چگونه “قصۀ عشق” به حکایت جدایی رسید

0

آرتور هیلر، کارگردان فیلم معروف “قصۀ عشق” ، اخیرآ درگذشت. جریان هایی که پشت پرده برای دست اندر کاران این فیلم رخ داد حتی از داستان خود فیلم جالب تر است!

رابرت اوانز در دهه شصت و هفتاد میلادی رئیس کمپانی فیلم سازی پارامونت و از پرقدرت ترین و بانفوذ ترین اشخاص در هالیوود بود. او در سال ١٩۶٨ با دادن نقش اصلی زن فیلم “خداحافظ کلمبوس” به هنرپیشۀ گمنامی به اسم الی مک گرا، از او نیم ستاره ای ساخت. یک سال بعد از آن، فیلمنامه ای به نام “قصۀ عشق” که پرفسوری از دانشگاه هاوارد به نام اریک سیگال نوشته بود، به دست اوانز رسید. هیئت مدیره پارامونت نظر مساعدی به این فیلمنامه نداشتند ولی به اوانز گفتند که حاضرند بودجه ای با سقف دو ملیون دلار در اختیارش بگذارند و هرچقدر که بودجه فیلم از این مبلغ بالاتر رفت، اوانز باید از جیب خودش بدهد. اوانز پیشنهاد کارگردانی فیلم را اول به لاری پریس و بعد به آنتونی هاروی داد و هردو آنها پیشنهاد را رد کردند. در این میان، آرتور هیلر که مابین ساختن دو فیلم چند هفته وقت بین این دو پروژه داشت حاضر شد که کارگردانی “این تکه آشغال” (به قول خودش) را به عهده بگیرد. اوانز از اول تصمیم گرفته بود که نقش اصلی زن فیلم را به الی مک گرا بدهد. ولی پیدا کردن هنرپیشه برای نقش اصلی مرد فیلم به شدت مشکل آسا بود. هشت هنرپیشه مرد: مایکل داگلاس، مایکل سارازین، جف برجز، بو بریجز، مایکل یورک، پیتر فوندا، جان وویت و کیت کارادین، همگی این نقش را رد کردند. جالب این جا است که اوانز برای قبول کردن این نقش حاضر شده بود به هنرپیشه مرد فیلم ده درصد از کل فروش فیلم را بدهد که پس از نمایش فیلم ملیون ها دلار ارزش پیدا کرد! به ناچار چند هنرپیشه جوان و نه چندان معروف، از جمله کریستوفر واکن و رایان اونیل تست شدند. آرتور هیلر تست کریستوفر واکن را پسندید ولی به اصرار بیش از حد اوانز به اکراه قبول کرد که رایان اونیل این نقش را بازی کند.

Evans-Ali McGraw

در این میان، اوانز تصمیم گرفت که برای بازاریابی از اریک سگال بخواهد که کتابی از روی فیلمنامه اش بنویسد. سگال در عرض یکی دو هفته کتاب را نوشت و ناشر حاضر شد که ۶٠٠٠ نسخه چاپ کند. اوانز با دادن ٢۵٠٠٠ دلار به ناشر او را راضی کرد که ٢۵٠٠٠ نسخه از کتاب را چاپ کند. کتاب “قصۀ عشق” پرفروشترین کتاب در سراسر جهان شد! بنا به توصیه هنرپیشه مشهور فرانسوی آلن دلون، اوانز از آهنگساز فرانسوی فرانسیس لی خواست تا آهنگ های فیلم را بسازد. در سال ١٩٧٠ که فیلم به نمایش گذاشته شد، “قصۀ عشق” پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما تا آن وقت شد و نامزد هفت اسکار از جمله بهترین فیلم، کارگردان، فیلمنامه، هنرپیشه مرد و هنرپیشه زن. ولی تنها اسکاری که فیلم گرفت برای موسیقی خاطره انگیز فرانسیس لی بود.

پس از نمایش فیلم، رابرت اوانز که یک دل نه صد دل عاشق الی مک گرا شده بود، با او ازدواج کرد. الی مک گرا از دوران نوجوانی اش آرزویش این بود که روزی نقش دِیزی در کتاب “گتسبی بزرگ” نوشته اسکات فیتزجرالد را بازی کند. هدیۀ عروسی اوانز به الی مک گرا خریدن حق اقتباس این کتاب از بازماندگان فیتزجرالد بود، با این نقشه که نقش دیزی (نقش محوری داستان) را الی مک گرا بازی کند. ولی همانطور که جناب حافظ فرموده اند: که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها!

برای نقش خود گتسبی انتخاب های اولیه اوانز وارن بیتی و جک نیکلسن بودند ولی هردوی آنها هیچ علاقه ای به قبول این نقش نکردند. پس از این دو، اوانز به سراغ استیو مک کویین رفت. چون تدارکات گتسبی بزرگ زمان می برد، اوانز تصمیم گرفت که قبل از آن از الی مک گرا در فیلم “فرار مرگبار” استفاده کند. این فیلم کمپانی پارامونت را قرار بود که پیتر بگدانوویچ کارگردانی کند و استیو مک کویین نقش اول آن را بازی کند. بگدانوویچ مخالف این بود که الی مک گرا نقش اول زن این فیلم را بازی کند و عقیده داشت که تنها هنرپیشه مناسب برای این نقش سیبل شپرد است (که در آن زمان دوست دختر بگدانوویچ بود). اصرار او بی فایده بود و بگدانوویچ پروژه را ترک کرد و اوانز سم پکین پا را جانشین او کرد. بعد خبر رسید که مک کویین فکر می کند که مک گرا برای این نقش مناسب نیست. پس از پا درمیانی های فراوان مک کویین اعلان کرد که می خواهد مک گرا را ملاقات کند و بعد از آن نظریه نهایی اش را بدهد. با اینکه اوانز و مک گرا در آن موقع در نیویورک بودند، اوانز مک گرا را سوار هواپیما کرد و به لس آنجلس فرستاد تا به دیدن مک کویین برود. مک کویین مک گرا را پسندید و کمی بعد فیلم برداری “فرار مرگبار” آغاز شد.

getawaya12

در حین فیلم برداری “فرار مرگبار”، اوانز چندین بار سعی کرد تا با همسرش تماس بگیرد ولی نتوانست پیدایش کند. بعد برایش خبر آوردند که روابط همسرش با مک کویین بیش از اندازه دوستانه شده! اوانز با عجله از رم به کالیفرنیا پرواز کرد ولی دیگر خیلی دیر شده بود و الی مک گرا به او گفت که عاشق استیو مک کویین شده و می خواهد از او جدا شود.

پس از این جریان اوانز به فکر انتقام افتاد و به کمپانی پارامونت اطلاع داد که مک گرا نقش دیزی را در” گتسبی بزرگ” بازی نخواهد کرد. تا این خبر به بیرون بروز کرد، تمام هنرپیشه های زن طراز اول هالیوود علاقه شان را برای گرفتن این نقش به گوش اوانز رساندند. چهار فینالیست آخر میا فارو، فی داناوی، کندیس برگن و کاترین راس بودند. پس از تست هایی که از همه آن ها گرفته شد، میا فارو برای این نقش انتخاب شد. در این میان استیو مک کویین به روسای کمپانی پارامونت پیغام داد که اگر نقش دیزی را به الی مک گرا بدهند، خود او حاضر است نقش گتسبی را بدون گرفتن دستمزد بازی کند. پس از شنیدن این پیغام، روسای پارامونت به شدت اوانز را تحت فشار گداشتند تا این پیشنهاد باور نکردنی را قبول کند. اما اوانز زیر بار نرفت و گفت اگر مک کویین و مک گرا انتخاب شوند او از شغلش استعفا می کند. روسای پارامونت به ناچار جا زدند و” گتسبی بزرگ” با شرکت رابرت ردفورد و میا فارو جلوی دوربین رفت.

مک کویین و مک گرا در سال ١٩٧٣ ازدواج کردند و پنج سال بعد از آن از هم جدا شدند. مک گرا دیگر نقش چشم گیری بازی نکرد و  معتاد به الکل شد. مک کویین هم فقط دو فیلم موفق دیگر بازی کرد: “پاپیون” و “آسمان خراش جهنمی”. در سال ٢٠٠٢ که رابرت اوانز ستاره ای در گذرگاه شهرت هالیوود دریافت کرد، الی مک گرا او را در این مراسم همراهی نمود!

ترجمه و نقل به مضون از کتاب “آن پسر در فیلم باقی خواهد ماند” اثر رابرت اوانز

 

لطفاً نظر خود را اضافه کنید