سی‌وچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر ــ تهران : نیمۀ اول را جوان‌ها بردند

0

سی‌وچهارمین جشنوارۀ فیلم فجر که از نیمه گذشت، خاطرۀ حال‌وهوای جشنواره‌های دو دهه پیش زنده شد. گرچه چند دوره است که با پیش‌فروش اینترنتی بلیت‌ها، دیگر شاهد صف‌های طویل جلوی گیشه در ایام جشنواره نیستیم. اما فروش اکثر بلیت‌ها در همان ساعت‌های اولیۀ عرضۀ اینترنتی و همچنین برگزاری پی در پی سانس‌های فوق‌العاده برای چند فیلم، نشان از تقاضای بیش از ظرفیت موجود برای فیلم‌های جشنوارۀ امسال دارد. با وجود این، حجم استقبال از جشنوارۀ سی‌وچهارم در یک نگاه منتقدانه تا به این‌جا، که نیمۀ عمر جشنواره را گذرانده‌ایم، از حدود ۲۲ فیلم به نمایش درآمده تعداد فیلم‌های قابل‌قبول و گرم و گیرایی که بتوانند در اکران عمومی هم طیف وسیع‌تری از مخاطبان را راهی سینما کنند، به انگشتان یک دست هم نمی‌رسد و به نظر می‌‌آید در این دوره نیز شاهد همان خروجی همیشگی سال‌های اخیر برای سینمای ایران باشیم. یکی دو فیلم خوب، چند تا متوسط، و انبوهی فیلم که برخی واجد ارزش‌های سینمایی نیز هستند، اما بعید است جمع پرشماری از تماشاگران حاضر باشند به خاطر تماشای آنها بلیت بخرند و به سینما بروند.

اما تا این‌جای کار اتفاق مهم، با نگاه به آرای منتقدان و تماشاگران، دو فیلم ابد و یک روز (سعید روستایی) و ایستاده در غبار ( محمد حسین مهدویان)، به عنوان برگزیدۀ مشترک آن‌ها، است. سه فیلم دیگر فهرست نتایج شمارش آرای تماشاگران اژدها وارد می‌شود (مانی حقیقی)، بادیگارد ( ابراهیم حاتمی‌کیا)، و بارکد ( مصطفی کیایی) هستند.

ابد و یک روز، ساختۀ سعید روستایی، به عنوان کار اول فیلم‌ساز در بخش نگاه نو به نمایش درآمده و همزمان، به همراه چند فیلم دیگر، در بخش سودای سیمرغ یا همان بخش اصلی مسابقۀ سینمای ایران نیز حضور دارد. کارگردان فیلم می‌گوید که می‌خواهد تصویری واقع‌گرایانه از وضعیت زندگی یک خانوادۀ فقیر را در قالب داستانی پرکشش، بدون دست بردن در واقعیت موجود ارائه دهد. همین وفاداری به واقعیت، در فیلمی که سوژه‌اش اعتیاد و فقر است و لوکیشن آن محله‌ای پایین شهر، می‌توانست به پاشنۀ آشیل فیلم تبدیل شود و آن را به فیلمی معمولی یا حتی بد تبدیل کند. اما روستایی با یاری گرفتن از روایتی جذاب و همچنین بازی‌های درخشان و دیالوگ‌های تأثیرگذار توانسته نظرها را به فیلم جلب کند، و پیش‌بینی می‌شود تا این‌جا یکی از بحث‌انگیزترین فیلم‌های سال آینده باشد.

ایستاده در غبار فیلم دیگری است که توانسته همزمان به جمع انتخاب‌های برتر منتقدان و تماشاگران راه یابد. کارگردان با شناخت قابلیت‌ها و امکانات مدیوم سینما و تسلط بر ابزار آن، از ایده‌ای که ممکن بود به یک گزارش معمولی تلویزیونی تبدیل شود فیلمی ساخته که بدون هیچ ارفاقی می‌تواند شانه به شانۀ تمام فیلم‌های ماندگاری قرار گیرد که تاکنون دربارۀ جنگ هشت سالۀ ایران و عراق ساخته شده است، و در دوره کاهش آثار جذاب در این ژانر بار دیگر نگاه‌ها را به پتانسیل و متریال موجود و دست‌نخوردۀ این مقطع از تاریخ ایران جلب کند. ایستاده در غبار، داستان زندگی احمد متوسلیان، فرمانده ایرانی، از کودکی تا نبرد در جبهه‌های کردستان و خوزستان و سرانجام مفقود شدنش در لبنان است. داستانی که با استفاده از صدا (شامل صداهای واقعی نوار سخنرانی و مکالمات بیسیم به‌جامانده از آن دوران و همچنین خاطرات بستگان و هم‌رزمان) روی تصاویر بازسازی‌شده روایت می‌شود. ایدۀ جسورانۀ فیلم‌برداری شانزده میلی‌متری ــ با ذکر درخشان بودن فیلم‌برداری ــ از نظر زیبایی‌شناسی به انتقال حس و اتمسفر یک دوران سپری‌شده کمک بسیاری کرده و به خوبی با لحن و فضای فیلم همراه است.
نکتۀ مهم در این فیلم، ساخت آن توسط فیلم‌ساز جوانی است که آن دوران را تجربه نکرده و به این ترتیب تئوری برساختۀ رایج در برخی محافل سینمایی ایران، که ساخت فیلم جنگی را تنها توسط خاک صحنه خورده‌های آن دوران تأثیرگذار می‌داند، کم‌رنگ و باطل می‌کند.

ایستاده در غبار

ایستاده در غبار

قسمت دوم رسوایی، ساختۀ مسعود ده نمکی، در نقطۀ مقابل ابد و یک روز با استقبال سرد و منفی منتقدان روبه‌رو شد. پنجمین روز جشنواره با نمایش رسوایی ۲ در کاخ جشنواره درحالی پایان یافت که حتی طبقۀ اول سالن نمایش به طور کامل پر نشد. همچنین، تقریباً در همۀ جدول‌های ارزش‌گذاری منتقدان با گرایش و سلایق مختلف، دایرۀ سیاه نصیبش شده است. این اتفاق واکنش کارگردان را به همراه داشت که ضمن حاضر نشدن در نشست خبری روز بعد، برخورد منتقدان را به عصبانی بودن از فروش و موفقیت فیلم‌های قبلی‌اش ربط داد و خوشحالی‌اش را از این‌که کنایه‌های فیلمش درک شده ابراز کرد؛ با اشاره به استقبال از فیلم در سالن‌های مردمی، با ادبیات خاص خود چنین نتیجه گرفت که: «صبح اکران نزدیک است و روسیاهی باز به ذغال می‌ماند حتی اگر همۀ عالم نخواهند و تو تنها باشی.» این گفته‌های مسعود ده نمکی در حالی بیان می‌شود که فیلم رسوایی ۲، تا پایان روز ششم جشنواره، در میان ۵ فیلم برگزیدۀ تماشاگران نبوده و علاوه بر این، هیچ خبری مبنی بر نمایش در سانس فوق‌العاده که تابع تقاضای تماشاگران است، گزارش نشده است.

در حال حاضر فهرست فیلم‌های موردتوجه در جشنوارۀ سی‌وچهارم در انحصار جوان‌ها است، و از فیلم‌سازان قدیمی تنها ابراهیم حاتمی‌کیا با فیلم بادیگارد در میان ۵ فیلم اول تماشاگران حضور دارد؛ گرچه او با این جایگاه، امسال برای چندمین سال متوالی نتوانسته موقعیت طلایی خود با فیلم‌های مهاجر، از کرخه تا راین، و آژانس شیشه‌ای را در فهرست منتقدان باز یابد، و این روزها هم که میانه‌اش با آن‌ها حسابی شکرآب است. لانتوری ساختۀ رضا درمیشیان هم ــ که دو سال قبل با فیلم پرحاشیۀ عصبانی نیستم در جشنواره حضور داشت ــ علی‌رغم استقبالی که در کاخ جشنواره کار را به تماشای ایستاده و نشسته بر زمین کشید و در سینماهای مردمی سانس‌های فوق‌العاده را سبب شد، نتوانست در صدر فهرست فیلم‌های برتر تماشاگران باقی بماند و همچنین ستاره‌های مورد انتظار را از منتقدان کسب نکرد.

صحبت دربارۀ موفقیت ابد و یک روز و ایستاده در غبار و همچنین وضعیت تراژیک لانتوری و بادیگارد در جشنوارۀ سی‌وچهارم را با اظهارنظر امیر قادری، منتقد سینما و سردبیر سایت کافه سینما، به پایان می‌برم که آرزو کرده: «خدا کند عاقبت روستایی، نشود درمیشیان لانتوری و عاقبت مهدویان، نشود حاتمی‌کیای بادیگارد

لطفاً نظر خود را اضافه کنید