زندگى او بعد از فیلم مشهور سیدنى لومت آمیخته با افسانه و فانتزى هالیوودى شد، فرصتى براى بازخوانى موضوع عدالت و تبعیض در جامعه چندملیتى آمریکاست. فیلم سرپیکوى افسانه اى را از خانه اش در شمال ایالت نیویورک به محله قدیمى اش در بروکلین و سپس گرینویچ ویلیج منهتن مى برد و همزمان با تاکید بر فساد فراگیر در پلیس نیویورک در دهه ۶٠-٧٠ نگاهى به تجربه زندگى سرپیکو به عنوان یک مهاجر ایتالیایى دارد.

“اتهامات واقعى”

بى عدالتى سیستم قضائى آمریکا و نڑادپرستى گسترده در لایه هاى زیرین آن بارها دستمایه مستندهاى مختلف بوده و در این مستند یک گروه کارآگاه نامتعارف تصویر شده اند که به سراغ محکومینى مى روند که روند دادرسى آنها محل تردید است یا اینکه موارد مشکوک در پرونده آنها دیده مى شود. مشهورترین مستند از این نوع شاید “سنترال پارک فایو” باشد.

“پدر خوانده” و “سگ دانى”

یکى از بخشهایى که چندین سال است به فستیوال ترایبکا افزوده شده، بزرگداشت آثار کلاسیک سینماست. پارسال فیلم “رفقاى خوب” اسکورسیزى موضوع این بخش بود و امسال بزرگداشت دو قسمت اول فیلمهاى “پدرخوانده ” و “سگدانى” برگزار شد. در مراسم بزرگداشت “سگدانى” کونتین تارانتینو، هاروى کایتل، استیو بوسمى و سایر عوامل فیلم حضور داشتند و اهمیت فیلم در کارنامه تارانتینو موضوع گفتگو بود. بخشى از مراسم هم به خاطره گوییهاى مرسوم گذشت. نمایش دو قسمت اول “پدرخوانده” در یک نوبت و نشست با حضور کاپولا، آل پاچینو، رابرت دنیرو، جیمز کان، رابرت دووال و دایان کیتون شاید یکى از ماندگارترین لحظات فستیوال امسال بود.

روتوش

فیلمهاى کوتاه و درخشش سینماى ایران

بخش فیلمهاى کوتاه فستیوال ترایبکا یکى از نقاط قوت این فستیوال محسوب مى شود و امسال فیلم ایرانى “روتوش” از کاوه مظاهرى برنده جایزه بهترین فیلم این بخش شد. فیلم درباره مرگ مردى در اثر یک حادثه است که همسر او با آنکه شاهد آن است از آن جلوگیرى نمى کند. رویکرد فیلمساز به موضوع قتل و پرهیز او از ورود به پیش و پس از اتفاق مى تواند راه هوشمندانه اى براى نگه داشتن قدرت تأویل پذیرى فیلم باشد. حضور دوربین در خلوت زن نیز به بار درام مى افزاید و شاید نقطه قوت داستان باشد.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید