نگاهی به مستند«سه کوهنورد»

0

مستند «سه کوهنورد» که درباره سه آمریکایی اسیر در ایران بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ ساخته شده‌است٬ این هفته در نیویورک به نمایش در‌آمد. برخلاف انتظار فیلم بیش از اینکه بر روند سیاسی این اتفاق تمرکز کند٬ موضوع را از نگاهی جهان‌شمول‌تر و انسانی‌تر بررسی کرده‌است. این رویکرد٬ هم جذابیت فیلم را  برای مخاطب جهانی بیشتر می‌کند و هم از تحلیل‌های سیاسی شتاب‌زده٬ و رسانه‌پسند می‌پرهیزد.

فیلم با داستان این سه فعال حقوق بشر شروع می‌شود. اینکه هرکدام چگونه مسیر خود را تا رسیدن به مرز کردستان عراق و ایران طی کرده‌اند. آنچه واضح است٬ این است که این سه آمریکایی با هدفی انسان‌دوستانه به خاورمیانه سفر کرده‌اند.هرچند همه می‌دانیم که فعالینی از این دست٬ در بسیاری موارد نه صدای مؤثری دارند و فعالیت سیاسیشان به ماجراجویی بیشتر شبیه است٬به نظر می رسد این سه آمریکایی٬ در کار خود جدیت بیشتری دارند. گذراندن زمانی برای یادگرفتن زبان عربی٬ و نوشتن مقالاتی درباره منش ارتش آمریکا در عراق و همچنین تأثیرات حضور ارتش آمریکا در عراق٬ آموزش کودکان سوری در دمشق و … همگی از فعالیت‌های این سه آمریکایی بوده‌است.

اما مستند با ریتمی سریع داستان را به سمت زمان اسارت و اتفاقات آن دوره می‌برد. داستان بیش از اینکه از زبان سه کوهنورد روایت شود٬ از زبان خانواده آنها روایت می‌شود. آنچه در کل فیلم نمایان است٬‌این است که کارگردان اصلی اتفاقات فیلم در اکثر زمان فیلم٬ خانواده‌های زندانیان هستند و نه سیاستمداران. این شکل روایت بیش از هر چیز تعبیر نوام چامسکی را به خاطرم آورد که قوانین آزادی‌بخش و دموکراسی‌خواهانه در قانون اساسی آمریکا همواره وجود داشته‌اند اما تنها زمانی شکل اجرایی به خود گرفته‌اند که مردم دولت را با فعالیت خود ملزم به انجام آن کردند. در طول فیلم هم می‌بینیم که اوباما و احمدی‌نژاد به عنوان دو سوی سیاسی داستان در روند آزادی این سه گروگان نقش کوچکتری نسبت به مردمی دارند که در آمریکا و همه جای دنیا کمپین آزادی این سه گروگان را هدایت می‌کنند.

همانطور که زمان کوتاهی از فیلم به احمدی‌نژاد و اوباما می‌پردازد٬ زمان کوتاهی نیز به وقایع درون زندان می‌پردازد. به نظر می‌رسد کارگردان توجه زیاد رسانه‌ها به زندان اوین و شرایط آن را کافی دانسته٬ و از توضیح آنچه رسانه‌ها در صدر خبرهای خود دارند پرهیز کرده‌است. این رویکرد هوشمندانه باعث شده فیلم بیشتر از اینکه در خدمت جنجال رسانه‌ای باشد٬ پیامی انسانی داشته‌باشد. بارها در فیلم بر اینکه این شرایط در عین دشواری چطور می‌تواند انسانها را به یکدیگر نزدیک کند٬ تأکید می‌شود.

فیلم تنها در زمانی کوتاه به سابقه تنشهای سیاسی ایران و آمریکا که به این گروگان‌گیری ختم می‌شود می‌پردازد ولی بارها از زبان سه گروگان و دیگر مصاحبه‌شوندگان تکرار می‌کند که زندان انفرادی شاید یکی از بدترین انواع شکنجه برای هرانسانی باشد.

شاید نقص فیلم٬ رویکرد سانتی‌مانتال در لحظاتی که به ملاقات مادران زندانیان با‌ ‌آنها یا آزادشدن آنها در فرودگاه عمان میپردازد باشد. این دست سانتی‌مانتالیسم  در مقایسه با آنچه زندانیان سیاسی در بیشتر حکومت‌های دیکتاتوری تحمل می‌کنند خنده‌دار به نظر میرسد. اساساً وقتی مستند با نشان دادن رنج‌هایی که وقوع آنها تحت شرایط موجود اجتناب‌ناپذیر است٬ سعی در تأثیرگذاری دارد٬ به راحتی می‌توان صندلی را ترک کرد و برای گذراندن زمانی که فیلم را موسیقی تأثیرگذار و گریه‌ها و آغوش‌ها پیش میبرند به بیرون از سالن سینما رفت.

اشارات جالبی از این نوع که جاشوا فتال٬ یکی از گروگان‌ها تباری یهودی و عرب-اسرائیلی دارد و پدرش زمانی را در ارتش اسرائیل کار کرده‌است٬ و اینکه چگونه پدر جاشوا در تمام مدت زندانی بودن پسرش این موضوع را به هیچ‌عنوان رسانه‌ای نمی‌کند٬ نیز به جذابیت داستان می‌افزاید.

با آنکه چه از زبان این سه کوهنورد و چه با تعابیر دیگر بارها تأکید می‌شود کل اتفاق یک بازی سیاسی بوده‌است٬ در انتها کارگردان سعی در نشان دادن اتحاد بیشتر انسانها در زمانی که فشار سیاسی شکلی سبوعانه به خود می‌گیرد ٬دارد.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید