مادام دو

0

در مارس سال ٢٠٠٧ اندرو ساریس در یادداشتى به مناسبت اکران ” مادام دو” در فیلم فروم نیویورک نوشت: در ٣٠ سال گذشته هرگاه از من درباره بهترین فیلم همه دورانها سؤال شده جواب فورى من “گوشواره هاى مادام دو”… بوده. فیلم که مربوط به دوره بازگشت افولس به اروپا و خلق چهار فیلم آخر کارنامه اش( وشاید درخشان ترین دوره کارى او) است به نحو استادانه اى چندین رویکرد ساختارى در کارگردانى و داستان گویى را در هم آمیخته، رویکردهایى بس متناقض. آنچه نهایت کار افولس است، اثرى درخشان است که جدا از زمان هنوز از میتوان از لایه هاى مختلف آن در  فرم روایی-تصویری و محتوى سخن گفت. به اعتقادِ من فیلم به نحوى چکیده همه کارنامه افولس است، چه در استتیک و چه در محتوى.

شاعر تالارهاى رقص

 نامى که منى فاربر افولس را با آن خطاب کرد( “مادام دو … ”  در ادوار مختلف جزو فیلمهای انتخابی فاربر بوده‌است). چقدر این عنوان به اثرى مثل ” مادام دو…” مرتبط است؟ جواب ما قطعاً در واکاوى دکوپاژ آهنگین افولس است. شروعى درخشان با حرکت دوربین از روی جواهرات مادام دو٬ نگاهی به زندگی او می‌اندازد. افولس با موسیقی پس‌زمینه به روایت عاشقانه فیلم رنگی رومانتیک می‌دهد٬ و با ظاهر شدن به عنوان نقاش عشق٬یک رومانتیک ارتودکس است.

رازی در میان نیست٬ سینما در نابترین شکل خود

راوی در “ مادام دو… “ دانای کل است. با اینکه در لحظات بسیاری دوربین زاویه‌ای سوبژکتیو دارد اما در کلیت هیچ اتفاقی از دید بیننده دور نیست٬ هیچ رازی وجود ندارد که بیننده نداند٬ و البته در هر پرده فیلم بیننده بیش از پرسوناژها از داستان مطلع است. کارگردان در این نوع سینما پوکربازیست که رو بازی می‌کند. هیچ اتفاقی را از چشم تماشاگر مخفی نمی‌کند. در حقیقت آنچه بیننده را به فیلم متصل می‌کند اشتیاق برای فهمیدن معمای فیلم نیست بلکه مکاشفه‌ایست که فیلمساز از خلال آن عشق را می‌نمایاند و بر مفهوم آن دوباره تأمل می‌کند.

پلی از اتفاق به مود

 ساختار اصلى فیلم٬ اتفاق محور است. اتفاقاتی که حول یک گوشواره شکل میگیرد و به ما فرصت میدهد در هر بخش فیلم، زمانى که گوشواره در جایى متوقف میشود فرصتى براى کاوشی درباره پرسوناژ پیدا کنیم. در همین توقفگاه‌ها دوربین از اتفاقات دور می‌شود و در حالتی سوبژکتیو از اتفاق به درون پرسوناژ نقب می‌زند.

گوشواره جهنمی

گوشواره‌ای که در ابتدای فیلم بی‌ارزش‌ترین شی‌‌ء در  کمد مادام دو است٬ در انتهای فیلم به مهمترین دلیل او برای زندگی تبدیل می‌شود. گوشواره همان است اما آنچه آن را متفاوت کرده عشق متصل به آن است. اشاره‌‌ای غیر مستقیم و استعاری به کریستاله شدن عشق. به روایتی این اتفاق عشق است که بر تصویر گوشواره‌ اثر می‌گذارد. بی‌دلیل نیست که افولس را با استندال مقایسه می‌کنند که هر دو شارع عشق هستند و خط کلی آثارشان تبارشناسی عشق است. در آرای استندال پدیده‌ای که در آن امری که در چشم عاشق نامطلوب است٬ در اثر اتفاق عشق کریستاله می‌شود و تبدیل به وسوسه‌ای دائمی می‌شود.

738_048.jpg

شوخ‌طبعی آلمانی

طنز به مثابه لحنى براى روایت عاشقانه از همان ابتدا در سینماى افولس دیده شده. شاید در معاصرین افولس٬ لوبیچ نزدیکترین به لحن او را داشته باشد، با این تفاوت که طنز لوبیچ وجهى همواره اروتیک دارد ولی اروتیسم در روایتهای افولس جایگاهی ندارد. به سکانسی که دوناتی (دسیکا) و مادام دو می رقصند بنگرید. دو دلداده خیره به چهره یکدیگر می‌رقصند و افولس گذر زمان را در شکل‌گیری این اشتیاق نشان می‌دهد٬ اما این عشق آتشین مانع نمی شود تا افولس دو دلداده‌ را در انتهای سکانس خسته و درمانده در آغوش یکدیگر نشان ندهد٬ و نیز کنایه‌ای که نوازنده ارکستر به آنها می‌زند نوعی دست‌انداختن چنین شیداییست.

دور از حکم اخلاقی

مادام دو تفاوت بزرگی با  شخصیت اصلی انواع کلاسیک چنین عاشقانه هایی از جمله آناکارنینا و مادام بوواری دارد. در داستان مادام دو هیچگونه کشمکش اخلاقی وجود ندارد. قضاوت اخلاق‌مدارانه به نحوی که داستان و روایت در صدد تأیید یا محکوم کردن مادام دو بر بیاید اتفاق نمی‌افتد. قطعه عاشقانه افولس حتی سعی در تحلیل اتفاق ندارد و تنها به تشریحی رومانتیک از عشق بسنده می‌کند.

عشق پیروز است

گویی ژنرال از اتفاقی که برای مادام دو افتاده آگاه است. می گوید: ” ناپلئون دو بار اشتباه کرد٬ یک‌بار در واترلو و بار دیگر زمانی که گفت بهترین راه فراموش کردن عشق فرار کردن است. “ برای ما روشن نیست که ژنرال از عشق مادام دو به دوناتی اگاه است یا خیر؟ اما ژنرال برای بار چندم به اتفاق اصلی فیلم اشاره می‌کند: پیروزی عشق. مادام دو در انتها نبرد را به عشق می‌بازد. همه تلاشهای بیهوده او برای فراموش کردن٬ آن زمان که به خودش می‌گوید دوناتی را دوست ندارد٬ گواه بر پیروزی عشق است.

برجستگی آثاری همچون “مادام دو… “ در ارتباط عمیق آنها با یک پدیده انسانی است. برای چنین آثاری تاریخ انقضائی وجود ندارد.

 

لطفاً نظر خود را اضافه کنید