گفت و گو با برادران کوئن در آخرین روز جشنواره کن

0

 

این دو برادر در سه دهۀ گذشته با شخصیت هایی که آفریده اند، کاریکاتورهایی از دنیای اطراف شان فراهم آورده اند. جوئل و ایتن کوئن در هر ژانری که کار کرده اند نگاه نامتعارف خود به زندگی را به آن تحمیل کرده اند؛ نگاهی حاوی طنزی همواره آکنده از سیاهی که حال و هوایی تازه به زندگی می بخشد. از «تشنۀ خون» (۱۹۸۴) تا «درون لویین دیویس» (۲۰۱۳) برخی از مشهورترین چهره های سینمای آمریکا در برابر دوربین آنها سیمایی دیگرگون یافته اند. آنچه در پی می آید گفت و گویی است نامتعارف با این دو که نیش گزندۀ خود را از دست نداده اند.

* در بین همۀ فیلمهایی که ساخته اید، ترجیح می دهید در داستانِ کدام یک زندگی کنید؟

جوئل کوئن: فکر نمی کنم در هیچیک از آنها بخواهم زندگی کنم! همۀ آنها بیش از حد خشن هستند. ما حتی دوست نداریم فیلمهایمان را دوباره تماشا کنیم. ول شان می کنیم بروند دنبال زندگی خودشان. وقتی فیلمهایمان به پایان می رسند، دیگر آنها را تماشا نمی کنیم. فکر نمی کنم هیچیک از ما چنان کنجکاو باشد که بخواهد در دنیای این فیلمها زندگی کند. ما زندگی خودمان را ترجیح می دهیم!

* اگر می توانستید پایان فیلمهایتان را عوض کنید، کدام یک را انتخاب می کردید و پایان آن را به چه صورت تغییر می دادید؟

جوئل کوئن: نمی دانم پایان «پیرمردها ول معطل اند» را به یاد دارید یا نه. شخصیتی که تامی لی جونز بازی می کند، یعنی کلانتر بل، در برابر پنجره ای نشسته است و داستانی طولانی را برای زنش تعریف می کند. برداشتی است بلند که دوربین او را در برابر پنجره در قاب دارد. فکر کرده بودیم شاید بهتر بود در نیمه های داستانی که او تعریف می کند، اتومبیلی را نشان بدهیم که کمی دورتر در عمق صحنه، توقف می کند و راننده پیاده می شود و به طرف ما می آید. و این فرد، کسی نیست جز آنتون چیگور (همان شخصیتی که خاویر باردم بازی می کند) که تفنگش را هم در دست دارد. او را می بینیم که آهسته دارد به خانه نزدیک می شود.
ایتن کوئن: و زنِ کلانتر متوجه قضیه نیست چون دارد به داستان خسته کننده ای که شوهرش تعریف می کند گوش می دهد. در واقع، ما یک پایان دیگر هم برای فیلم نوشتیم که اول فکر کردم برادرم قصد دارد دربارۀ آن حرف بزند. در این پایان دیگر، به جای اینکه تامی لی جونز این داستان را تعریف کند، می خواستیم کورمک مک کارتی (نویسندۀ رمان) داستان را رو به دوربین تعریف کند. و وقتی که داستان را تمام می کند – در حالیکه روشلواری چرمی کابویی به تن دارد – بر می گردد و از دوربین دور می شود، و می بینیم که زیر این روشلواری، شلوار نپوشیده است! و فیلم به این صورت پایان می یافت.

جوئل کوئن: بله، چند پایان مختلف نوشته بودیم. ولی دست آخر، شما همین پایانی نصیب تان می شود که حالا می بینید!

* با کدام شخصیتی که آفریده اید حاضرید به مرخصی بروید؟

جوئل کوئن: احتمالاً با بیلی باب تورنتن از فیلم «مردی که نبود» (۲۰۰۱) چون آدم کم حرفی است!

ایتن کوئن: اعصاب تان را خراب نخواهد کرد! من استیو بوشه می از فیلم «لبووسکی کبیر» (۱۹۸۹) را انتخاب می کنم. طرف شدن با او کار مشکلی نیست.

* کدام ژانر سینمایی به زندگی روزمرۀ شما نزدیکتر است؟

جوئل کوئن: وسترن که نیست!

ایتن کوئن: هیچکدام از ژانرها به زندگی روزمرۀ ما شباهتی ندارد. سینما راه فراری است از زندگی روزمره. «یک مرد جدی» (۲۰۰۹) کم و بیش دربارۀ زندگی خودمان بود، اما دورۀ کودکی مان. نه زندگی فعلی مان.

* چه نوع نمایی شخصیت شما را بهتر نمایش می دهد؟

جوئل کوئن: فکر کنم در این برهه از زندگی مان یک «فید آوت» آهسته. داریم پیر می شویم!

* اگر می توانستید دنیا را جوری زیر و رو کنید که با یکی از کارگردانها بنشینید و استکانی بزنید، چه کسی را انتخای می کنید؟

ایتن کوئن: شاید اریک فن استروهایم. صحنۀ جالبی می شد. انگلیسی اش خوب است. هیچ سؤال خاصی ازش نمی پرسیدم، نه حتی راجع به سینما. می توانستم از حرف زدن با او لذت ببرم.

* نوار صدای کدام فیلم آنقدر اذیت تان کرده است که دلتان بخواهد بزنید یک نفر را بکشید؟

جوئل کوئن: یک کار کلاسیک که همیشه به یادم آدم می آبد، موسیقی زیتر در «مرد سوم» (کارول رید، ۱۹۴۹) است. آنقدر توی کلۀ آدم می ماند که آزاردهنده است.

ایتن کوئن: بله، «مرد سوم»! فیلمی هم یادم می آید که دیوید بووی در آن بازی می کرد به نام «کریسمس مبارک آقای لارنس» (۱۹۸۳) . یکی دو سالی ذهنم مشغولش بود و هی توی کله ام دور می زد.

* شروع کدام فیلم را بیشتر دوست دارید؟

ایتن کوئن: شرمنده ام که نمی توانم یک نمونۀ فرد اعلا را نام ببرم، ولی هر از گاهی به شروع «روزی روزگاری در غرب» از سرجو لئونه فکر می کنم.

* ۳۵ میلیمتری یا دیجیتال: کدام برنده خواهد شد؟

جوئل کوئن: دیجیتال برنده خواهد شد. راه دیگری نیست. همین حالاش هم برنده شده. فکر می کنم سؤال اصلی این است که آیا ۳۵ میلیمتری به صورت گزینۀ دوم به حیات خود ادامه خواهد داد یا نه. باید یک گزینۀ دوم هم وجود داشته باشد. هر چه گزینه ها بیشتر باشند، بهتر است.

(با تشکر از سارا کومبت-مالسون)

لطفاً نظر خود را اضافه کنید