نقدی بر فیلم “امروز” ساختۀ رضا میرکریمی

3

فیلم “امروز”، نه دربارۀ دیروز است، نه فردا و نه حتی خودِ امروز! امروز یک فیلم سردرگم است، درست مثل کاراکترهای خود فیلم. یک فیلم بی‌سر و ته اما پر از ادا و اطوار. هیچ فرم تازه‌ای در ساخت فیلم به‌کار گرفته نشده و انواعی از فرم‌های کلیشه‌ای فیلم‌های ایرانی در آن دیده می‌شود. کارگردان که در فیلم قبلی خود “یه حبه قند”، از فیلم “مسافران” بهرام بیضایی فراوان الهام گرفته بود، حال به سینمای نمادین ایران در دهه‌های اخیر بازگشته، اما هیچ سوژۀ درخور توجهی در فیلم وجود ندارد که قابل تحسین باشد.

تابه‌حال نگاه اغلب مخاطبان و منتقدان به فیلم آخر سیدرضا میرکریمی منفی بوده است. بگذریم از ستایش بی‌حد و اندازۀ کمال تبریزی از فیلم امروز که می‌تواند مانند اغلب نقدهای ایرانی بر مبنای حب و بغض فردی بوده و به هم‌قطار بودن او با میرکریمی ارتباط داشته باشد. ضمن این‌که خودِ تبریزی نیز در فیلم “یک ‌تکه‌نان”، در رویارویی با منتقدان مخالف فیلم، همانند میرکریمی تجربه‌ای ناموفق را از سرگذراند. “یک تکه نان” صدالبته از فیلم امروز قابل‌تحمل‌تر بود.

سینماگر دیگری که فیلم امروز را دوست داشت و حتی برای آن مدیحه‌ای نوشت، جعفر پناهی بود. فیلم‌سازی که در کارنامه‌‌اش اوج و فرودهای فراوانی وجود دارد و تجربه ثابت کرده که فیلمنامه‌نویس خوبی نیست و اگر کامبوزیا پرتوی را از فیلم‌های او بگیریم، با آثاری مواجه می‌شویم که مثل امروز، بیشتر اسیر نماد و نمادبازی شده است. من فکر می‌کنم سیدرضا میرکریمی در فیلم امروز، بیشتر تحت‌تاثیر جعفر پناهی بوده، البته تحت‌تاثیر آن دسته از کارهای جعفر پناهی که گرفتار شعار شدند و مخاطب زیادی نداشتند. اعتقاد دارم که میرکریمی بعد از “به‌همین‌سادگی”، هیچ فیلم بکر دیگری نساخت و بیشتر به خاطر حواشی فیلم‌هایش مطرح بوده است.

“امروز” با هیچ‌یک از مشخصه‌های یک فیلم رئال جور درنمی‌آید. نه آن مرد و نه آن زن و بدتر از همه آن بیمارستان بی‌در و پیکر، هیچ‌کدام واقعیت بیرونی ندارند. امروز را حتی نمی‌توان در ژانر سوررئال بررسی کرد. برای همین است که می‌گویم این فیلم با خودش مشکل دارد.

کافی است صحنۀ تکان‌دهنده و به‌یاد ماندنی فیلم “بوی کافور، عطر یاس” بهمن فرمان‌آرا را با صحنه‌ای از فیلم امروز مقایسه کنیم. در “بوی کافور، عطر یاس”، بازی بی‌نظیر رویا نونهالی و قصۀ آن نوزاد مُرده که در ماشین شخصیت اول داستان جا می‌گذارد، حال و هوایی سوررئالیستی و “بوف‌کور” وار دارد، درحالی که در صحنۀ مضحک و خنده‌آور فیلم امروز، پرویز پرستویی در نهایت تعجب تماشاگرانِ در حال خنده، نوزاد نارس را از توی دستگاه کِش می‌رود و از یک بیمارستان بی‌دَر و پیکر به سمت یک پادگان بی‌دَر و پیکرتر فرار می‌کند. فکر می‌کنید سکانس آخر فیلم چگونه تمام می‌شود؟ مثل یک لطیفه؟ مردی که پرویز پرستویی نقش آن را بازی می‌کند، با یک بازی شبیه بازی‌های تکرارشدۀ قبلی‌اش، زیپ ساک کوچک خودش را باز کرده و دوربین روی نوزادِ نارسِ بدبخت زوم می‌کند.

تنها حُسنِ فیلم امروز به‌نظرم بازی ملموس، طبیعی و تاثیرگذار سهیلا گلستانی است. او طوری درد می‌کشد که بدون دیدن جای زخم‌ها یا شکستن دنده‌هایش، با او همذات‌پنداری می‌کنیم و متاثر می‌شویم. هرچند که برخی از روی غرض می‌گفتند، انتخاب او اشتباه بوده و باید  نگار جواهریان را جایگزین او می‌کرده است. یک بازیگر در یک فیلم ضعیف، این‌چنین قدرت‌نمایی می‌کند و تنها به‌خاطر نام‌آشنا نبودن او در سطح نگار جواهریان، نقد می‌شود و حتی برای گرفتن جایزه هم او را کاندید نمی‌کنند. اما دربارۀ شبنم مقدمی که بازیگر درجۀ ‌‌یکی در هر سه مدیوم تئاتر، سینما و تلویزیون است، اعتقاد راسخ دارم که سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن جشنوارۀ سال پیش برای بازی در این فیلم، حق او نبود. او از پس نقش بی‌شکل و روح خودش برآمده، اما شخصیت‌پردازی فیلم آن‌قدر ضعیف است که هیچ صحنۀ تکان‌دهنده یا بازی چشم‌گیری در ایفای نقش شبنم مقدمی دیده نمی‌شود. به‌یاد می‌آورم بازی کوتاه مریلا زارعی در فیلم “سربازهای جمعه”ی مسعود کیمیایی که برای او سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به ارمغان آورد و کیفیت نفش آن‌قدر زیاد بود که حضور اندک زارعی در فیلم، هیچ تاثیری بر بازی خوب او نداشت.

به‌هرحال فیلم “امروز” فیلم خوبی نیست. در یک کلمه و با زبانی رک و راست و تلخ و گزنده، حتی می‌توان گفت: “اصلاً فیلم نیست”. آن مرد (پرستویی) از کجا آمده، آن زن چه‌طور؟ چرا زن این‌قدر زخمی و دردکشیده است؟ چرا مرد این‌قدر مظلوم رفتار می‌کند؟ همۀ این‌ها را مخاطب باید حل کند؟ معلوم نیست داریم فیلم می‌بینم یا چیستان حل می‌کنیم؟ گفته‌اند پایان‌باز برای فیلم، یک فن است، اما نگفته‌اند کل فیلم را باز نگه‌دارید هم صاحب‌سبک می‌شوید.

۳ نظر

  1. مهراز در تاریخ

    برای «فاضل ترکمن»: به نظر بنده فیلم «امروز» مانند اغلب فیلمهای رضا میرکریمی فیلم نسبتاً خوبی است. (البته عالی و بدون اشکال نیست) و من به این فیلم در حد بضاعت سینمای ایران، نمره نسبتاً خوب 7 از 10 میدم، و به نظر من بهترین اثر میرکریمی «به همین سادگی» است. اما حرف اصلی من به شما این است که نقد یا بهتر است بگویم «یادداشت» شما بر این فیلم مثل بسیاری از نقدها و یادداشتهای اینچنینی (حتی از جانب منتقدان و نویسندگان حرفه ای و بنام) دارای روح و اندیشه ای «مطلق گرا» ست و مطلق گرایی، سرطانی ست که نگاه بسیاری از صاحبان اندیشه به آن مبتلا شده است. مصداق نسبتاً مناسب از مبتلایان اینچنینی در منتقدین سینما، «مسعود فراستی» ست. البته برخی او را جدی میگیرند، اما به نظر من او یک منتقد متوسط با دانش متوسط است، و اغلب منتقدان جوان و بی نام زیادی هستند که اندیشه و قلم شان از امثال فراستی پیشروتر و بهتر است. فراستی را مثال زدم، چون نقد تو از فیلم «امروز» تا حدودی به سبک و اندیشه هنری ناقص او نزدیک بود. به طور مثال من ادبیات و برخی واژه های پاراگراف اول متن نقد تو را تغییر میدهم. البته این تغییرات به این معنا نیست نتیجه این اصلاح یک نقد درست و مطابق با نظر من درباره فیلم است، بلکه نتیجه این اصلاحیه تغییر دیدگاه «مطلق گرا» به نگاهی «نسبی گرا» و منطقی در بخشی از متن نقد شماست که احتمالا اصلاحیه من از یادداشت خودت به نظر واقعی و منصفانه تو از فیلم نزدیکتر است: «فیلم “امروز”، نه دربارۀ دیروز است، نه فردا و نه حتی خودِ امروز! امروز یک فیلم نسبتاً سردرگمی است، که این سرگردانی در کاراکترهای خود فیلم هم به چشم می آید. فیلمی نسبتاً بی نظم و با ساختاری ضعیف و دارای ژستهای اضافی. فیلم از فرم و ساختار نوین و خلاقانه ای برخوردار نیست و بیشتر بر فرم‌های کلیشه‌ای فیلم‌های ایرانی متکی است. کارگردان که در فیلم قبلی خود “یه حبه قند”، به نظر می آید از فیلم “مسافران” بهرام بیضایی الهام گرفته بود، حال به سینمای نمادین ایران در دهه‌های اخیر بازگشته، و در فیلم سوژه قابل توجهی و خلاقانه کمتر دیده میشود.»

  2. آرش در تاریخ

    نویسنده این نقد باید فیلمهای بیشتری را ببیند و سواد سینمایی اش را که در فقر فلاکت باری است افزایش دهد. کاری به فیلم امروز که مورد علاقه خودم نیست ندارم. اما اظهار نظرهای این نویسنده مخصوصا آن بخش از صحبت هایش درباره جعفر پناهی به شدت اشتباه است. حداقل این نویسنده تیتراژ فیلم های پناهی را با دقت بیشتری میدید بعد اظهار نظر میکرد درباره فیلمنامه فیلم های پناهی.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید