بی‌مهری منتقدان فرانسوی به “خواب زمستانی”؟

0

شاید “خواب زمستانی” به کارگردانی نوری بیلگه جیلان از اندک فیلم‌های تحسین‌شدۀ فستیوال کن باشد که با کم‌اعتنایی و حتی بی‌مهری زیاد و غیرمنتظرۀ منتقدان فرانسوی مواجه شده است. این رویکرد در مقاله‌ها و نقد‌های برخی از معتبرترین نشریات سینمایی و هنری مشهود است و البته به شکل فشرده در جدول‌های ارزش‌گذاری و امتیاز‌دهی فیلم، به‌ویژه جدول مجله کایه‌ ‌‌دوسینما بروز پیدا کرده است. متن پیش‌رو یادداشتی کوتاه از سرژ کاگانسکی، منتقد هنری-سینمایی کهنه‌‌کار مجلۀ لِزَنروک (مخفف لِزَنروکوپتیبل) دربارۀ این فیلم است که گمان می‌کنم دلایل اصلی منتقدان فرانسوی را برای این‌که چرا “خواب زمستانی” را دوست ندارند، بیان‌ می‌کند. خواندن این یادداشت از یک منتقد فرانسوی شناخته‌شده درباره فیلم‌ برنده نخل طلای کن از یک کارگردان سرشناس، حتی اگر با آن هم‌نظر و هم‌صدا نباشیم، می‌تواند جالب‌توجه باشد و به برخی از سوالات ما درباره نگرش این دسته از منتقدان پاسخ دهد.

یادداشت سرژ کاگانسکی/ ترجمه فرید اسماعیل‌پور

پارادوکس جزئی: نباید نخل طلا به “خواب زمستانی” داده می‌شد، زیرا فیلم زیبایی است. اما چرا؟  فیلم جیلان عالی است و نشان از زیبایی دارد، اما زیبایی‌ای که پیش از این دیده شده (نزد او یا برخی از بزرگان دهۀ شصت همچون برگمان، آنتونیونی…) و بنابراین از نوآوری و شورانگیزی کمتری نسبت به فیلم‌های دیگر مدعیان نخل طلا (بونلو، گدار، دولان…) بهره‌مند است. از سه ساعت “خواب زمستانی”  لذت واقعی و کامل می‌بریم اما این احساس، مشابه همان لذتی است که از بازفعال شدن دیرهنگامِ سلیقه و سبک یک سینماگر مولف و بزرگ متعلق به چهل سال پیش برده‌ایم.

در یک هتل زیبا ، در دل صخره-غارهای آناتولی، آیدین، صاحب هتل و بازیگر بازنشسته، همسر جوان و زیبایش نهال و خواهرش نجلا که به تازگی طلاق گرفته، زندگی می‌کنند. چشم اندازها و مناظر طبیعی  افسانه‌ای و مشتری‌های هتل انگشت‌شمارند. برای این بورژواهای فرهیخته، زندگی آرام و البته کمی خسته‌کننده به نظر می‌رسد. این آرامش رخوت‌آور زمستانی با یک اتفاق فرو خواهد شکست: یک بچۀ روستایی به سوی خودروی آیدین سنگی پرتاب می‌کند. بعدتر خواهیم فهمید که پسرک می‌خواسته انتقام پدرش را بگیرد؛ اسماعیل، مستاجر یکی از خانه‌های آیدین که از سوی مامور اجرا و مصادره اموال، به دلیل اجاره‌های پرداخت نشده تحت فشار است.

0,,17660550_303,00

با این اتفاق نطفۀ جنگی طبقاتی بسته‌ می‌شود: جنین جنگ جان می‌گیرد و هتل‌دار- بازیگر را وا می‌دارد تا روی دیگر شخصیت دموکرات و مردم‌دارش را به خشن‌ترین شکل ممکن بنماید: ملاّکی استثمارگر. همه چیز به‌هم می‌ریزد، گویی زمین لرزه‌ای (پدیده‌ای آشنا در ترکیه) حادث شده، اتفاق به ظاهر کوچک جنین‌وار در بطن  مثلث هتلی رشد می‌کند تا  آیدین، نهال و نجلا رازهای سربه مهر و حقایق ناگفته‌‌شان را باز گویند و قصه را پیش ببرند و البته شاید راه حلی  برای کُشتن زمان و رفع ملالِ بطالت در طبقۀ مرفه!

نوری بیلگه جیلان با ایجاد گفت‌وگوها و نبردهای کلامی طولانی میان آیدین و نجلا، نجلا و نهال و بعد آیدین و نهال، لایه‌های بافت پیچیدۀ ریاکاری و وجدان بورژواها را یکی یکی برمی‌دارد و عمق روابط و عقاید را وضوح می‌بخشد. دیالوگ‌‌ها سطح بالا، سیاسی- فلسفی و همزمان خودمانی و روزمره‌ هستند و بازیگران با ظرافت خود به صحنه‌ها و تبادل‌های کلامیِ طولانی  فیلم، جان می‌بخشند.

ما پیش از این نیز نبردهای رتوریکی از این جنس  را نزد  چخوف، برگمان، شِرو… و همچنین نزد خود جیلان دیده‌ایم. پس در ارزش‌مندی این نبردها و تبادل‌های ظریف بحثی نیست اما نخستین بار است که آن‌ها در کارنامه یکی از پیروان وفادار این مکتب، به مواد خام  فیلمی تبدیل می‌شوند که بیانی به‌ظاهر عمیق اما ساکن و گنگ و به‌دور از پویایی لازم را دارد. این تقلید، تازگی و شورانگیزی  “خواب زمستانی” را می‌گیرد، کیفیتی که با فیلم‌های پیشین و کارنامۀ درخشان جیلان در تضاد است.

و در آخر، ساختار و اساس دراماتیک “خواب زمستانی”،  از تقابل بورژوا‌ها در جمع محدود‌شان  بر‌آمده اما جیلان با هوشمندی، چند فراز خیره‌کننده و کوبنده را در فیلم جای داده است: جادو و کهربای اسبان وحشی که چهار نعل می‌دوند، کودکی که زیر فشار برآمده از مناسبات اجتماعی- طبقاتی از هوش می‌رود، مردی تحقیر شده و عاصی که در اوج نیازمندی، پاکت پول را در آتش می‌اندازد و… این ترکیب پیچیده از بورژوازی و عصیان فقر به همراه زیبایی فیلم، سبب می‌شود تا از سالن نمایش “خواب زمستانی”، محظوظ و راضی بیرون بیاییم اما کمی بعدتر شکی مرموز ما را فرا می‌گیرد: آیا انتقاد از رفاه مادی و روشنفکری، یکی از ویژگی‌های هنر بورژوازی برای حفظ نظم موجود نیست؟  یا این‌که آیا این فیلم  به سوی آکادمیسم مدرنیتۀ دهۀ شصت می‌رود و یا به سوی جاودانگی اثری کلاسیک؟ بله، “خواب زمستانی”  فیلمی زیباست، با چند علامت سوال.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید