درگذشت آلبرت می زلس یکی از مهمترین مستندسازان قرن

0

آلبرت می زلس٬ یکی از تأثیرگذارترین مستندسازان عصر ما- و شاید مهمترن مستندساز نیم قرن اخیر- دیشب درگذشت. در سطور زیر بخشی از یادبودی که ریچاردبرادی منتقد نیویورکر درباره می زلس نوشته‌است را می‌خوانید و سپس فیلم « گِرِی گاردِنز» از مستند‌های برادران می زلس را می‌بینید.

ریچاربرادی

ترجمه مهدی‌امیدواری

می زلس را آخرین بار سپتامبر گذشته در یادواره رابرت درو٬ تهیه‌کننده‌ای که با Primary در ۱۹۶۰ سینمای مستند آمریکا را دگرگون کرد٬ دیدم. ال (مایلزلس) یکی از فیلمبردارانی بود که درو برای این پروژه آورد( همراه با ریکی لیکاک٬ ترنس مک‌کارتنی۰فیلگیت٬ بیل نول و دی.ای.پنبکر) تا کمپین جان اف کندی و هوبرت همفری در انتخابات ویسکانسین را فیلمبرداری کند. در جایی درباره این فیلم صحبت کرده‌ام. اولین نمای آن٬ که یکی از به‌یادماندنی‌ترین نماهای سینمای مستند است٬ توسط ال فیلمبرداری شده‌است.

ال دوربین را بسیار نرم و سبک هدایت می کرد٬ با این حال از همان ابتدا او یک صورتگر امپرسیونیست بود٬ که می‌خواست جادوی چهره افراد را تصویر کند. به نظر او این می‌توانست نشان‌دهنده عمیق‌ترین احساسات باشد. او دست و چشمش را در اختیار وسوسه‌هایش قرار می‌داد چون خودش را از آنچه فیلمبرداری می‌کرد جدا نمی‌دید٬ یا خودش را از افرادی که فیلمبرداری می‌کرد جدا نمی‌دید.

در سه فیلمی که بین سالهای ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۵ ساخت-«فروشنده»٬ «به من سرپناه‌ بده»و «باغهای خاکستری»- او و برادرش دیوید ( که صدابرداری می‌کرد)٬مستندسازی را متحول کردند. در لحظاتی درخشان از زندگی آمریکایی٬ برادران مایلزلس همراه با سوژه‌هایی که برای مخاطبانشان اجرا می‌کردند٬ نقش آفرینی می‌کردند.

آنچه درگیری ذهنی برادران می زلس بود٬ چیزی بود که وجود خارجی نداشت: مرز بین اجرا و زندگی. آنها لحظات درخشانی را که یک اجراکننده در آن ارتباطی کاریزماتیک با مخاطبش برقرار می کند٬ تصویر کردند. برای آنها٬ اجراکننده و مخاطب جدایی ناپذیرند همانطور که مستند و مستندساز جدانشدنی‌ هستند. به همین دلیل  آنها به واسطه شیوه‌های انسانی و والای خود٬ در زمره مدرنیست های مثال زدنی قرن گرفتند٬ چه زمانی که بر پرده ظاهر می‌شدند چه زمانی که فقط حضورشان احساس می‌شد٬ فیزیکی و اخلاقی٬ بسیار آشکارا همانند هر هنرمند آوانگارد.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید