نگاهی به فیلم «نمک زمین» ساخته ویم وندرس

0

 فیلم مستند «نمک ‌زمین» ساخته ویم وندرس که جایزه ویژه هیئت داوران در بخش نوعی نگاه جشنواره کن را دریافت کرد، ‌پرتره ای از سباستیائو سالگادو، عکاس نامدار برزیلی است که با عکس های سیاه و سفید و رنگی اش از طبیعت و مردمان گوناگون سرزمین ها و قاره های مختلف، روایتگر بخشی از فجایع انسانی و طبیعی و رخدادهای هولناک تاریخ معاصر جهان بوده است. وندرس این فیلم مستند را با همکاری پسر این عکاس یعنی جولیانو ریبرو سالگادو ساخته که در سفرهای پدرش همراه اوست و در انجام پروژه های عکاسی، به او کمک می کند. سالگادو، عکاسی است که در طی ۴۰ سال دوران فعالیت اش، شاهد صحنه ها و وقایعی سهمگین، دلخراش و تراژیک از جنگ ها، بلاهای طبیعی، قحطی ها و مرگ و میر انسان ها بوده است.

فیلم چند لایه روایی دارد که به موازات هم پیش می رود. علاوه بر وندرس، سالگادو و پسرش، هر کدام از عکس های سالگادو، روایتی از یک تراژدی انسانی، فاجعه طبیعی و مبارزه برای بقاست.

فیلم با عکس های سیاه و سفید درخشان سالگادو از جویندگان طلا در معادن برزیل شروع می شود. این عکس ها، سیل عظیم انسانی و بردگان طلا را نشان می دهد که همانند برده های روم و مصر باستان از تپه ها بالا می روند و سهم طلای خود را بر دوش می کشند.

ابتدا صدای ویم وندرس را می شنویم که از آشنایی خود با سباستیائو سالگادو حرف می زند. او از دو عکس صحبت می کند که ۲۵ سال قبل در یک گالری دیده و خریده و آنها را قاب کرده و نگه داشته است اما نام عکاس آنها را تا مدت ها نمی دانسته است. یکی از این عکس ها، عکس سیاه و سفید زنی کور است که به طرف دوربین نگاه می کند.

ویم وندرس و سباستیائو سالگادو

ویم وندرس و سباستیائو سالگادو

وندرس درباره انگیزه ساختن این فیلم می گوید: ۲۵ سال پیش دو عکس خریدم که نام عکاس آنها را نمی‌دانستم٬ ولی آن دو عکس با من حرف می‌زدند. آن‌ها را بالای میز کارم آویزان کرده ‌بودم. از آن‌زمان نام آن عکاس در خانه من نامی آشنا بود: سباستیائو سالگادو و من کارهای او را همه‌جوره تحسین می‌کردم. سرانجام ۴-۵ سال بعد در پاریس همدیگر را ملاقات کردیم. او کارگاهش را به من نشان داد و برای اولین بار عکس های پروژه Genesis او را دیدم. یکی از کارهای جدیدش بود و همانند کارهای قبلیش نوعی پروژه ماجراجویانه و درازمدت بود. تعهدش به کار و هوشمندیش برایم بسیار جذاب بود. دوباره یکدیگررا ملاقات کردیم٬ و از علاقه مشترکمان یعنی فوتبال حرف زدیم. درباره عکاسی هم زیاد گپ زدیم٬ تا اینکه یک روز از من خواست که در یکی از سفرهای ماجراجویانه‌ که ار قبل آغاز شده ‌بود او و پسرش را همراهی کنم. آنها فکر می‌کردند به یک نگاه دیگر علاوه بر نگاه خودشان در این سفر نیازمندند.

وندرس در مورد حضورش در فیلم می گوید، ابتدا قصد داشته که در زمان مصاحبه با سالگادو، در فیلم حضور داشته باشد اما بعد نظرش تغییر کرد و ترجیح داد که خودش را حذف کرده و اجازه دهد که سالگادو و عکس هایش خودشان حرف بزنند.

تمهید سینمایی وندرس برای صحنه های مصاحبه با سالگادو بسیار خلاقانه است. او سالگادو را در برابر یک پرده نیمه آینه ای نشانده و از او خواسته در همان حال که به پرسش های او جواب می دهد به عکس های خودش هم نگاه کند. وندرس دوربین را در پشت پرده قرار داده و طوری فیلمبرداری کرده که انگار او دارد همزمان به تماشاگر و عکس های خودش نگاه می کند. در نتیجه چهره سالگادو و گتگوی او بسیار جذاب و موثر از کار درآمده است.

سالگادو در برابر دوربین وندرس، از زندگی، سفرها و عکس هایش حرف می زند. از دوران دانشجویی و انقلابی گری اش در برزیل، از آشنایی اش با همسرش لیلیا، از مهاجرت اش به پاریس و دوران تحصیل اش در این شهر و کارش در بانک و سفرهای تجاری اش تا زمانی که تصمیم می گیرد دیگر شغلی را که خیلی هم در آن موفق بوده رها کرده و صرفا به عکاسی بپردازد. تجهیزات عکاسی خود را کامل کرده و راهی سفرهای دور و دراز به قلب آفریقا، آمازون و سرزمین های دور قحطی زده و جنگ زده می شد و خیل گرسنگان، قحطی زدگان و قربانیان جنگ و نسل کشی را تصور می کند. تصاویر سیاه و سفید سالگادو از قحطی زدگان ساحل و قربانیان جنگ تکان دهنده اند. در این عکس ها نه تنها بی رحمی ها و خشونت های انسانی را می بینیم بلکه خشونت و بی رحمی طبیعت وحشی و گرسنه را نیز می بینیم که از انسان ها، قربانی می گیرد. اما طبیعت همیشه در عکس های سالگادو، بی رحم و ظالم نیست بلکه او در دوره جدید فعالیت عکاسی اش، به ستایش از طبیعت و کشف زیبایی های آن پرداخته و چهره مهربان او را هم به ما نشان می دهد.

سالگادو، تا دهه نود با آژانس های عکاسی مختلف مثل گاما، سیگما و مگنوم کار کرد و بعد از آن تصمیم گرفت با همسرش لیلیا ونیک، با ایجاد سازمانی به نام آمازوناس ایمجیز به طور مستقل کار کند. او به صدها کشور جهان سفر کرد و عکس هایش در سطح وسیعی در جهان در رسانه ها و به صورت کتاب توزیع و منتشر شد. از مجموعه عکس هایش که به صورت کتاب منتشر شده می توان از «آمریکای دیگر»، « مهاجران و پرتره ها»، «کارگران»، «خشم بی یقین»، و «آفریقا» نام برد.

در سال ۲۰۰۴ سالگادو، پروژه جدیدش با عنوان Genesis را شروع کرد که هدف آن ارائه چهره ای مهربان و زیبا از طبیعت و انسان بود. این پروژه شامل مجموعه ای از عکس های طبیعت وحشی، صحراها، رودخانه ها، چشم اندازهای طبیعی و زندگی جوامع انسانی است که با طبیعت پیرامون خود کنار آمده اند و در حفظ آن می کوشند. عکس های این پروژه در سال ۲۰۱۳ از سوی انتشارات تشن منتشر شده است. سالگادو نه تنها شیفته طبیعت و زیبایی های آن است بلکه به همراه همسرش لیلیا، در پروژه های عمرانی و آبادانی مناطق جنگلی در برزیل و حفظ محیط زیست انسانی مشارکت می کند. آنها در سال ۲۰۱۲ جایزه یونیسف برزیل را برای فعالیت هایشان در زمینه حفظ طبیعت و محیط زیست دریافت کردند.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید