سی سال پس از نمایش «روایت رسمی»

0

سی سال پیش در چنین روزهایی بود که فیلم آرژانتینی «روایت رسمی» اسکار بهترین فیلم خارجی سال ۱۹۸۵ را دریافت کرد. آن سال، چهار فیلم دیگر فهرست نهایی این جایزه عبارت بودند از: «سه مرد و یک گهواره» (فرانسه، ساختۀ کولین سِرو)، «خرمن تلخ» (آلمان غربی، آگنیشکا هُلاند)، «سرهنگ رِدل» (مجارستان، ایشتوان سابو)، و «وقتی که پدر رفته بود مأموریت» (یوگسلاوی، اِمیر کوستوریتسا).

«روایت رسمی» فیلمی بود بر اساس داستانی بس حساس دربارۀ یک واقعۀ تاریخی معاصر در دورۀ دیکتاتوری نظامی در آرژانتین در سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ ، با یک داستان گیرا، فیلمنامه ای خوب و بازیگران ماهر و کارگردانی عالی لوییس پوئنزو (Luis Puenzo). فیلمنامه را خود پوئنزو به یاری آیدا بورت نیک (Aida Bortnik 1938-2013) نوشت و داستان آن که در نخستین سالهای دهۀ ۱۹۸۰ می گذرد، دربارۀ یک زن و شوهر مرفه ساکن بوئنوس آیرس است که چون بچه دار نمی شوند، بچه ای به فرزندی می پذیرند، که پس از مدتی، مادر در می یابد بچۀ یکی از «ناپدیدشدگان» است. در این سالها، هزاران نفر از مخالفان دیکتاتوری نظامی به زندان افتادند، و بسیاری از آنان یا به قتل رسیدند و یا «ناپدید» شدند، یعنی هرگز معلوم نشد چه بر سرشان آمد. خانوادۀ بعضی از این ناپدیدشدگان، هنوز هم پس از این همه سال تلاش می کنند از سرنوشت بستگان شان آگاه شوند.

ژنرال خورخه رافائل ویده لا و شورایی از امیران ارتجاعی ارتش آرژانتین روز ۲۴ مارس ۱۹۷۶ با یک کودتای نظامی قدرت را در دست گرفتند، پارلمان را منحل کردند، اتحادیه ها، حزب ها و سازمان های سیاسی و دولتهای ایالتی را ملغی اعلام نمودند. طی هفت سال بعدی، تا سال ۱۹۸۳، طی آنچه که به «جنگ کثیف» شهرت یافت، هزاران تن از شهروندان متهم به «خرابکاری علیه نظام» ناپدید شدند. شمار این افراد را بین نُه هزار تا سی هزار نفر تخمین می زنند.

نورما آلئاندرو که نقش اصلی (آلیسیا) را در فیلم بر عهده دارد، مانند بسیاری از هنرپیشگان و روشنفکران مترقی آرژانتین، مجبور به زندگی در تبعید شد. او ابتدا به اوروگوئه رفت، و از آنجا به اسپانیا نقل مکان کرد، و تنها پس از سقوط نظامیان بود که توانست به وطن بازگردد. او دربارۀ شخصیت آلیسیا گفته است «جستجوی آلیسیا، عین جستجوی مردم آرژانتین است که می خواهند حقایق تاریخ ما را کشف کنند.»

روایت رسمی» یکی از نخستین فیلم هایی بود که پس از سقوط رژیم استبدادی نظامیان در آرژانتین ساخته شد، گرچه پوئنزو نوشتن فیلمنامه را پیش از سقوط نظامیان شروع کرده بود و قصد داشت فیلم را مخفیانه بسازد. عده ای از مادرانِ ناپدیدشدگان در بوئنوس آیرس، از سال ۱۹۷۷ در میدانی به نام «میدان (ماه) مه» (Plaza de Mayo) در برابر کاخ ریاست جمهوری شروع به راهپیمایی کردند تا دولت را مجبور به افشای وضع فرزندان شان بنمایند. رژیم ویده لا این مبارزان را پس از شکنجه های بسیار اعدام می کرد و جسدهاشان را در گورهای جمعی بی نام و نشان در مناطق دورافتاده به خاک می سپرد. در کنار این مادران، زن های دیگری هم که دختران شان دستگیر و اعدام شده بودند، جنبش دیگری را شروع کردند که به «مادر بزرگ های میدان مه» معروف شد. اینها هم در پی بچه هایی بودند که دخترانِ دستگیر شده در زندان به دنیا آورده بودند اما معلوم نبود چه بر سر آن بچه ها آمده. بیشتر این بچه ها را نظامیان از مادران زندانی جدا می کردند و به خانواده هایی می سپردند که قادر به بچه دار شدن نبودند. در سال ۱۹۹۲ جایزۀ ساخاروف برای آزادی بیان به این مادران تعلق گرفت.

روایت رسمی

روایت رسمی» به همین واقعه می پردازد. آلیسیا و شوهرش روبرتو، یکی از این بچه ها را به فرزندی می پذیرند و تا پنج سالگی پیش خود نگه می دارند، بی آنکه آلیسیا از چند و چون ماجرا آگاهی داشته باشد. او معلمی است که سر کلاس هم ابایی ندارد که «روایت رسمی تاریخ» را به شاگردانش بیاموزد، تا اینکه یکی از دانش آموزان به پا می خیزد و «روایت» او را به چالش می گیرد. آلیسیا این دانش آموز را لو می دهد، ولی یکی دیگر از معلم ها موفق می شود دانش آموز را از این دردسر نجات دهد. پس از آن است که آلیسیا شروع می کند به تحقیق و جستجو دربارۀ اینکه پدر و مادر واقعی بچه ای که دارند بزرگ می کنند چه کسانی بوده اند و در نتیجه با مادربزرگ این بچه آشنا می شود و بقیۀ ماجرا هم بسیار خوب پرداخت شده که باید فیلم را دید.

این فیلم به جز اسکار، جایزۀ انجمن های منتقدان فیلم لس آنجلس، نیویورک و کانزاس سیتی، جایزۀ گلدن گلوب برای بهترین فیلم خارجی، جایزۀ انجمن منتقدان فیلم آرژانتین، جایزۀ اینترفیلم از جشنوارۀ برلین، جایزۀ بهترین بازیگر زن برای نورما آلئاندرو از جشنوارۀ کن و همچنین از آکادمی فیلم ایتالیا (جایزۀ داوید دی دوناتلو) را دریافت کرد.

لوییس پوئنزو (متولد ۱۹۴۶) پس از این فیلم، «گرینگوی پیر» را با شرکت گریگوری پک و جین فاندا (۱۹۸۹) و «طاعون» را بر پایۀ رمان معروف آلبر کامو با شرکت ویلیام هرت و ساندرین بونر (۱۹۹۲) ساخت، و آخرین فیلمی که در کارنامۀ او در سایت IMDB دیده می شود فیلمی است به نام «فاحشه و نهنگ» به سال ۲۰۰۴.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید