گانگسترهای وراّج

1

به مناسبت ۲۵ سالگی رفقای خوب ساختۀ مارتین اسکورسیزی

۲۵ سال از ساخته شدن رفقای خوب(Goodfellas) مارتین اسکورسیزی گذشت. فیلمی که در سال ۱۹۹۰ بر اساس زندگی واقعی گانگستر معروف آمریکایی و خبرچین اف بی آی، هنری هیل ساخته شده و نه تنها یکی از بهترین آثار ژانر گانگستری و مافیایی مدرن به حساب می آید بلکه یکی از بهترین فیلم‌های اسکورسیزی نیز به شمار می رود.

«رفقای خوب» بر اساس سناریوی مشترک اسکورسیزی و نیکلاس پیله گی خبرنگار جنایی نیویورک و کتاب پرفروش او به نام «مردان خلافکار» نوشته شده و مقطعی از زندگی هنری هیل از ۱۹۵۱ تا ۱۹۸۱ یعنی از شروع کار او به عنوان یک گانگستر خرده پا تا پیوستن او به دسته های مافیایی و بعد سقوط امپراتوری مافیایی پل چی چِرو، پدرخواندۀ گروه را دربر می گیرد.

در آغاز فیلم، هِنری، کودکی است که دلش می خواهد گانگستر شود و برایش گانگستر شدن مهم تر از رئیس جمهور آمریکا شدن است. او عاشق زندگی پر زرق و برق، اتومبیل های شیک و گران قیمت و قدرت و نفوذ گانگسترهاست و می بیند که مردم چگونه از آنها می‌ترسند و به آنها احترام می‌گذارند. هِنری کارش را به عنوان پادو در دستگاه چی چِرو شروع می‌کند اما علیرغم ریشه ایرلندی اش به تدریج پلکان قدرت را در خانوادۀ مافیایی ایتالیایی تبار نیویورک طی می‌کند. او به همراه جیمی(رابرت دونیرو) و تامی(جو پشی)، دوستان دیگر گانگسترش، حلقۀ کوچک صمیمانه ای تشکیل می‌دهند که هیچ غریبه ای اجازه ورود به آن را ندارد. آنها در رستوران ها و کافه ها دور هم می‌نشینند و به خوش‌مزگی ها و حرکات جنون آمیز تامی می خندند و از احترامی که دیگران از روی ترس به آنها می‌گذارند، سرمست اند. آنها دست به سرقت می زنند، مخالفان خود را مثل آب خوردن می کُشند و مخفیانه چال می کنند.

با اینکه «رفقای خوب»، تجلیلی از زندگی گانگسترهاست و این زندگی را جذاب، خواستنی و غبطه برانگیز تصویر می‌کند اما رویکرد اسکورسیزی در مواجهه با ژانر، در تضاد با رویکرد حماسی و رمانتیک کاپولا در فیلم «پدرخوانده» قرار دارد.

یکی از ویژگی های منحصربفرد این فیلم، حرافی شخصیت های گانگستر آن است که پیش از آن در کمتر فیلم گانگستری دیده شده است. گانگسترهای فیلم های کلاسیک فرانسوی و آمریکایی، معمولا افرادی خاموش یا کم حرف اند که در سکوت گام برمی دارند و آدم می کشند. به عقیدۀ گری ساسمن، منتقد مجلۀ سینمایی مووی فون، «رفقای خوب» ایدۀ گانگسترهای پرحرف را به سینما و تلویزیون معرفی کرد. به نوشتۀ این منتقد، سابقاً تصور ما این بود که اعضای دسته های مافیایی به خاطر سوگندی که می خورند، قاعدتاً در مورد کارهای خود هیچ حرفی نمی زنند ولی در این فیلم ما با گانگستری آشنا می شویم که نمی تواند جلوی زبانش را بگیرد. به اعتقاد ساسمن، شخصیت گانگسترهای پرحرف و فیلسوف مآبی که بعد از فیلم «رفقای خوب» در سینما و تلویزیون ظاهر شدند(از شخصیت های تارانتینو و رودریگز گرفته تا قهرمانان سریال های گانگستری مثل «سوپرانو») همه مدیون این فیلم اند.

«رفقای خوب» از سناریوی محکم و منسجمی برخوردار است. شخصیت های آن همگی واقعی و باورپذیرند و دیالوگ ها، هوشمندانه، پرانرژی و بسیار دراماتیک نوشته شده است. تامی، شخصیتی بامزه، شوخ طبع و درعین حال تندخو، عصبی و بسیار بی رحم است اما جیمی از نظر شخصیتی در مقابل او قرار دارد و برخلاف تامی، آدمی آرام، خونسرد و تا حد زیادی منطقی است اگرچه در خشونت و بی رحمی دست کمی از تامی ندارد.

فیلم، مطالعه ای عمیق و قابل تامل در بارۀ زندگی گانگسترها و فرهنگ آنهاست. اسکورسیزی با دقت تمام جزئیات زندگی گانگسترها و روابط درونی آنها را ترسیم کرده است. گانگسترهای اسکورسیزی بیش از هر فیلم دیگری در این ژانر، واقعی و باورپذیر تصویر شده اند. آنها با اینکه دم از مرام، رفاقت و مردانگی می زنند اما در عمل نشان می دهند که نباید روی رفاقت و مردانگی شان حساب کرد. هِنری به سادگی به دوستانش خیانت کرده و آنها را لو می دهد. آنها خشن و رعب انگیزند و همدلی ما را برنمی انگیزند اما با این حال جذاب و دوست داشتنی خلق شده اند و ما آنها را با همۀ خشونت و ترسناک بودنشان دوست داریم.

اسکورسیزی به عنوان یک عاشق تاریخ سینما، ضمن به کارگیری مولفه ها و عناصر آشنای ژانر گانگستری، با فاصله گذاری، تغییر زاویه دید و نیز نمایش بی پروا و صریح خشونت و بی رحمی، فاصله خود را با نمونه های کلاسیک این ژانر حفظ می کند. حرکت های دوربین بالهاوس نیز استادانه است و ما را با خود به درون دنیای زیرزمینی و پر از خشونت تبهکاران نیویورکی می برد. بازی های ری لیوتا در نقش هِنری، جوپشی در نقش تامی و رابرت دونیرو در نقش جیمی نیز فراموش نشدنی و ماندگار است.

مجموعۀ این ویژگی ها و عناصر، سبب شده که «رفقای خوب»، به نمونه ای منحصر بفرد و درخشان در ژانر گانگستری تبدیل شود.

یک نظر

لطفاً نظر خود را اضافه کنید