«سینمای ارزشی»، «سینمای مردمی» و «حقیقت سینما»

0

پیرامون بحث سینمایی اینترنتی علی معلم و فریدون جیرانی

بحث سینمایی علی معلم و فریدون جیرانی در برنامۀ اینترنتی «سی و پنج» را دیدم و چند نکته در مورد مباحث مطرح شده در این برنامه به نظرم رسید که می نویسم:

  • این برنامه که به شکل اینترنتی (وی او دی) و خارج از سیستم صدا و سیما و محدودیت ها و اعمال نظرهای حاکم بر این رسانه و البته با رعایت خطوط قرمز رسانه ای در ایران ضبط شده، نشانه خوبی است از یک بحث آزاد سینمایی بدون نظارت و کنترل دولتی و همه چیز در آن از موضوع بحث تا مسائل مطرح شده در آن از سوی مجری و مهمان برنامه بسیار تازگی دارد. سیستم جدید وی او دی می تواند مقدمه ای برای راه اندازی تلویزیون های خصوصی و رسانه های مستقل در ایران باشد که علی معلم به درستی در این برنامه مطرح می کند و از دولت می خواهد که امکان فعالیت آنها را فراهم کند.
  • علی معلم سخنور بسیار خوبی است. یادم هست که همیشه و از همان زمان دانشجویی این گونه بوده و توانایی و مهارت خاصی در حرف زدن و بحث کردن داشته. او شمرده و بدون لکنت حرف می زند و از نظراتش دفاع می کند و از این نظر قابل تحسین است.
  • در بحث سینمای ارزشی و مدعیان آن در ایران که جیرانی مطرح می کند، علی معلم به درستی می گوید: « همه ما در سینما به نوعی دنبال ارزش هایی هستین اما یک عده ممکن است بخواهند از این ارزش ها نون بخورند. من با این ها کاری ندارم.» معلم به درستی می گوید که ارزش های جامعه متعلق به همه مردم است و هیچ کس صاحب انحصاری آن نیست که حالا بخواهد با استفاده از این حق، عده ای را به عنوان «سینماگر ارزشی» در حلقۀ تنگ خود راه دهد و یا به عنوان «سینماگر غیر ارزشی»، حذف کند. او در مورد این دسته ازمدعیان سینمای ارزشی می گوید: « الان یک عده ای هستند که خود را صاحب ارزش می دانند. من نمی دانم کی این حق را به آنها داده. این انقلاب اگر شرکت سهامی بود، دو سهمش هم مال ما بود. همه در این انقلاب سهم داشتند. »
  • بحث علی معلم در مورد سینمای حلال، بحث جالبی است به ویژه برای همان دسته از مدافعان سینمای ارزشی. او معتقد است که سینمای حلال، سینمایی است که با پول حلال ساخته می شود و بیننده از دیدن آن لذت می برد و با رضایت برایش پول می دهد و بعد از دیدن فیلم به سازندۀ آن می گوید حلال ات باشه. می گوید: «طرف رفته به بازیگر ۴۰۰ میلیون پول داد برای ۲۰ روز کار. من با کدام پول حلال می تونم ۴۰۰ میلیون تومان به یک بازیگر دستمزد بدهم؟ یا ۷۰۰ میلیون تومان به یک کارگردان به عنوان دستمزد؟»
  • معلم مدافع خصوصی شدن فرهنگ و رسانه در ایران است و از بخش خصوصی در مقابل ریخت و پاش ها، حیف و میل ها و بی برنامگی های دولتی، دفاع می کند. به اعتقاد او بخش خصوصی در «وضعیت فروخفته» است و می ترسد وارد عمل شود چون اجازه فعالیت آزاد به آن داده نشده. حرف های معلم در مورد بخش خصوصی از منظر توجه به جنبۀ تجاری و صنعتی سینما و رونق آن در ایران کاملاً درست است اما آیا می توان از بخش خصوصی توقع داشت که به رشد فرهنگ و هنر سینما هم فکر کند؟ یا اینکه با خصوصی شدن سینما، تنها میدان فعالیت تجارتی سازان و بسازبفروش ها، وسیع تر شده و عرصه بر سینماگرانی که دغدغۀ تولید آثار هنری و اندیشمندانه دارند تنگ تر می شود؟
  • در همین زمینه، بحث معلم و جیرانی در مورد سینمای هنری و سینمای مردمی، بحث مغشوش و گیج کننده ای است و تا حد زیادی نشان دهندۀ نگرش منفی این دو سینماگر به سینمای هنری است. معلم، با صراحت از برنامه های اکران گروه سینمایی «هنر و تجربه» انتقا می کند و با تحقیر از فیلم هایی که در این گروه اکران شده اند حرف می زند. به اعتقاد او، سینمای نخبه گرا و سینمایی که مدعی هنری بودن است، «حقیقت سینما» نیست و باید دنبال «حقیقت سینما» بگردیم. اما او به روشنی نمی گوید تعریفش از «حقیقت سینما» چیست. معلم و جیرانی هر دو از سینمای «مردمی» دفاع می کنند؛ سینمایی که مخاطب عام دارد و مردم از آن استقبال کنند. اما آیا «حقیقت سینما» تنها در استقبال مردم از آن است؟ آیا تنها سلیقه و پسند عامه را باید ملاک قرار داد؟ با این حساب، تکلیف هزاران فیلم هنری تاریخ سینما که مخاطب عام نداشته اند چه می شود؟ تردیدی نیست که استقبال عامۀ مردم از یک فیلم، آرزوی هر فیلمسازی است و کمتر فیلمسازی در جهان تنها برای دل خودش فیلم ساخته است اما آیا اگر فیلمی به هر دلیلی نتوانست نظر عامۀ مردم را جذب کند و آنها را به سالن های سینما بکشاند، حتماً فیلم بدی است و از «حقیقت سینما» دور افتاده است؟
  • معلم معتقد است سینمای ایران دو جریان منحرف دارد: «سینمای سفارشی» و «سینمای محفلی». «سینمای سفارشی» از نظر معلم همان سینمای دولتی است و از دل نهادهایی درمی آید که یا زور و یا پول داشته اند. به گفتۀ او در این نوع سینما، فیلمساز چیزی را می سازد که به او سفارش داده می شود و اعتقادی به آن ندارد. در تعریف «سینمای محفلی» هم می گوید: « من و حسین آقا و حسن آقا با هم بودیم و گفتیم بریم یه فیلم خاص بسازیم.» و منظور او بیشتر، سینماگران گروه هنر و تجربه است که تهیه کننده دولتی دارند یا با وام های بانکی بلاعوض فیلم می سازند. او در جواب جیرانی که می پرسد: « آیا این سینمای محفلی، ریشه فکری هم دارد؟» می گوید: «دارد اما متاسفانه حقیقی نیست.» با این حرف دوباره ما را به همان عبارت «حقیقت سینما» ارجاع می دهد که پیش تر مطرح کرده است. واقعا منظور معلم از «حقیقت سینما» و « حقیقی» بودن تفکر چیست؟ من سال هاست که علی معلم را از نزدیک می شناسم و با او دوستی دارم و با دیدگاه های سینمایی اش آشنا هستم. بنابراین می دانم که او به عنوان یک منتقد سینمایی قاعدتاً نباید مخالف سینمای هنری باشد. اما مسئله اینجاست که علی فقط منتقد سینما نیست بلکه او تهیه کنندۀ سینما هم هست و از منظر یک تهیه کننده، گیشه، استقبال مردم و فروش تجاری یک فیلم و سود مالی، مهم تر از چیزهای دیگر است و آنها را تحت الشعاع قرار می دهد. اینجاست که تناقض در حرف های علی پیش می آید. برای همین او از یک سو، فیلمی کاملا تجربی و ضد گیشه مثل «شیرین» کیارستمی را به خاطر ارزش های هنری آن می ستاید اما از سوی دیگر کارهای تجربی سینماگران دیگر را زیر سوال می برد و یا به تحقیر کسانی می پردازد که دنبال مجلۀ «کایه دو سینما» هستند. من البته قصد دفاع از همه کارهایی که به عنوان فیلم تجربی در ایران ساخته می شوند و یا ادعای هنری بودن یا آوانگارد بودن می کنند را ندارم و کاش علی کمی دقیق تر و مشخص تر حرف می زد تا معلوم می شد که مخاطب حرف های او دقیقا چه فیلم ها و کدام دسته از سینماگران اند.

 

لطفاً نظر خود را اضافه کنید