یادداشت دوم ساندنس: بخش‌های بین‌الملل و سینمای ایران در ساندنس ۲۰۱۶

0

ساندنس محل تجربه‌های نو است ولی مثل بسیاری از فستیوالهای دیگر مخاطبین و تماشاگران ساندنس تنوع زیادی دارند.  از سینه‌فیل‌های کولی که تقریباً همه طول سال را در جشنواره‌ها سفر می‌کنند و هنوز این جشنواره تمام نشده بلیط سفر بعدی را در دست دارند٬ تا متمولین بی‌غمی که برای گذراندن تعطیلات به پارک‌سیتی آمده‌اند و دیدن آنها در سالن‌های سینما که مستندهای حقوق بشری نمایش می‌دهند ترکیبی از خشم٬ تعجب و طنز را مستولی می‌کند. با این همه اگر درمورد علاقه‌تان به سینما با خود روراست باشید و مطمئن باشید چه می‌خواهید روزهای خوبی خواهید داشت. در یادداشت اول نگاهی به فیلمهای آمریکایی امسال داشتم و در این یادداشت نگاهی به آثار بخش بین‌الملل خواهم داشت. امسال این بخش برای فیلمسازان ایرانی خوش یمن بود٬ چون یکی از آثار داستانی ساخته فیلمساز ایرانی- بریتانیایی بسیار خوش درخشید و یکی از مستندهای ساخته فیلمسازان ایرانی مهمترین جایزه بخش مستند بین‌الملل را برد. برای دیدن نام لاتین فیلمها و پرونده آنها در آی‌ام‌دی‌بی روی نام فیلمها کلیک کنید.

داستانی بین‌الملل

دوستی در پارک

این فیلم که در بخش مسابقه بین‌الملل شرکت داشت با مایه‌های ملودرام درباره سازگاری یک زن با شرایط بعد از زایمانش شروع می‌شود و خیلی زود به یک درام روانشناسانه تبدیل می‌شود. آنا کاتز٬ کارگردان فیلم ریتم آهسته و کم حادثه فیلم را با اتفاقات جزئی حفظ می‌کند و هیچ رویدادی از جنس رویدادهای دراماتیک متعارف آرامش کارگردان را به هم نمی‌زند. فیلم به همین منوال سعی میکند زن را در روزهای بعد از زایمان و ورودش به دنیای مادرانه با همه دغدغه‌هایش تصویر کند که اتفاقاً تصویری واقعی خلق می‌کند.

دوستی در پارک

دوستی در پارک

بلژیکا

“بلژیکا” ساخته گرویینگن فیلمساز بلژیکى، جزو آثار قابل توجه بخش مسابقه بین‌الملل بود. داستان که به زندگى پر حادثه دو برادر که صاحب بارى در بلژیک هستند میپردازد، وقت زیادى را به زندگی در بارها و کلابهاى بروکسل میپردازد که ناگزیر تصاویر فیلم زیر سایه موسیقی کلابهای رقص قرار می‌گیرد. به اعتقاد من فیلم از دراماتیزه کردن روابط یا عمداً پرهیز میکند یا ناتوان است، هرچه هست تکرار مناسبتها و اتفاقات گاهى براى بیننده ملال آور و آزاردهنده است. رابطه دو برادر با کارشان  و آرزوهای آنها که تحت تأثیر رابطه کاری آنها به واقعیت نزدیک می‌شود٬ همه در فیلم دیده‌ می‌شوند. فیلم برنده جایزه بهترین کارگردانی بخش بین‌الملل شد.

بلژیکا

بلژیکا

لذت.عشق

عاشقانه‌ای دو اپیزودی از سینمای چین که تأثیراتی از نسل ششم فیلمسازان چین و بخصوص ژانگ‌که با خود دارد (حتی به کنایه در سکانسی از فیلم پوستر فیلم جیا ژانگ‌که را بر دیوار اتاق می‌بینیم). کارگردان زمان زیادی با سوژه‌هایش  برای ساختن فیلم وقت صرف کرده و حاصل کار عاشقانه‌ای خوش‌ساخت است. روایتهای موازی با ارتباطاتی شاعرانه که بیشتر از پس‌زمینه شعر چینی می‌آیند٬ ساختار اصلی فیلم را تشکیل می‌دهند. فیلم در عین حال تأکیدی بر جسمانیت عشق دارد که یاد‌آور فیلم عاشقانه سال گذشته گاسپار نوئه بود.

گورستان شکوه

این فیلم که در بخش غیررقابتی و به عنوان برگزیده بهترین فیلمهای سال گذشته نمایش داده‌شد٬ بار دیگر تأکیدی بر رویکرد ویراستاکول فیلمساز بزرگ تایلندی به رؤیاها و رئالیسم منحصر به فرد او بود. ویراستاکول بار دیگر افسانه‌ها و واقعیت آمیخته با خیال در زندگی شخصیتهایش را روایت می‌کند. بعضی پا را فراتر می‌گذارند و معتقدند او را نمی‌توان(؟) یک رؤیاپرداز صرف دانست٬ چون کیفیتی در سینمای ویراستاکول وجود دارد که می‌توان گفت نسخه‌ای از رئالیسم به نام او ثبت شده‌است. رئالیسم ویراستاکول برای ما تماشاگران از بیرون به این دنیا همچون خوابی خوش است.

مستند بی‌الملل

میدان تنهایی

مستند توسط یکی از عکاسان نامدار مکزیکی مایا گودد درباره زندگی تن‌فروشان میدانی در مرکز شهر مکزیکوسیتی ساخته‌شده. فیلمساز ارتباط عمیقی با سوژه‌هایش برقرار کرده و آنها را در جزئیات زندگیشان٬ از خاطرات جنسی تا ترومای روحی ناشی از تجاوز جنسی و یا شرکای جنسی مردشان دنبال کرده‌است. فیلم به سادگی به دام احساسات و سانتی‌مانتالیسم بی‌ارزش می‌لغزد و سعی دارد تصویر کریه فقر و محرومیت را محور روایت مستند کند. نمی‌توان انکار کرد که موضوعات مرتبط با فقر و نارسائی‌های اجتماعی همگی مورد اقبال جشنواره‌های مستند هستند و برخورد با این قبیل فیلمها چه خوش‌آیند باشد چه نه٬ اجتناب‌ناپذیر است.

وقتی دو دنیا به هم می‌رسند

مستندی نفس‌گیر بود ساخته متیو اُرزل و هایدی براندنبورگ فیلمسازان ولزی درباره مبارزات سیاسی گروه مخالف دولت پرو.نکته جالب توجه این مستند شاید همت بلند فیلمساز در تعقیب سوژه به مدت ٨ سال باشد که تصویرى قابل لمس و در عین  حال نفس گیر از حوادث و شخصیتها خلق کرده و آنها را در ذهن ماندگار میکند.

روزهاى خوش فیلمسازان ایرانى

امسال سه فیلم از فیلمسازان ایرانی در ساندنس شرکت داشتند٬ دو فیلم در بخش مستند بین‌الملل و یک فیلم در نمایش بین‌الملل. دو فیلم «سونیتا» و «زیر سایه» در فستیوال امسال خوش درخشیدند. «سونیتا» جایزه بزرگ فستیوال رو دریافت کرد که معتبرترین جایزه بخش مستند محسوب می‌شود و «زیرسایه» شاید یکی از بهترین هاررها به معنای واقعی کلمه به زبان فارسی است.

سونیتا

فیلم به راحتی می‌تواند توسط منتقدین به دلالی فقر و درد محکوم شود٬ ضمن اینکه دورنمایی از غرب آرام دربرابر شرق پر مصیبت هم در آن وجود دارد.  با این حال معتقدم چنین نگاهی به فیلم کاملاً ساده‌انگاری و بی‌توجه بودن به تفاوتهای ساختاری فیلم با فیلمهایی با موضوعاتی مشابه‌ است. به اعتقادم فیلم از منظری دیگر روایتگر یک کنش است که بر خلاف آثاری همچون آثار پناهی٬ قبادی و … نمی‌توان آن را یک مانیفست صرف دانست. شاید از معدود دفعاتی در سینمای مستند باشد که فیلمساز در میانه کار دخالت می‌کند و خود حتی در حد یک پروتاگونیست ظاهر می‌شود. «سونیتا» فیلم قابل احترامیست٬ ضمن اینکه بیش از بیان دردی پنهان٬ تلاش در یافتن راهی به بیرون از بن‌بست دارد.

سونیتا

سونیتا

زیر سایه

 «زیر سایه» ساخته بابک انورى را در جشنواره ساندنس، در آخرین سئانس نمایش یعنى ۱۱:۳۰ دیدم. فیلم نه تنها یک هارر خوش ساخت است که به شناخت عمیق انورى از ژانر و ملزومات آن گواه میدهد، بلکه به راحتى میتواند در لیست ترسناکترین فیلمها به زبان فارسى در صدر قرار بگیرد( اگر اهل این بازیهاى ترین ها هستید). دقت بالاى انورى در طراحى صحنه زمان جنگ ایران و عراق و حساسیتهاى او به جزئیات صحنه تحسین برانگیز است. به اینها بیفزایید نگاه دقیق او به روابط و تعاملها در فرهنگ ایرانى تا اشارات او به خرافات و رسومات ایرانى، برداشت تاریخى او از حوادث دوران جنگ و تحقیق دقیق او در افسانه ها و داستانهای ایرانى ( که حتى تا کتاب اهل هواى ساعدى هم پیش رفته، و البته به درستى اشاره میکند که این کتاب صرفاً یک تحقیق مردم شناسانه است). ظهور کارگردانى مثل انورى در نسل دوم ایرانیان مهاجر که همزمان مدیوم سینما را بسیار خوب میشناسد و تاثیرات فرهنگى عمیقی از هر دو سو دارد بسیار دلگرم کننده است. بعد از نمایش فیلم انورى به روی صحنه رفت و از تأثیرات سینمای وحشت کلاسیک آمریکا و بریتانیا بر کار خود سخن گفت.فیلم توسط شبکه نت‌فلیکس خریداری شد و به زودی عرضه خواهد شد.

پرچم بدون کشور

«پرچم بدون کشور» مستند- داستانی جدید بهمن قبادى که در بخش مسابقه مستند بین الملل حضور داشت، سعی در نشان دادن تلاش نسل جوان کردستان عراق براى اعاده هویت کردى دارد. اما- والبته جاى تعجب نیست- دوباره قبادى درگیر احساسات رقیق و ترجیع بندهاى بى ارزش میهن پرستانه در کل فیلم شده است. حداقل زمانى که قبادى در دنیای آزاد فیلم میسازد میتوان توانایى داستان گویی او را محک زد، میتوان از او پرسید دختران بلندهمت جنگنده پیشمرگه کجا و قهرمانهاى او کجا؟ فیلم در بسیاری از موارد اهمیت یک سند تاریخی را از دست می‌دهد و به تبلیغی برای یک خواننده کرد مقیم اروپا تبدیل می‌شود.

پرچم بدون کشور

پرچم بدون کشور

افسوس‌های امسال

همانطور که در هر جشنواره‌ای رخ می‌دهد چند فیلم را با افسوس از دست دادم: «زنان مصمم»٬ «واینرداگ»٬ «واینر» جزو این فیلمها بودند.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید