نگاهی به فیلم «سافرجت»

0

جشنواره فیلم لندن، با فیلم  سافرِجت(suffragette) به کارگردانی سارا گَورون، گشایش یافت. سافرِجت( به معنی طرفدار حق رای زنان)، برای شروع جشنواره ای که به گفتۀ مدیر هنری اش کلر استوارت، تم اصلی آن زنان است، بهترین انتخاب بود. درامی تاریخی در مورد مبارزۀ زنان بریتانیا برای کسب حق رای در دهۀ بیست. به گفتۀ سارا گورون، کارگردان فیلم، این بخشی از تاریخ بریتانیاست که خوب بازگو نشده، داستان زنانی که به خاطر حقوق شان مبارزه کردند، زندانی شدند و مورد ضرب و شتم پلیس قرار گرفتند. زنانی که در آن زمان صدایشان شنیده نمی شد.

سافرجت، داستان زن جوانِ کارگری به نام مود واتز (با بازی کری مولیگان) را روایت می کند که در سال های آخر دهه بیست در یک رختشویخانۀ بزرگ در لندن کار می کند. او از یک سو شاهد بد رفتاری ها و زورگویی ها و سوء استفاده های جنسی مستر تایلور، صاحب رختشویخانه از زنان است و از سوی دیگر در خارج از محیط کار و در خیابان، زنانی را می بیند که برای کسب حق رای زنان، با حرکت های آنارشیستی مثل شکستن شیشه های مغازه ها، بمب گذاری و درگیری با پلیس، تلاش می کنند.. مود واتز که زنی ساده و معمولی است تحت تاثیر این رویدادها و صحنه ها قرار گرفته و به سرعت رادیکالیزه شده و به دعوت دوستان سافرجت اش، به جنبش حق رای زنان می پیوندد اما او بهای سنگینی برای این کار و مبارزه اش برای حقوق زنان می پردازد. در خیابان از پلیس کتک می خورد، به زندان می افتد، شکنجه و آزار می بیند، تحقیر می شود، شوهرش او را از خانه بیرون کرده و از دیدن فرزند خردسالش محروم می شود اما دست از مبارزه نمی شوید و تسلیم نمی شود. جز مود واتز که شخصیتی خیالی و داستانی و آفریدۀ ذهن ابی مورگان سناریست فیلم است، بقیه شخصیت های فیلم، مثل امیلین پانکهرست، امیلی دیویدسن و ادیت الین، هویت واقعی و تاریخی دارند اگرچه بیشتر در حد سایه در فیلم مطرح اند.

درام تاریخی سارا گورون، ساختاری ساده، خطی و کلاسیک دارد. همدلی و همدردی خانم گورون به عنوان یک فیلمساز فمینیست با شخصیت های زن فیلمش و تلاش خستگی ناپذیر و مبارزۀ آنها برای کسب حق رای زنان قابل فهم است اما فیلم جز بازسازی حرفه ای و استاندارد یک دورۀ تاریخی بر اساس فیلم ها، عکس ها و اسناد و شواهد موجود(انگلیسی ها در ساختن این نوع فیلم های به اصطلاح «پیریِد دراما» استادند)، عمق زیادی ندارد. شخصیت ها خوب پرداخت نشده و بیشتر در لانگ شات دیده می شوند. صاحب رختشویخانه، کلیشۀ کارفرمای خبیث و ستمگر است. مامور امنیتی که مود واتز و زنان سافرجت را زیر نظر دارد، کلیشۀ دیگر این نوع نقش هاست.  رادیکالیزه شدن زن کارگری مثل مود واتز تا آن حد که بچه و شوهر خود را رها کرده و زندگی خود را وقف جنبش حق رای کند، قابل فهم نیست. او حتی در پارلمان بریتانیا هم نمی تواند به خوبی از حق خود به عنوان یک زن کارگر دفاع کند و جز چند خاطره از دوران بچگی اش چیزی نمی گوید. کری مولیگان بازیگر بسیار خوبی است اما در این فیلم به سختی می توان او را در نقش زنی از طبقۀ کارگر باور کرد.

مشکل مهم تر فیلم این است که فیلمساز، درک طبقاتی و تاریخی درستی از جنبش زنان بریتانیا و طیف های متنوع شرکت کننده در آن ندارد. درست است که جنبش حق رای و زنان سافرجت بریتانیا، از قشرها و طبقات اجتماعی متنوعی تشکیل می شدند اما هم سطح نشان دادن نیروهای شرکت کننده در آن و مخدوش کردن هویت اجتماعی و طبقاتی آنها، اگر عامدانه نباشد سطحی نگری است.

اما با اینکه داستان فیلم (زندگی زن کارگری که شوهرش او را از خانه بیرون می کند و سرپرستی بچه اش را هم به یک خانوادۀ پولدار می سپارد)، ظرفیت یک ملودرام سانتیمانتال و اشک انگیز را دارد اما گورون از این کار خودداری کرده و به جای ملودرام کردن فیلمش، روی مبارزه و تلاش زنان در خیابان ها برای حق رای تاکید می کند.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید