جیا ژانگ‌که و ترس از بیگانه‌شدن

0

او را میتوان یکی از مهمترین فیلمسازان نسل ششم  سینمای چین نامید. نسلی که سعی دارد بیش از احیای سنتهای چینی٬ به جامعه امروز چین توجه کند و اتفاقات جاری اجتماع را موضوع داستانهایش قرار دهد. سخنرانی او در انجمن کنفوسیوس دانشگاه مریلند در واشنگتن٬ این فرصت را فراهم کرد تا با او درباره فیلم «لمس گناه» و نسل ششم سینمای چین گفتگویی داشته‌باشم.

از این که پذیرفتید با ما مصاحبه کنید تشکر می‌کنم.سؤالات من به دو قسمت تقسیم می‌شوند: بخشی به «لمس گناه» اختصاص دارند و بخشی به نسل ششم فیلمسازان چین اختصاص دارند.

م.ا:در «لمس گناه» یک الگوی روایی مشابه در همه اپیزودها تکرار می‌شود. در همه آنها یک قدرت وجود دارد و انسانهایی که در برابر این کانون قدرت قرار می‌گیرند٬ و در برابر آن شورش می‌کنند.به نظرم داستانها نوعی یاد‌آور جامعه طبقاتی و انقلابهای کمونیستی بود.

ژ:البته خیلی‌ها این سوال را میکنند که آیا به طبقات اجتماعی اشاره داشتی؟ ولی باید بگویم٬ بیشتر از اینکه به سوسیالیسم اشاره داشته‌باشم به عدالت اجتماعی اشاره داشتم. به عنوان مثال در داستان اول٬ به این موضوع از منظر اختلاف طبقاتی بین فقیر و غنی در جامعه امروز چین نگاه کرده‌ام. بخصوص داستان اول ممکن است نگاه‌های سوسیالیستی را به ذهن متبادر کند ولی من بیشتر از منظر عدالت اجتماعی به آن نگاه کردم. اما داستان دوم بیشتر درباره بیگانگی در دنیای امروز بود٬ اینکه چگونه انسانها با یکدیگر بیگانه می‌شوند و چگونه با این موضوع برخورد می‌کنند. اما داستان سوم٬ درباره عزت نفس انسانهاست.درباره اینکه چگونه عزت نفس انسانها تهدید می‌شود و چگونه آنها در برابر این تهدید قرار می‌گیرند. پس میبینید که  این داستانها درباره تهدیدهاییست که برای انسان در اجتماع وجود دارد و راههایی که او برای مقابله با آنها انتخاب میکند٬ و نه درباره طبقات اجتماعی و تضاد‌های آنها.

م.ا: در داستان اول با طبقه‌ای از جامعه چین روبرو می‌شویم که بسیار ثروتمند هستند. این روزها بسیاری از این میلیونرهای نوپا از چین ظهور می‌کنند. آیا این تغییرات برای شما دغدغه بود یا به نوعی می‌خواستید به این تغییرات اعتراض کنید؟

ژ: نمی‌خواستم به این موضوع اعتراضی داشته‌باشم. بیشتر دوست داشتم از خشونت جاری در جامعه انتقاد کنم. البته این نوع انتقاد را سعی کردم از راه نشان دادن آن خشونت بر پرده انجام دهم. البته به شدت اعتقاد دارم که باید به بی‌عدالتی اعتراض کرد٬البته راههای مختلفی وجود دارد و خشونت بدترین انتخاب است.

م.ا: در سکانس ‌آغازین یک وانت از کنار مجسمه رهبر حزب کمونیست عبور می‌کند. و کارگرانی که پشت این وانت نشسته‌اند٬ تصویری از مریم مقدس در دست دارند. آیا این می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که طبقه فرودست در جریان سیاستهای حزب کمونیست٬ گرایشهای مذهبی پیدا کرده‌اند؟

ژ: تأکید من بر این تصویر به این علت بود که احساس می‌کردم برداشت عمومی از جامعه چین یک چین واحد کمونیست و تحت رهبری یک رهبر است در حالی که واقعیت این‌ است: چین یک بافت چند مذهبی دارد که شامل مسیحیت هم می‌شود. می‌خواستم این موضوع را به همه یاد‌آوری کنم. همانطور که می‌بینید در قسمتهایی از فیلم نیز بودائی ها را می‌بینید. البته این موضوع امر جدیدیست و دوست داشتم در کنارش نشان دهم که چین به این تنوع احتیاج دارد.

م.ا: حیوانات بسیاری در فیلم دیده‌ می‌شوند. سگ٬ اسب٬ مار … در قسمتهای مختلف فیلم دیده ‌می‌شوند. می‌دانم از اینکه این تصاویر را با متافور تحلیل کنیم مخالفید. دیدم در مصاحبه جشنواره کن هم این اشاره را داشتید.

ژ: به من گفته‌می‌شود که با نشان دادن حیوانات قصد داشتی مقابله انسان با طبیعت را نشان دهی٬ در صورتی که دوست داشتم به همزیستی موجودات اشاره‌ای داشته‌باشم. حتی سعی کردم این حیوانات را به عنوان یک بخش جامعه نشان دهم که در میان ما٬ مثل یک انسان زندگی می‌کنند. این فقط دیدن موضوع همزیستی موجودات از جنبه دیگر بود ولی اشاره متافوریک نداشتم.

نماهایی از فیلم آدمها را در پس‌زمینه معماری شهری نشان می‌داد که به  نوعی تنهایی  آنها را به تصویر می کشید.

نماهایی از فیلم آدمها را در پس‌زمینه معماری شهری نشان می‌داد که به نوعی تنهایی آنها را به تصویر می کشید.

م.ا: تصاویر متعددی از انسان‌ها در پس‌زمینه شهرها در فیلم می‌بینیم. مثلا تصویری از مرد در اپیزود دوم داریم که در پس‌زمینه برجهای بلند شهر دیده می‌شود. یا در اپیزود اول مردی در یک دهکده قدم می‌زند٬ که در پس‌زمینه کوچه‌های دهکده را میبینیم. به نظر می‌آید انسانها در این پس‌زمینه‌ها بسیار تنها هستند. حتی در صحنه‌ای که بازیگر زن از تونل زیرزمینی عبور می‌کند در بزرگراه او را تنها می‌یابیم.

ٰژ: بله به تنهایی آدمها فکر می‌کردم. در تکمیل اشاره‌های شما باید به نمای فرودگاه هم اشاره کنم. با همه این تصاویر به تنهایی این آدمها اشاره کردم. این تنهایی محصول رشد سریع اجتماع است. در اثنای این رشد٬‌انسانها از جامعه جدا می‌شوند. اینکه روابط بسیار ماشینی شده اند و به خشونت بیشتر دامن می‌زنند هم مدنظرم بود. به همین دلیل است که میبینیم دو قطار با هم تصادف می‌کنند. به نوعی فکر میکنم در انتهای این رشد و توسعه یک نابودی در انتظار ماشینی شدن است. چون در همه این تغییرات سرعت عجیبی می‌بینم.

م.ا: این فقط یک برداشت شخصی است ولی در اپیزود اول نماهایی برای من یادآور فیلمهای وسترن بود. بخصوص در نماهایی که مرد تفنگش را بر دوشش گذاشته‌بود و در کوچه‌ها قدم می‌زد با آن غبار و سگهای ولگردی که در اطراف می‌دویدند. بیش از هر چیز این نماها مرا به یاد وسترن‌های اسپاگتی می انداخت. آیا واقعا این ادای دینی به وسترن بود؟

ژ: بله در این نماها نیم‌نگاهی به وسترن‌ داشته‌ام. البته در این فیلم بیش از فیلمهای غربی تحت تاثیر فیلم «لمس گناه» که یک فیلم کلاسیک چینی است بوده‌ام. این فیلم در ۱۹۶۴ برنده جوایز متعدد بوده‌است و یک فیلم هنر‌های رزمی است. فیلمی که بیشترین تاثیر را بر من داشت «لمس گناه» بود٬ …

م.ا: حتی صحنه‌هایی از اپیزود سوم من را به یاد «بیل را بکش» می‌انداخت بخصوص نماهایی که در آن بازیگر زن مبارزه می‌کرد.

ژ: درست است و این به خاطر این است که فیلم تارانتینو هم همانند فیلم من به شدت تحت تاثیر فیلم «لمس گناه» است.

مصاحبه با جیا ژانگ‌که

حال چند سوال درباره نسل ششم فیلمسازان چین از شما می‌پرسم.
م.ا: علیرغم اینکه گفته‌می‌شود سینمای نسل ششم چین بیش از هرچیز بر چین امروز تمرکز دارد ولی صحنه‌هایی در فیلم بود که شما به روشنی به گذشته و سنتهای چینی اشاره داشتید٬ مثلا در صحنه‌ای اجرای یک تئاتر سنتی چین را داریم. این چطور در بافت چین امروز قرار گرفته‌است؟

ژ: اشاره بسیار جالبی است. اول که باید اشاره کنم این اجراهای تئاتر سنتی چین در چین امروز هم بسیار فراگیر است. البته نسل جدید با انواع جدیدی از سرگرمیها درگیر است که این نوع سنتها را کم‌کم دارد به فراموشی می‌سپارد. ولی باور من این است که هرچه پیرتر می‌شویم بیشتر به واکاوی گذشته علاقه‌مند می‌شویم.

م.ا: قبلا گفته‌اید که یاسوجیرو ازو و هوسیائو سین بر شما تأثیر فراوانی داشته‌اند. این تأثیر چگونه در کار شما بروز کرده‌است؟

ژ: از آنها فرا گرفتم که چگونه ارزشهای خانواده در جریان تغییرات اجتماعی متحول می‌شوند. در فیلمهای ازو رد صنعتی شدن جامعه را میبینیم. او بسیار دقیق اضمحلال خانواده در جریان صنعتی شدن را نشان می‌دهد. اما هوسیائو سین به من آموخت که چگونه تجربه‌های شخصی را در جریان سینما به کار بگیرم. همچنین چگونه می‌شود تحلیل شخصی از تغییرات اجتماعی داشت. ارائه برداشت شخصی از تغییرات اجتماع برایم بسیار مهم بود.

هو سیائو سین

هو سیائو سین

م.ا: در دنیای سینما کدام فیلمساز بیشترین تأثیر را بر شما داشته‌است؟

ژ: بیش از هر فیلمسازی آنتونیونی بر من تأثیر داشته‌است.

.م.ا.: آیا دستگاه سانسور بر کار شما اثر زیادی داشته‌است؟با اینکه می‌دانم همه این سوال را از شما می‌کنند.

ژ: بر خلاقیت من اثری نداشته‌است. سعی میکنم خودم را در پروسه خلاقه آزاد بگذارم و تحت تأثیر سانسور نباشم. اما باید سعی کنم زیاد انتقاد نکنم که به نحوی بر کارم تأثیر دارد. تجربه سالها فیلمسازی به من این مهارت را یاد داده که چطور از چنگ سانسور فرار کنم.با فیلمسازان چینی بحثهای خصوصی بسیاری درباره سانسور داریم و از هم می آموزیم. به نظرم بهترین راه گمراه کردن دستگاه سانسور این است که ذهنمان را در هنگام خلق اثر آزاد بگذاریم.

م.ا.: آخرین سؤال اینکه چشم‌انداز سینمای شرق آسیا را چگونه می‌بینید؟

ژ:سینمای شرق آسیا در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است. اگر به گذشته نگاه کنیم٫ در دهه ۸۰ سینمای تایوان بسیار شکوفا شد٬ و در دهه ۸۰ که نسل پنجم فیلمسازان سینمای چین مطرح شدند٬ متعاقب آن سینمای کره شکوفا شد.تمامی این فیلمسازان بر هم تاثیر گذاشتند.تا آنجا که میبینم سینمای آسیا تمایل زیادی به بازیابی ریشه‌های فرهنگی خود دارد.به عنوان مثال در سینمای کره فیلمهای زیادی را میبینیم که سنتهای کره‌ای را نمایش می‌دهند.فکر می‌کنم این ویژگی سینمای آسیا را متمایز می‌کند و آنها را منحصر به فرد می‌کند. به عنوان مثال٬اخیراً آخرین فیلم فیلمساز ژاپنی کوریدا به نام «مثل پدر٬ مثل پسر»٬ را دیدم که علاوه بر نشان دادن رابطه یک پدر و فرزند٬ به بررسی وضعیت اجتماعی جامعه‌ای که داستان در آن اتفاق می‌افتد می‌پردازد که به اعتقاد من این خصوصیت سینمای شرق اسیا را ممتاز می‌کند. یا از یک فیلمساز هنگ کنگی به نام چین ایتو فیلمی دیدم که اتفاقا تنها فیلم او هم هست٬ که بسیار نشان دهنده وضعیت اقتصادی اجتماعی هنگ کنگ است.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید