فستیوال فیلم نیویورک٬ یادداشت اول- بوتیک

0

سینه فیل‌های نیویورکی٬ فستیوال فیلم نیویورک را به بوتیک تشبیه می‌کنند. در فستیوال فیلم نیویورک٬ نه از التهاب رقابت هنری کن٬برلین و ونیز خبری هست و نه از بازار مکاره تورنتو و لندن که همه فیلمهای سال را یک‌جا جمع کرده‌اند. بر خلاف جشنواره بزرگ دیگرِ نیویورک یعنی ترایبکا٬ اینجا فیلمسازان جوان بخش کوچکی از نمایش‌ها را تشکیل می‌دهند و سعی می‌شود  لیست کوچکی از چهره‌های شناخته‌شده سال را در یک مجموعه جمع کنند. لیست فیلمها از بلاک‌باسترها تا آثار محجور تجربی را در خود دارد. مرکز لینکلن که بزرگترین مرکز هنری آمریکاست( و شاید یکی از بزرگترین مراکز فرهنگی دنیا)٬ این جشنواره را برگزار می‌کند. این دوره پنجاه و سومین دوره جشنواره نیویورک است٬ و می‌توان جشنواره نیویورک را یکی از قدیمی‌ترین جشنواره‌های آمریکای شمالی محسوب کرد. مرکز لینکلن در طول سال متولی جشنواره‌ها و رویدادهای هنری متعددیست٬ و ضمناً نشریه «فیلم کامنت» نیز توسط این مرکز منتشر می‌شود. به عنوان مثال در طول سال گذشته مرکز لینکلن٬ جشنواره سینمای آسیا٬ آفریقا٬ فیلمهای سینمای ایتالیا بعد از نئورئالیسم و انتهای قرن بیستم در کنار مرور آثار مارگریت دوراس٬ ویم وندرس٬ پدرو کوستاو … را برگزار کرد و می‌توان این مرکز را بزرگترین حامی سینمای مستقل و هنری در آمریکا محسوب کرد.فستیوال فیلم نیویورک ۲۰۱۵

جشنواره امسال شامل بخش اصلی٬ بخش پروژه‌های کوتاه٬ بخش مستند٬ نشست‌های سینمایی و نمایش‌ فیلمهای کلاسیک تاریخ سینماست که دو بخش آخر از بخش‌های رایگان است. در بخش اصلی ۲۶ فیلم شرکت دارند و در بین نام‌ها٬ نامهای بزرگی از کشورهای مختلف دیده‌می شوند. طبق معمول همه جشنواره‌های جهانی٬‌نمایش‌های مربوط به مطبوعات چند هفته قبل از افتتاحیه آغاز می‌شود و بسیاری از تهیه‌کنندگان هم با  دادن لینک‌های آنلاین و دی‌وی‌دی به منتقدها و خبرنگاران کار خود را راحت می‌کنند.

افتتاحیه

«راه رفتن»٬ فیلم افتتاحیه جشنواره و آخرین ساخته رابرت زمه‌کیس٬ بازسازی داستان معروف فیلیپ پُتی٬ بندباز فرانسویست که با بستن بند بین دو برج تجارت جهانی ٬ و راه رفتن روی آن اتفاقی تاریخی رقم زد. این داستان٬ پیشتر دستمایه مستند «مرد روی بند» قرارگرفته  است که جزو مستند‌های درخشان سالهای اخیر است. روی‌بردن زمه‌کیس به تکنولوژی سه‌بعدی در آفرینش چنین داستانی پیش‌فرضی می‌آفریند که قرار است با اثری درخشان روبرو شویم. اما زمه کیس با دنبال کردن یک خط داستانی ساده٬ با همان کلیشه‌های مرسوم٬ قهرمانی خلق کرده‌است که با دیدن عکسی ترغیب به عمل قهرمانانه‌اش می‌شود (هرچند این اتفاق در داستان پُتی واقعیت دارد)٬ در شبی رویایی در کنار شراب قرمز و نور شمع رازش را با معشوقه‌اش درمیان می‌گذارد٬ یک مرشد خاص دارد که اتفاقاً بسیار سخت‌گیر و سخت‌کوش است و گروهی که در آن توازن یک متخصص کارکشته و یک خنگ دست‌وپاچلفتی هم رعایت شده‌است. کارش را با سختی بسیار پیش می‌برد و در انتها پیروز است. «راه رفتن» نه تنها ناامید کننده بود٬ بلکه در استفاده از تکنیک سه بعدی هم جز سکانس طولانی بندبازی بین دو برج٬ هیچ‌گونه نوآوری نداشت. همه آنچه می‌توان درباره یک بلاک‌باستر پیش‌بینی کرد در «راه‌رفتن» بدون کم و کاست رعایت شده‌است.

گای مدن

«اتاق ممنوع» اثر تجربیِ درخشان فیلم‌ساز کانادایی ٬گای مدن سیری جذاب در تاریخ سینمای آلترناتیو آمریکاست. فیلم درباره فیلم‌هاییست که در تاریخ سینمای آلترناتیو آمریکا گم شده‌اند. گای مدن با همت بلند خود٬ بسیاری از نوارهای آثار فراموش‌شده و چه بسا نابودشده سینمای آلترناتیو را پیداکرده‌است٬ و در صورتی که نواری گم‌شده آن را از روی فیلمنامه‌های قدیمی چاپ ورایتی بازسازی کرده‌است. ماحصل کار٬ سیری لابیرنتی در آثار پیشگامان سینما از دهه‌های گذشته تا کنون است که در ابتدا به صورت یک پروژه اینترنتی همزمان در مرکز ژرژپمپیدوی پاریس٬ و مرکزی در مونترئال کانادا اجرا شده‌است.

The Forbidden Room — Teaser 06 from Guy Maddin on Vimeo.

روی آوردن مدن به بافت رنگی فیلمهای آرشیوی تاریخ سینما٬و خلق شخصیتهایی که به هیولاهایی می‌مانند فیلم را همانند یک کابوس کرده‌است که از قضا چندان ترسناک هم نیست و با اشتیاق می‌توان آن را دنبال کرد. بخشی از آثار مدن٬‌بازیهای زبانی اوست. مدن مدام در حال ساختن واژه‌های جدید است. در کنفرانس مطبوعاتی پس از فیلم٬ مدن فیلم را یک Mockumentary نامید که حاصل مدتها پژوهش او در تاریخ سینمای آلترناتیو است.

آکرمن٬ No Home Movie

آکرمن فیلمساز دوست داشتنیِ تجربیِ سینمای بلژیک ٬ در اثر جدید خود دست به تجربه‌ای مشابه فیلمهای دوره اول فیلمسازیش زده‌است. دوربین خانگی ثابتی٬ حوادث روزمره زندگی مادرش در بروکسل را نشان می‌دهند٬ و فیلمساز گاه در قاب٬ گاه خارج از قاب٬ گاه در بروکسل٬ گاه در نیویورک٬ گاه در آلاباما(از طریق اسکایپ)٬ این ملال را با مادرش مرور می‌کند. به اعتقاد من٬ فیلم می‌تواند سکوئلی بر فیلم سالهای اول آکرمن٬ «نامه‌هایی از خانه» باشد. اگر در «نامه‌هایی از خانه» ما با دوگانگی در کلام و تصویر مواجه بودیم (خود آکرمن در مصاحبه‌ای اشاره می‌کند که دیدن دو دنیای متفاوت در نامه‌های مادرش٬ و آنچه در روزمره زندگی او در نیویورک رخ می‌دهد٬ ایده اصلی این فیلم بوده)٬ اینجا آکرمن تلویحاً اشاره می‌کند که دنیاهای متفاوت «نامه‌هایی از خانه» دیگر وجود ندارند٬ گواه اینکه آکرمن چندبار در طول گفتگو با مادرش از طریق اسکایپ٬ می‌گوید: «دنیا کوچک شده‌است». از آنجا که ذات سینمای تجربی٬ تجربه‌کردن دوباره و دوباره و خطرکردن با تصویر و فرم است٬ آکرمن این‌بار کاملاً استیلیزاسیون در میزانسن به مفهوم متعارف را فراموش کرده (نگاهی به آثار پیشین آکرمن نشان می‌دهد که در بسیاری از آثارش میزانسن٬ ترکیب‌بندی قابها٬ تدوین فرم‌های از قبل طراحی شده‌ای دارند)٬ و فرمی خلق کرده مبتنی بر تجربه‌ بی‌واسطه مستند و یافتن ایده در توالی این اتفاقات مستند. اما برداشتهای بلند و راف‌کاتهایی که بعضاً به اتفاقاتی از دوجنس متفاوت می‌پردازند٬ شباهت بسیاری به کارهای آکرمن در دهه ۷۰ مثل «من٬ تو٬ او» و «هتل مونته‌ری» دارد.

تلواسه و ترومای هولوکاست٬ که پیشتر در آثار آکرمن به صورت احساس ناامنی نشان داده‌می‌شد٬ اینجا بازهم در زندگی مادر جریان دارد اما در شکلی عیان‌تر. در سکانسی از فیلم٬‌مادر درباره روزهایی سخن می‌گوید که نازیها قدرت را در بلژیک به دست گرفتند و یهودیان را تعقیب و دستگیر می‌کردند.

No Home Movie

No Home Movie

داستان شخصی نانی‌مورتی

بدیهی‌است که علاقه شخصی به یک فیلم‌ساز٬ قضاوت درباره سینمای او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هنگام نوشتن درباره مورتی این ترس با من است. به هر صورت٬ «مادر من» فیلم جدید مورتی٬ براساس داستان واقعی و شخصی که برای او در هنگام فیلمبرداریِ «ما یک پاپ داریم»٬ رخ داده‌٬ ساخته‌شده‌است. به اعتقاد من مورتی مهارت ویژه‌ای در ترسیم روابط انسانی دارد٬ وروابط در سینمای او چنان با ظرافت نشان داده‌می‌شوند که فارغ از جغرافیا و زمان می‌توان آن را تجربه‌ای شخصی دانست. داستان «مادر من» گرچه داستان فیلمسازی‌است که در حین فیلمبرداری با چندین بحران اساسی مواجه است٬ اما نگاهی به رابطه مادر و فرزندی در زمانه‌ایست که کیفیت زندگی مدرن٬ این رابطه را به چالشی اخلاقی تبدیل کرده‌است. اینکه در سهمی که در این رابطه داریم چقدر کاهلی کرده‌ایم احساسیست که تقریباً بر هر فردی سنگینی می‌کند.

پلک نزن رابرت فرانک

مستندی ساخته لارا اسرائیل درباره عکاس و فیلمساز تجربی آمریکایی-سوئیسی٬ رابرت فرانک است که در جریان هنر آوانگارد آمریکا در دهه ۶۰ و ۷۰ نقشی اساسی داشت. رابرت فرانک در جریان فیلم٬ کارگردان را دائماً هدایت می‌کند٬ (که برایم رابطه بهمن محصص و میترا فراهانی را تداعی می‌کرد.) رابرت فرانک در آپارتمان کوچکش در منهتن٬‌خاطراتی از مجموعه عکسهایش با عنوان «آمریکایی‌ها» را مرور می‌کند. تدوین فیلم غیرخطی و شبیه آثار تجربی خود رابرت فرانک است.  بعد از نمایش فیلم٬ رابرت فرانک با خود کارگردان در سالن حضور پیدا کرد.

فیلم‌های کوتاه

وبسایت mubi در هر دوره فستیوال فیلم نیویورک٬ تعدادی از آثار کوتاه را در بخشی به نام projection نمایش می‌دهد. در میان این آثار می‌توان آثار کوتاه ارزشمندی یافت.

نمایش‌های کلاسیک

این بخش از جشنواره نیویورک به مرور آثار کلاسیک اختصاص دارد و معمولاً به صورت رایگان انجام می‌شود.از جمله آثار امسال می‌توان به «روکو و برادران»٬ «این‌است جاز» اشاره کرد.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید