وودی النِ هفتاد و نه ساله

0

به مناسبت زادروز وودی الن

نوجوان لاغراندامى که همواره قربانی معلمان یهودى ستیز بروکلین بود، خیلی زود نبوغ خود را در نوشتن لطیفه  برای مجلات محلى کشف کرد. زمانى که او از نوشتن کسب درآمد می‌کرد پدرش از شغلى به شغل دیگر می‌رفت و اخراج میشد. جامعه یهودیان حسیدیک در بروکلین بزرگترین جمعیت یهودیان دنیا خارج از اسرائیل است. الن در محله میدوود در دل این جمعیت از پدرى که نسب روس و مادرى که نسبى ژرمن داشت به دنیا آمد. بعدها در «آنى هال» مصائب دوران کودکیش در مدرسه به عنوان یک کودک یهودى را تصویر کرد. یهودیان بروکلین جامعه‌ای بسته با منشی ارتدوکس هستند و خانواده در آنها اهمیت ویژه ای دارد. خانواده‌های پرجمعیت در «روزهاى رادیو» و «آنى هال» به نوعی اشاره به این خصلت جامعه یهودی است. کودکى او به طرز شگفت انگیزی با بروکلین پیوند خورده. در آنى هال او پارک بازی کُنی آیلند را با همه کمپلکس های بزرگسالیش مرتبط می‌داند. نگاه محافظه کارانه یهودیان ارتدوکس به مذهب چه در زمینه اخلاق( که سکسوالیته بخش یزرگى از آن است) و چه در اصول اعتقادى ( خدامحوری و …) الن را از همان ابتدا به چالش این اصول در لطیفه ها و متنهایش متمایل کرد. جهان الن جهانیست که همواره تعالیم یهودیت را پرسش می‌کند. در سطور پیش‌رو نگاهی خواهم داشت به سینمای وودی الن و رابطه المان‌های مؤثر این سینما با دنیای شخصی او.

۱. از کمدی تا یأس:

سینمای وودی الن را میتوان در دو محور بروسی کرد: از ۱۹۶۵ که او اولین فیلمنامه‌اش با عنوان «تازه چه خبر پوسی کت؟» را نوشت تا سال  ۱۹۷۷که «آنی‌هال» را ساخت٬ سینمای وودی الن بر طنزی استوار بود که بیشتر یاد‌آور اسلپ استیک‌های دوران صامت بود٬ هرچند لطیفه‌های وودی الن که البته تخصص همیشگی او بوده این آثار را متفاوت می‌کرد. با این همه تأثیر گروچو مارکس و باب هوپ در اولین دوره کاری او به وضوح به چشم می‌خورد. ضمن اینکه الن به سبک چاپلین ( و شاید بسیاری از کمدین‌های نسل اول سینمای کلاسیک) الگوی کمدی بازیگر-کارگردان را دنبال می‌کرد میزانسن او همواره بر غافلگیری‌های سبک کمدی صامت استوار بود٬ که در بسیاری از لحظات با شوخی‌های کلامی او که از علاقه‌اش به استند‌اپ کمدین‌های دهه ۷۰ می‌آمد٬ ترکیب شده‌بود.

۱۹۷۷ و آنی‌هال از چند جهت در کارنامه الن یک چرخش بود.  نخست این‌که برای اولین بار الن از غالب کمدی بیرون می‌آمد و پرسش‌های بی‌جوابش را با لحنی جدی‌تر می‌پرسید. سپس آن‌که اولین همکاری او با گوردون ویلیس یا همان شاهزاده تاریکی بود. نورپردازی‌های تصاویر ویلیس به الن فرصت داد تا به شخصیتهایش بعد دیگری نیز اضافه کند. کاراکترهای الن برای اولین بار فقط یک پروتاگونیست و بمب خنده نبودند٬ بلکه پیچیدگی‌هایی داشتند که می‌توانستند در ذهن بیننده تا روزها زندگی کنند. سوم این‌که آنی‌هال اولین فیلم اسکاری وودی الن بود٬ هرچند که الن شب اسکار را در آپارتمان خودش در منهتن خوابید و خبر برنده شدنش را فردا صبح از صفحه اول نیویورک تایمز خواند.

بعد از آنی‌هال الن بارها و بارها فیلمهایی به این سبک ساخت: منهتن٬ نماهای داخلی٬و …. هرچند که باز در سالهای بعد  تعداد زیادی کمدی به مفهوم کلاسیک خود ساخت نظیر: پایان هالیوودی٬ نفرین عقرب یشمی٬ گلوله‌ها بر فراز برادوی و …

از ۱۹۶۵ که او اولین فیلمنامه‌اش با عنوان «تازه چه خبر پوسی کت؟» را نوشت تا سال  ۱۹۷۷که «آنی‌هال» را ساخت٬ سینمای وودی الن بر طنزی استوار بود که بیشتر یاد‌آور اسلپ استیک‌های دوران صامت بود

از ۱۹۶۵ که او اولین فیلمنامه‌اش با عنوان «تازه چه خبر پوسی کت؟» را نوشت تا سال ۱۹۷۷که «آنی‌هال» را ساخت٬ سینمای وودی الن بر طنزی استوار بود که بیشتر یاد‌آور اسلپ استیک‌های دوران صامت بود

۲. الن تحت نفوذ:

الن از افراد بسیاری تأثیر گرفته‌است. او هیچ‌گاه منکر این تأثیرات نبوده و همواره به آن معترف بوده‌است. از جمله می‌توان تآثیر برگمان بر «نماهای داخلی»٬ تأثیر فلینی بر Stardust Memories ٬ تأثیر داستایوفسکی بر Match Point ٬ تأثیر تولستوی بر «عشق و مرگ»٬ تأثیر اورسن ولز بر «راز جنایت منهتن» و تأثیر تنسی ویلیامز بر «جاسمین غمگین» را نام برد.  الن تأثیرگرفتنش از سینمای اسکاندیناوی و بخصوص برگمان را بارها عنوان کرده‌است.

۳. نیویورکر:

کمتر هنرمندی را می توان یافت که نیویورک را چنین در آثارش ستوده‌باشد. قطعاً «منهتن» نقطه اوج این ستایش است٬‌چون عاشقانه‌ای است برای منهتن و زندگی نیویورکی. قابهای فیلم از تصور ذهنی ویلیس و الن می‌ آید سعی می‌کند از شهر یک تصویر تاریخی بسازد. دیگر آثار وودی الن را نیز به هیچ عنوان می‌توان از پس‌زمینه نیویورک به عنوان یک شهر جدا کرد. شهربازی کُنی آیلند در «آنی هال»٬ ترایبکا در «راز جنایت منهتن» هر دو بیش از ان‌که تنها یک لوکیشن باشند٬ بخشی از بافت داستانی هستند٬ به نحوی که نمی‌توان داستان مشابه را جایی دیگر و در شهری دیگر تصور کرد.

۴. جهانی بین گناه و شهوت زیستن:

در آموزه‌های دین یهود٬ گناه جایگاهی ویژه دارد. الن به طرق مختلف این آموزه‌‌ها را به چالش می‌کشد. او همواره خود و شخصیتهایش را در نقطه‌ای بین شهوت زیستن و احساس گناه قرار می‌دهد و بدون هیچ پاسخی آنها را بلاتکلیف رها می‌کند. آن‌چه برای مارتین لندو در «جنایات و بزهکاریها» رخ می‌دهد چیزی شبیه همین وضعیت است. الن البته اشاره با احساس گناه را بسیار پررنگ‌تر در «دنی رز برادوی» انجام می‌دهد. از طرف دیگر از نگاه او ما درمقابل رانه‌های جنسی و احساسی خود تسلیم هستیم و چاره‌ای جز زندگی در چنین وضعیتی نیست.

۵. ایمان به فروید:

الن مؤمنانه به فروید و سنت روانکاویش تعلق فکری دارد. این ایمان (چه بسا کورکورانه) او٬ قضاوت‌های الن را بعضاً نامطمئن می‌کند و محتوای داستان‌های الن را محدود به چند ایده خاص می‌کند.در «منهتن» و «زنی دیگر» الن به روشنی به تحلیل روانکاوانه می‌پردازد.

۶. جاز:

از زمانی که الن نوجوان٬ نواختن کلارینت را آغاز کرد تا کنون همواره مانند یک نوازنده حرفه‌ای با گروه جازش نواخته‌است. این علاقه او به جاز تقریباً در موسیقی متن همه آثار او دیده می‌شود. الن هنوز هم یک شب در هفته را در کافه کارلایل در شمال شرق منهتن٬ به کلارینت نواختن سپری می‌کند و این جزئی از زندگی هنری اوست.

۷. پدوفیل یا منحرف:

زمانی در رأی‌گیری از مردم نیویورک٬ وودی الن به عنوان یکی از ده منحرف جنسی مشهور نیویورک انتخاب شد. او در «همه آن‌چه می‌خواهید درباره سکس بدانید…» جسورانه  و همگام با انقلاب سکسی دنیای غرب انحرافات جنسی را در غالب کمدی بازگو می‌کند و تابوی سخن‌گفتن علنی درباره آن‌ها را می‌شکند. در «منهتن» تمایلات پدوفیل خود را جایی در روایت عیان می‌کند. تمایلاتی که بعد‌ها در غالب دادگاهی که میافارو برایش تشکیل داد٬ بارها و بارها مورد سؤال قرار گرفت.

پرکاری الن٬ برگرفتن داستان‌هایش از تجربیات عادی زندگی و روایت‌های جهان‌شمول در کنار برخواستن او از سنت روشنفکری و پرسشگری او در قبال قوانین زندگی  او را به یکی از محبوب‌ترین کارگردان‌های قرن تبدیل کرده‌است. کارگردانی که چشمه جوشان خلاقیتش تا سالها قصد خاموش شدن ندارد.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید