بازسازی فیلم‌های خارجی (غیر انگلیسی‌زبان) به سبک هالیوود

0

 بازسازی هالیوودی رازی در چشمان آن‌ها را دیدم و فکر کردم که پیش از نوشتن نظرم دربارۀ آن، نگاهی به تاریخچۀ بازسازی فیلم‌های خارجی در هالیوود بیاندازیم.

ساختن نسخه‌های امریکایی فیلم‌های خارجی پدیدۀ نوینی نیست؛ سال‌های سال است که نسخۀ هالیوودی از برخی فیلم‌های خارجی، که تهیه‌کنندگان در هالیوود فکر می‌کنند پتانسیل بازسازی به گونه‌ای باب مزاج بینندگان امریکایی را دارند، ساخته می‌شود.

فیلمسازی که آثارش بیش از همۀ فیلمسازان دیگر توسط هالیوود بازسازی شده، آکیرا کوروساوا اسطورۀ سینمای ژاپن است. راشومون (۱۹۵۰) تبدیل به اهانت (مارتین ریت، ۱۹۶۴) شد و قلعۀ پنهان (۱۹۵۸)، که از فیلم‌های کمتر دیده‌شدۀ کوروساوا بود، توسط جورج لوکاس به جنگ ستاره‌ها (۱۹۷۷)، پرفروش‌ترین فیلم تاریخ در زمان خود، تبدیل شد. هفت سامورایی (۱۹۵۴) و یوجیمبو (۱۹۶۱) به دو وسترن کلاسیک هفت دلاور (جان استرجس، ۱۹۶۰) و به خاطر یک مشت دلار (سرجیو لیونه، ۱۹۶۴) دوباره‌سازی شدند؛ یوجیمبو در سال ۱۹۹۶ یک بار دیگر هم به نام آخرین مرد پایدار توسط والتر هیل بازسازی شد. دو بازسازی دیگر هفت سامورایی هم در راه است: اولی، هفت دلاور (آنتوان فوکوا، ۲۰۱۶) با شرکت دنزل واشنگتن، و دومی قرار است که در ایرلند شمالی اتفاق بیافتد. مارتین اسکورسزی هم چندین سال است که خیال بازسازی پستی و بلندی (۱۹۶۳) کوروساوا را دارد. با وجود این‌که فیلم‌هایی مانند هفت دلاور و به خاطر یک مشت دلار از کلاسیک‌های ژانر وسترن به شمار می‌آیند و جنگ ستاره‌ها یکی از موفق‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما است، هیچ‌ کدام از این بازسازی‌ها در سطح فیلم‌های منبع‌شان نبودند.

در دهۀ نخست این قرن، بازسازی فیلم‌های ترسناک ژاپنی رواج پیدا کرد: زنگ (هیدیو ناکاتا، ۱۹۹۸) با همین نام توسط گر وربینسکی (۲۰۰۲) و کینه (تاکاشی شیمیتزو، ۲۰۰۲) توسط خود او در سال ۲۰۰۴، و آب تیره (هیدیو ناکاتا، ۲۰۰۲) توسط والتر سالس (۲۰۰۵) در امریکا بازسازی شدند. بازسازی‌های فیلم‌های ژاپنی اخیراً به ژانر ترسناک محدود نبوده، و فیلم رمانتیک میل دارید برقصیم؟ (ماسایوکی سیو، ۱۹۹۶) در سال ۲۰۰۴ با همین نام توسط پیتر چلسوم و با بازیگرانی چون ریچارد گیر، جنیفر لوپز، و سوزان ساراندون بازسازی شد.

از میان کشورها فرانسه رکورددار بازسازی هالیوود از فیلم‌های آن کشور است؛ تا به حال بیش از هشتاد فیلم فرانسوی توسط هالیوود بازسازی شده‌اند. یکی از قدیمی‌ترین بازسازی‌ها در سال ۱۹۳۸، الجزیره (جان کرامول، ۱۹۳۸) بازسازی پپه لا موکو (ژولیان دوویویر، ۱۹۳۷) بود. بازسازی‌ فیلم‌های فرانسوی شامل چندین فیلم کلاسیک سینمای این کشور هم می‌شود؛ مانند از نفس افتاده (جیم مک براید،۱۹۸۳) که بازسازی ناموفق از نفس افتاده (ژان لوگ گدار،۱۹۶۰) بود. پس ازآن‌که پل مازورسکی با بازسازی‌های جاه‌طلبانه ولی ضعیف از فلینی ــ الکس در واندرلند (پل مازورسکی، ۱۹۷۰) بازسازی هشت‌ونیم (فدریکو فلینی، ۱۹۶۳) ــ و تروفو ــ ویلی و فیل (پل مازورسکی، ۱۹۸۰) بازسازی ژول و ژیم (فرانسوا تروفو، ۱۹۶۲) ــ سرش به سنگ خورد، در بازسازی رنوار موفق‌تر بود؛ آس و پاس در بورلی هیلز (پل مازورسکی، ۱۹۸۶)، بازسازی بودو از غرق شدن نجات پیدا کرد (ژان رنوار، ۱۹۳۲). ویلیام فریدکین پس از موفقیت چشم‌گیر ارتباط فرانسوی (۱۹۷۱) و جن‌گیر (۱۹۷۳)، یک شب سر میز شام در پاریس با بزرگان سینمای فرانسه هانری ژرژ کلوزو، کلود بری، فرانسوا تروفو و عده‌ای دیگر از فیلمسازان سرشناس فرانسوی، به این اساتید گفت که همیشه عاشق فیلم‌هایشان بوده و حتی شرح داد که چگونه برخی صحنه‌های فیلم‌هایش از فیلم‌های این بزرگان برداشته شده. بعد، خطاب به هانری ژرژ کلوزو گفت که: «استاد من می‌خواهم شاهکار شما، مزد ترس، را بازسازی کنم». کلوزو تعجب کرد و سعی کرد فریدکین را از این کار منصرف کند، ولی بی‌فایده بود. فیلم بسیار پرخرج جادوگر (ویلیام فریدکین، ۱۹۷۷)، بازسازی مزد ترس (هانری ژرژ کلوزو، ۱۹۵۳)، به شدت در گیشه شکست خورد و نتوانست نظر منتقدان را هم به خود جلب کند ــ در حقیقت این فیلم سرآغاز سقوط آزاد فریدکین بود. تحت سوءظن (استیون هاپکینز، ۲۰۰۰)، بازسازی شل ‌و ول ــ با وجود هنرپیشگانی مانند جین هکمن و مورگان فریمن ــ فیلم نفس‌گیر زندان (کلود میلر، ۱۹۸۱) بود. بی‌وفا (ادریان لاین، ۲۰۰۲)، بازسازی نسبتاً موفقی از زن بی‌وفا (کلود شابرول، ۱۹۶۸) است، و دزد خوب (نیل جردن، ۲۰۰۲) بازسازی نه چندان موفق باب قمارباز (ژان پیر ملویل، ۱۹۵۶).

از نفس افتاده

از نفس افتاده

موفقیت فوق‌العادۀ سه مرد و یک بچه (لئونارد نیموی، ۱۹۸۷)، که بازسازی کمدی فرانسوی سه مرد و یک گهواره (کولیت سرو،۱۹۸۵) بود، منجر به سیلی از بازسازی‌ کمدی‌های فرانسوی شد. یک بازسازی خوب که سروصدا نکرد و در گیشه هم ناموفق بود، سه روز بعد (پل هگیس، ۲۰۱۰) بود؛ بازسازی هر کاری برای او (فرد کاوایه، ۲۰۰۸). ولی بدون شک بهترین بازسازی فیلم خارجی در هالیوود، بعضی‌ها داغ‌اش را دوست دارند (بیلی وایلدر، ۱۹۵۹) است؛ بازسازی فیلم فرانسوی هیاهوی عشق (ریشارد پوتیر، ۱۹۳۵).

بازسازی فیلم‌های آلمانی هم سابقۀ دور و درازی در هالیوود دارد. ام (فریتز لنگ، ۱۹۳۱) یکی از شاهکارهای سینمای صامت با بازی فراموش‌نشدنی پیتر لوری است. در دهۀ پنجاه وقتی فریتز لنگ خبردار شد که هالیوود قصد بازسازی فیلمش را دارد، از کوره در رفت و تلاش بسیاری کرد که جلوی این کار را بگیرد، اما از آن‌جا که نامش روی فیلمنامه نبود ــ فیلمنامه را معشوقه‌اش در آن دوران، که بعد همسرش شد، نوشته بود ــ نتوانست کاری بکند. سکان کارگردانی را جوزف لوزی به عهده گرفت که خود از بزرگان سینما محسوب می‌شود؛ لوزی علاقه‌ای به بازسازی این فیلم کلاسیک نداشت ولی چون به پول محتاج بود، این کار را قبول کرد. نتیجۀ کار گرچه فیلم بدی نیست، ولی قابل مقایسه با شاهکار لنگ نیست. برای بازسازی بازی‌های مسخره (میشل هانکه، ۱۹۹۷)، هالیوود از خود هانکه برای این کار دعوت کرد، ولی بازی‌های مسخره (میشل هانکه، ۲۰۰۷) شماره دو نتوانست در حد شماره یک باشد. فیلم راز سوزان (رابرت سیودماک، ۱۹۳۳)، از کتابی به همین نام اثر اشتفن زویگ در آلمان ساخته شد؛ سال‌های متوالی استنلی کوبریک سعی کرد فیلمی بر اساس همین کتاب بسازد، ولی هالیوود منتظر او نشد و راز سوزان (اندرو برکین، ۱۹۸۸) ساخته شد و با وجود بازی درخشان کلاس ماریا براندور، نه در گیشه فیلم موفقی بود و نه در نگاه منتقدان. در بازسازی‌های بر فراز آسمان برلین (ویم وندرس، ۱۹۸۷)، سوای مقایسۀ کارگردان‌ها، دو دگرگونی نسبت به فیلم وندرس، حتی پیش از شروع فیلمبرداری پایین بودن کیفیت فیلم را تضمین کرد: اولی، تعویض محیط داستان از برلین به لس آنجلس بود و دومی، انتخاب نیکولاس کیج در نقشی که برونو گنز با استادی آفریده بود ــ شهر فرشتگان (برد سیبرلینگ، ۱۹۹۸) قابل مقایسه با فیلم وندرس نیست.

گاهی اوقات، البته خیلی به ندرت، وقتی بازسازی با کارگردانی ماهر و فیلمنامه‌ای که نکات خوب فیلم اصلی را حفظ می‌کند و هنرپیشگان قدرتمند، با هم جفت می‌شوند، حاصل کار می‌تواند حدأقل برابر فیلم منبع، و حتی موفق‌تراز آن هم بشود: بی‌خوابی (کریستوفر نولان، ۲۰۰۲) و رفتگان (مارتین اسکورسزی، ۲۰۰۶) که بازسازی‌های بی‌خوابی (اریک اسکولبرگ، ۱۹۸۷ نروژ) و امور داخلی (وای کونگ لاو، ۲۰۰۲، هنگ کنگ) هستند، به این گروه نادر تعلق دارند.

در این‌جا باید یک لوح شرم هدیه کنم به فیلم‌هایی که از نظر من بدترین بازسازی‌هایی هستند که تا به حال دیده‌ام. مدال نقره به ناپدیدشده (جرج اسلوزر، ۱۹۹۳) از اتریش تعلق می‌گیرد، با وجود استفاده از همان کارگردان در بازسازی ناپدیدشده (جرج اسلوزر، ۱۹۸۸). به‌یادماندنی‌ترین چیز نسخۀ اصلی پایان آن بود که یکی از تکان‌دهنده‌ترین و غیرمنتظره‌ترین پایان‌ها در تاریخ سینما است. وقتی که هالیوود از اسلوزر برای بازسازی فیلم دعوت کرد، امیدها زیاد بود، ولی این کجا و آن کجا ــ با گذاشتن یک پایان یخ هالیوودی نسخۀ بازسازی‌شده یک فیلم کاملاً بی‌ارزش از آب در آمد. اما مدال طلا به دیابولیک (جرمایا چچنیک، ۱۹۹۶) اهدا می‌شود که از شاهکاری مثل دیابولیک (هانری ژرژ کلوزو، ۱۹۵۵)، از برجسته‌ترین فیلم‌های ژانر وحشت، آشغالی مزخرف ساخت که حتی یک بار دیدنش هم زجرآور است.

همان‌طور که هالیوود فیلم‌های خارجی را بازسازی می‌کند، بسیاری کشورهای دیگر فیلم‌های هالیوود را بازسازی کرده‌اند؛ بزرگ‌ترین مشتری بازسازی فیلم‌های امریکایی، هندوستان است که معمولاً بدون اینکه نامی از فیلمی که از آن کپی کرده‌اند در تیتراژ فیلم بگذارند، مرتب دنبال فیلم‌های هالیوودی مناسب برای بازسازی هستند. ایران هم، به خصوص پیش از انقلاب، در بازسازی فیلم‌های امریکایی سابقه دارد. روسپی (عباس شباویز، ١٣۴٨) بازسازی دوستم بدار یا ترکم کن (چارلز ویدور، ۱۹۵۵) بود؛ نقش‌هایی که دوریس دی و جیمز کاگنی ایفا کرده بودند توسط آذر شیوا و بیک ایمانوردی دوباره خلق شد. هنگامه (ساموئل خاچیکیان، ١٣۴٧)، بازسازی سابرینا (بیلی وایلدر، ۱۹۵۴) بود و در جامعۀ مردسالار ایران، به جای همفری بوگارت و ویلیام هولدن که بر سر ادری هپبورن سرشاخ شده بودند، آذر شیوا و نیلوفر بر سر به دست آوردن دل بهروز وثوقی با هم رقابت می‌کردند! انسان‌ها (مهدی میثاقیه، ١٣۴٣) بازسازی روشنایی‌های شهر (چارلی چاپلین، ۱۹۳۱) بود؛ نقش دختر نابینا را فروزان بازی کرد و دوست‌دار بی‌پول که دختر تصور می‌کند ثروتمند است، در بازسازی ایرانی به جای یک نفر(چارلی چاپلین)، سه نفر(فردین، آرمان و مجید محسنی) بودند. فیلم‌های ایرانی دیگری هم هستند که اگر کاملاً بازسازی فیلم‌های امریکایی نبوده‌اند، ساختار و تم و داستان کلی فیلم را از آنها قرض گرفته‌اند؛ در این گروه می‌توانیم از این فیلم‌ها نام ببریم: قیصر (مسعود کیمیایی، ١٣۴٩)، برگرفته از نوادا اسمیت (هنری هاتاوی، ۱۹۶۶)، و آژانس شیشه‌ای (ابراهیم حاتمی‌کیا، ١٣٧۶)، برگرفته از بعدازظهر نحس (سیدنی لومت، ۱۹۷۵).

برگردیم به بازسازی رازی در چشمان آن‌ها (بیلی ری، ۲۰۱۵): نسخۀ آرژانتینی فیلم (خوان کامپانلا، ۲۰۰۹) یک فیلم نفس‌گیرسیاسی/ جنایی بود که مربوط به دوران دیکتاتوری ژنرال‌ها و پدیدۀ «ناپدیدشده‌ها» بود؛ پایان فیلم هم بسیار غیرمنتظره و تکان‌دهنده بود. این امتیازها باعث شد که در مراسم اسکار، رازی در چشمان آن‌ها رقبای سرسختی مانند روبان سفید (میشل هانکه) و یک پیامبر (ژاک اودیار) را پشت سر بگذارد و اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان را از آن خود کند. بازسازی هالیوود تقریباً تمام نکات برجستۀ فیلم را به دور انداخته: تم سیاسی فیلم برداشته شده و نسخۀ جدید به یک فیلم جنایی پیش‌پاافتاده تبدیل شده؛ انتخاب هنرپیشگانی مانند نیکول کیدمن و جولیا رابرتز، تمرکز تماشاگر را از فیلم به روی هنرپیشه منحرف می‌کنند؛ پایان غیرمنتظرۀ فیلم دیگر غیرمنتظره نیست، چون پیش‌تر آن‌قدر ایما و اشاره در فیلمنامه و بازی هنرپیشگان آمده که هر تماشاگری به راحتی می‌تواند پایان فیلم را مدت‌ها قبل از آن حدس بزند.

این سؤال پیش می‌آید که با وجود ناکامی‌های ذکرشده، و این حقیقت که بیشتر بازسازی‌ها به پای فیلم اصلی نمی‌رسند، چرا هالیوود همچنان به دنبال بازسازی فیلم‌های خارجی است؟ این سؤال چند جواب دارد: اول این‌که سوژه و داستان فیلم معلوم است و این می‌تواند موجب صرفه‌جویی در وقت و هزینۀ فیلمنامه‌نویسی بشود، بعد هم حتی اگر درصد کمی از این بازسازی‌ها موفقیت چشم‌گیر در گیشه داشته باشند (مانند جنگ ستاره‌ها و سه مرد و یک بچه) همین کافی است که مابقی تهیه‌کنندگان هم دنبال این کار بروند. من از حالا برای بازسازی‌های دایره سرخ، شاهکار ژان-پیر ملویل، و این گروه خشن، شاهکار سام پکین پا، که در حال پیش‌تولید هستند عزادارم!

لطفاً نظر خود را اضافه کنید