شاهکارهای سینمای ایران را دریابید

0

روز چهارشنبه گذشته(چهارم ژوئن)، نسخه مرمت شده دیجیتال فیلم “گاو” ساخته داریوش مهرجویی در سینما “رُفله” در خیابان شامپولیون پاریس به نمایش درآمد خبر مرمت و بازیابی(restoration) فیلم گاو، خبر بسیار خوشحال کننده ای برای همه علاقمندان سینمای ایران است و خوشحال کننده تر از آن این که این کار در ایران و به وسیله موسسه ای ایرانی و با حمایت بنیاد سینمایی فارابی صورت گرفته است.626779_kIqzwcPT

مرمت و حفظ فیلم های تاریخ سینما، عمری طولانی دارد و از همان نخستین سال های پیدایش این صنعت، دغدغه مورخان سینما، سینما تک ها و آرشیوهای سینمایی بوده است. وقتی به یاد بیاوریم که چگونه ۹۰ درصد فیلم های صامت تاریخ سینمای آمریکا که قبل از سال ۱۹۲۹ ساخته شدند و ۵۰ درصد فیلم های ناطق آمریکایی تولید شده در سال های قبل از ۱۹۵۰ به دلایل مختلف از بین رفته یا ناپدید شده اند، آنگاه اهمیت و ارزش مرمت و بازیابی فیلم های کلاسیک تاریخ سینما بیشتر فهمیده می شود، حرفه ای که اگرچه از نظر تاریخی از دهه سی در سینما مرسوم بوده اما تا دهه هشتاد که سازمان یونسکو، “تصویر متحرک” یعنی فیلم را به عنوان جزئی از میراث فرهنگی بشر شناخت، این کار به شکل رسمی انجام نمی شد.

ترمیم فیلم های کلاسیک سینما به صورت دیجیتال چند سال است که به صورت جدی به وسیله موسسات و بنیاد های مهم و معتبری چون آرشیو فیلم بولونیای ایتالیا، موسسه فیلم بریتانیا، آرشیو فیلم دانشگاه یو سی ال ای، شرکت سینمایی پاته فرانسه و افرادی چون مارتین اسکورسیزی و بنیاد فیلم او در غرب دنبال می شود و نتیجه آن، نجات بسیاری از فیلم های مهم تاریخ سینما از پوسیدگی و نابودی بوده است.

علاقه شخصی اسکورسیزی به تاریخ سینما و جلوگیری از تخریب و معدوم شدن آثار ارزشمند سینمایی، باعث نجات یکی از شاهکارهای سینمای ایران یعنی فیلم “رگبار” بهرام بیضایی از خطر نابودی گردید. بنیاد فیلم اسکورسیزی، نگاتیو اصلی فیلم “رگبار” را در اختیار نداشت و کار مرمت فیلم را بر روی تنها نسخه پوزتیو ۳۵ میلی‌متری آن که در اختیار بهرام بیضایی بوده انجام داده است. “رگبار” بیضایی با حمایت مارتین اسکورسیزی و با هزینه موسسه فیلم دوحه در قطر، در آرشیو سینمایی بولونیا و آزمایشگاه آن بازیابی شد.

اسکورسیزی که بنیاد سینمای جهان را در سال ۲۰۰۷ برای بازسازی فیلم های برجسته سینمای جهان تاسیس کرد، در بیست‌وهفتمین دوره جشنواره “سینمای بازیافته” بولونیای ایتالیا، بعد از نمایش نسخه مرمت شده “رگبار” گفت: “بسیار مفتخرم که بنیاد سینمای جهان این فیلم خردمندانه و زیبا را ترمیم کرده که اولین فیلم بلند بهرام بیضایی است. بیضایی، هیچ‌گاه آنقدر که استحقاقش را داشت، مورد حمایت قرار نگرفت. او اکنون در کالیفرنیا زندگی می‌کند و فکرکردن درباره این موضوع که فیلمی چنین استثنایی که زمانی بسیار در ایران محبوب بود، در آستانه نابودی همیشگی قرار داشت، دردناک است. نگاتیو اصلی فیلم ضبط یا نابود شد و تنها چیزی که در دسترس بود یک نسخه ۳۵میلیمتری با زیرنویس انگلیسی بود. اکنون تماشاگران در سراسر دنیا می‌توانند این فیلم چشمگیر را ببینند.”

به گفته اسکورسیزی، این نسخه، خرابی‌ها، لکه‌ها، پارگی و اشکالات زیادی داشت و مرمت آن ۱۵۰۰ ساعت زمان برده است.

حکایت ترمیم نسخه های قدیمی فیلم های برجسته سینمای ایران واقعا حکایت غم انگیزی است. در حالی که بسیاری از آرشیوهای فیلم و سینماتک های دنیا با مرمت شاهکارهای سینمای کلاسیک جهان درصدد نجات آن فیلم ها از پوسیدگی و نابودی برآمده اند، هنوز هیچ اقدام موثری نه از سوی وزارت ارشاد و فیلمخانه ملی ایران و یا موسسات خصوصی برای نجات بسیاری از فیلم های درخشان سینمای ایران از خطر نابودی صورت نگرفته است. وزارت ارشاد و فیلمخانه ملی ایران هنوز گزارشی در مورد وضعیت نسخه های فیلم های قدیمی ایرانی موجود در آرشیوهای این وزارتخانه منتشر نکرده است. ظاهرا برخی از نسخه های فیلم های مهم موج نوی سینمای ایران از جمله فیلم های “برهنه تا ظهر با سرعت” و “ملکوت”، از ساخته های خسرو هریتاش، ازبین رفته و هیچ نشانی از آنها در دست نیست.

به عنوان نمونه هنوز نسخه ۳۵ میلیمتری مرمت شده ای از فیلم “خشت و آینه” ساخته ابراهیم گلستان که در سال ۱۳۴۴ ساخته شده و بی گمان یکی از شاهکارهای سینمای ایران است، در دست نیست. این روزها که خیلی از غربی ها، بالاخره بعد از سال ها غفلت و بی توجهی، بالاخره اهمیت “خشت و آینه” را دریافته اند و حالا هر جشنواره ای از فریبورگ سوئیس گرفته تا ادینبرای اسکاتلند، دربدر دنبال نسخه ۳۵ میلیمتری زیرنویس شده آن می گردند و برای این منظور دست به دامان آقای گلستان شده اند، ضرورت این کار بیش از پیش به چشم می خورد. ظاهرا نسخه ۳۵ نسبتا خوبی از این فیلم در آرشیو فیلمخانه ملی ایران هست اما به گفته آقای گلستان آن نسخه نیز کامل نیست. به گفته گلستان، نسخه ای از خشت و آینه که او با خود از ایران آورده و در اختیار دانشگاه شیکاگو قرار داده نیز خدشه دار شده و آنها دوباره با او تماس گرفته اند و طلب نسخه بهتری را کرده اند. گلستان همچنین می گوید که نسخه ای از فیلمش را سال ها قبل به سینما تک فرانسه داده بود اما گویا مسئولین سینما تک فرانسه، آن نسخه و نسخه های فیلم های مستندش (جز خانه سیاه است و آتش) را گم کرده اند و یا گمان می برند در آتش سوزی ای که چند سال قبل در سینما تک فرانسه روی داده از بین رفته باشند. بنابراین عملا هیچ نسخه ۳۵ میلیمتری سالم و کاملی از یکی از شاهکارهای مسلم سینمای ایران در دست نیست و این بسیار دردناک است.رگبار 2

 وقتی بخش مهمی از محصولات تاریخ سینمای ایران از دید متولیان سینما در ایران، آثاری مبتذل و ضد اخلاقی تلقی شده، طبیعتا نمی توان انتظار داشت که اقدامی جدی برای نجات و نگهداری این فیلم ها از سوی آنان صورت گیرد. “گاو” در این میان البته یک استثناست، چرا که فیلمی است که با کُدها و ضوابط تعیین شده اسلامی مغایرتی ندارد. در آن از ستاره های جذاب و سکسی سینمای ایران نشانی نیست، فاقد صحنه های کاباره و رقص و مجالس عیش و نوش است. و مهم تر از همه تنها فیلمی است که آیت الله خمینی رهبر انقلاب ایران، آن را تایید کرده است. بنابراین، هیچ مشکل شرعی و قانونی برای ترمیم آن وجود نداشته است. اما سوال این است که بقیه فیلم ها چی؟ چه بر سر نگاتیوهای فیلم های فرخ غفاری، ابراهیم گلستان، فریدون رهنما، پرویز کیمیاوی، علی حاتمی، سهراب شهید ثالث، امیر نادری، ناصر تقوایی، مسعود کیمیایی، خسرو هریتاش، فریدون گله و آربی اوانسیان آمده است؟ آیا می توان انتظار داشت که وزارت ارشاد اسلامی و بنیاد سینمایی فارابی، تنگ نظری و محافظه کاری را کنار گذاشته و برای ترمیم نسخه های فیلم هایی چون لات جوانمرد، گنج قارون، شب نشینی در جهنم، خشت و آینه، شب قوزی، سیاوش در تخت جمشید، آرامش در حضور دیگران، قیصر، چشمه، صادق کرده، پستچی، مغول ها، بی تا، طوقی، سوته دلان، کلاغ، غریبه و مه، خداحافظ رفیق، تنگنا، دایره مینا، تنگسیر، رضا موتوری، خاک، گوزن ها، شطرنج باد، شازده احتجاب و بسیاری از آثار ارزشمند دیگر سینمای ایران دست به کار شوند؟

حفظ، مرمت و بازیابی فیلم های قدیمی، کار بسیار پرهزینه و دقیقی است و نیازمند دانش، سرمایه و تکنولوژی پیشرفته است. فیلم های تاریخ سینمای ایران ج میراث فرهنگی ایران است. بدون تردید وظیفه حفظ آنها به بهترین شکل ممکن به عهده سازندگان آن فیلم ها نیست بلکه به عهده دولت و وزارت ارشاد است. اما آیا کسی در وزارت ارشاد هست که به حال این فیلم ها دل بسوزاند و دغدغه نجات آنها را داشته باشد؟ فیلم های کلاسیک سینمای ایران در معرض نابودی اند و به مرور زمان فرسوده تر شده و کیفیت تصویری و صوتی خود را از دست می دهند. برای نجات آنها باید امروز دست به کار شد. فردا دیر است.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید