مستند ایرانی، اتاق تاریک اعترافات فیلمساز

0

سینمای مستند ایران همیشه از سینمای داستانی‌اش جسورانه‌تر و نوآورانه‌تر بوده است. درست است که بسیاری از اساتید سینمای ایران مانند عباس کیارستمی، کامران شیردل و پرویز کیمیاوی کارشان را با سینمای مستند آغاز کرده‌اند، اما برای آن‌ها معمولاً فیلم مستند سکویی برای رسیدن به سینمای داستانی بوده است. اما مستندساز امروز ایرانی فیلم مستند را بیش از هرگونۀ دیگر سینمایی می‌ستاید و ارج می‌نهد. مستندسازان امروز ایران در سینمای مستند هستند، به خاطر خود سینمای مستند. سینمای مستند امروز ایران هم هدف است و هم وسیله.

مستند ایرانی امروز دفتر خاطرات فیلمساز است؛ اتاق تاریک اعترافات اوست. در جامعه‌ای که دربارۀ هرچیز در طول تاریخ مدرن صد ساله‌اش با خجالت حرف زده شده این سینما صراحتی باورنکردنی دارد. سینمایی است با روحیه‌ای صلح‌طلب که تشنه گفتگو با دیگران است. مصمم است که تصویر مخدوش ایران را بازسازی کند، اما دربارۀ زوایای تاریک زندگی در ایران هیچ تعارفی نمی‌کند. احساسی که در همه این مستندها  وجود دارد بین تلاشی شجاعانه برای زندگی، خلق زیبایی و زنده نگه‌داشتن خوشی‌ها با مالیخولیای مهاجرت، جدایی، تنهایی و هراس از جنگ دوپاره‌شده، اما سبک فیلم‌ها یکدستی‌ای دارد که تنها می‌تواند شاهدی باشد بر استقامت فرهنگی و تداوم روحیۀ سینمادوستی در یکی از سینمادوست‌ترین کشورهای جهان.

یکی از تفاوت‌های عمدۀ سینمای مستند امروز ایران با مستندسازان پیش از انقلاب در تنوع سبک آن‌هاست. مستندسازان امروز ترکیب پیچیده‌ای از تکنیک‌ها و سبک‌های سینمایی خلق کرده‌اند که نظیری برایش در تاریخ سینمای ایران نمی‌توان پیدا کرد. از خیلی جهات، مانند توجه به اقلیت‌ها، تصویر کردن مسائل زنان و ثبت گستردگی جغرافیایی یک کشور چندفرهنگی آن‌ها مسلماً از سینمای داستانی ایران چند گام جلوترند. از همه مهم‌تر این‌که در سینمایی اساساً تک‌جنسیتی، شاهد حضور خیره کننده و به مراتب تأثیرگذارتر زنان مستندساز هستیم که می‌تواند منعکس کننده روحِ مستند باشد که همیشه ابزار بیانی سرکوب شده و فراموش شده بوده است.

با وجود تمام موفقیت‌های گذشته و امروز سینمای مستند ایران، این سینما هنوز در داخل ایران ناشناخته و محروم باقی مانده است. تنها نوع تلویزیون موجود در ایران، تلویزیون دولتی، تمایلی به نمایش آثار مستندسازان ایرانی ندارد و سینماها هم ترجیح می‌دهند فیلم‌های داستانی و ترجیحاً پرفروش را به نمایش بگذارند. با آن‌که که مستندسازان برای دیده شدن آثارشان با مشکل مواجهند، هم‌چنان به ساخت فیلم ادامه می‌دهند و موانع متعدد ذره‌ای از اشتیاق آن‌ها برای تصویر کردن جامعۀ ایران نکاسته است.

وقایع سیاسی و اجتماعی اخیر ایران نشان داد که هر ایرانی، با دوربین موبایلش یک مستندساز خودانگیخته است و در شرایطی که ثبت دگرگونی‌های فرهنگی ایران برای آدم‌هایی خارج از ایران تقریباً غیرممکن شده، این مردم عادی هستند که بار سنگین تصویرسازی را بردوش می‌کشند و حقایق پیرامونشان را زیر نگاهی سنگینی و مظنون ثبت می‌کنند.

در این میان مستندسازِ ایرانی این تکه‌های پراکنده از تصاویری که در فضای مجازی پخش شده و هر کدام برشی از حقیقت است را نظم می‌دهد و با روایتی که تنها از نگاهی منتقد و تیزبین او برمی‌آید به فیلم مستند تبدیل می‌کند. این آثار هم بسیار شخصی هستند و هم انعکاسی از ناخودآگاه جمعی. در کم‌تر کشوری مستندسازان تا این حد وظیفۀ رساندن صدای توده‌های مردم را به جهان به عهده گرفتند. در کمتر کشوری تا این حد فرهنگ و شور خیابان‌ها با سرعت و انرژی و نگاه انتقادی مستندسازان در یک جا جمع شده تا خلاء تصویری دربارۀ آن کشور را پرکند.

مستند ایرانی امروز نمونۀ اعلای خلاقیت هنری، تعهد اجتماعی و نبوغ در کاربرد رسانه‌های نوست.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید