سینمای تجربی روزبه رشیدی

0

روزبه رشیدی فیلمساز ایرانی ساکن دوبلین و از چهره های شناخته شدۀ سینمای تجربی و زیرزمینی ایرلند است. نگاه متفاوت و مینیمالیستی و کیفیت شاعرانۀ کارهایش ‌به همراه فضا سازی ذهنی و درونی و عدم استفاده از شیوه های روایی، از مشخصه های فیلم های تجربی رشیدی است.

رشیدی در سال ۲۰۰۹ انجمن سینمای تجربی(Experimental Film Society_EFS) را به منظور حفظ و ارتقای آثار فیلمسازان تجربی تاسیس کرد. بعضی از اعضای ان انجمن در سبک کاری خود به خوبی جا افتاده‌اند اما رشیدی معتقد است این انجمن به جز معرفی آثار این اعضا، فیلم‌هایی را جمع‌آوری و آرشیو می کند که شاید بدون یاری این انجمن به کلی از بین می‌رفتند. از فعالیت‌های مهم دیگر انجمنEFS تشویق و حمایت از فیلمسازان مستعدی است که بعد از اولین تلاش برای ساخت اثر خود بدلیل مشکلات فراوان ممکن است ناامید شده و دست از کار بکشند. بسیاری از فیلم های این افراد و اعضای دیگر انجمن در آرشیو ان انجمن به صورت آنلاین قابل دسترسی است.

HSP There Is No Escape From The Terrors Of The Mind (2013) Poster By Pouya Ahmadi

روزبه رشیدی زیر در گفتگو با ماکسیمیلان له کین از مجلۀ اینترنیExperimental Conversations  دربارۀ فعالیت های سینمایی خود در ایران و ایرلند و تاریخ و اهداف انجمن سینمای تجربی حرف زده است که بخش هایی از آن را به منظور آشنایی با این فیلمساز فعال ایرانی در اینجا می خوانید:

وقتی در ژانویه ۲۰۰۰، فیلمسازی را در تهران آغاز کردم، سه شاخۀ اصلی از فیلمسازی برای انتخاب و ادامۀ فعالیتم وجود داشت. اولی سینمای مین استریم، با تمرکز ویژه بر قصه‌گویی چه در حوزۀ مستند و چه در حوزۀ داستانی بود که در این زمینه مشکل عمده ای برای دریافت پروانۀ ساخت و گرفتن مجوز دولت وجود نداشت هرچند که من در جایگاه تماشاگر سینما، گاهی از سینمای داستانی لذت می برم اما هیچوقت علاقه‌ای به ساخت اینگونه آثار نداشتم.

شاخۀ دوم، شکلی از سینمای زیرزمینی بود که ایده و موضوع پررنگ تری داشت و از شیوه های فیلمسازی با بودجه‌های پایین بهره می برد. اما این حوزه هم به جز استفاده از منابع مالی بسیار اندک، تفاوت چندانی با دسته اول نداشت. تکنیک ‌و راه و روش‌های خلاقانه این عده از فیلمسازان برای کاهش هزینه، بخصوص در مورد تقلیل تعداد عوامل ساخت یک فیلم برایم جالب بود اما نهایتا تمام قصه به همین جا ختم می‌شد.

شاخۀ سوم ویدئو آرت بود که آثار این دسته به صراحت ایدئولوژیک بودند و اهدافی سیاسی، اجتماعی یا مذهبی را دنبال می‌کردند. من بعضی از ویدئو آرت ها را که حال و هوایی شخصی و شاعرانه داشتند ترجیح می‌دادم اما نهایتا این تولیدات در زمینه هنرهای بصری بودند  و علاقه من به اصل سینما بود و احساس کردم که به هیچ کدام از این شاخه‌ها تعلق ندارم. من تحت تاثیر فیلمسازانی مثل مایا درن، جوناس مکاس، استن براکیج، ژان لوک گدار، تارکوفسکی، اوزو، کامران شیردل، پرویز کیمیاوی، سهراب شهید ثالث و عباس کیارستمی می‌خواستم فیلمی بسیار تجربی در درون خود سینما بسازم.

گام اول برای من بوجود آوردن شیوه ای سیستماتیک برای ساخت و نمایش اینگونه آثار بود. با همین هدف به همراه دوست فیلمبردارم محمد نیک‌دل، انجمن سینمای تجربی را در سال ۲۰۰۰ تاسیس کردم. تا سال ۲۰۰۴ در ایران به فیلمسازی مشغول بودم و بعد به ایرلند آمدم و فعالیت این انجمن را ادامه دادم. از فیلمسازان مختلفی برای عضویت در EFS دعوت کردم. به جمع‌آوری و انتخاب فیلم‌ها و بررسی دقیق آنها و همچنین قرار دادن بهترین این آثار در آرشیو آنلاین انجمن پرداختم و از همه مهم‌تر، هر زمانی که ممکن بود برای نمایش این فیلم‌ها در فستیوال‌ها، سینماها و گالری‌ها تلاش کردم. هدف اصلی و ویژۀ انجمن فیلمسازان تجربی را می توان نمایش فیلم‌های تجربی مهجور نامید تا در معرض دید مخاطبانشان قرار گیرند.

برای فیلم‌های انجمن هیچ قانون و قاعدۀ سختگیرانه ای وجود ندارد اما بیشتر آثار ویژگی‌هایی خاص و مشترک دارند.  یکی از این ویژگی‌ها عدم وجود فیلمنامه یا هر شکلی از متن است. فیلم‌هایی که به جای کلمات با تصاویر بیان می‌شوند، شاخ و برگ پیدا کرده و به کیفیت مختص خودشان دست می یابند. بعد از مدتی، فیلمسازان این انجمن به شیوه ای بداهه پردازانه و همراه با کشف و شهود در ساخت فیلم خود ‌می‌رسند. این فیلمسازان تا آخرین روز تدوین هم دقیقا نمی‌دانند که چه فیلمی ساخته‌اند و بیشتر از آنکه بر فیلمشان کنترل داشته باشند فیلم بر آنها کنترل دارد.

فیلم‌های EFS با آزادی کامل برای ایجاد خلاقیت و استفاده کامل از ذوق و قریحۀ فیلمساز تولید می شود و تامین بودجه بسیاری از آنها با خود فیلمساز است. تجهیزاتی که برای این‌فیلم‌ها بکار می رود معمولا تجهیزات ابتدایی و ارزان قیمت مثل وب‌کم، دوربین تلفن همراه، Mini DV، سوپرهشت، و به تازگی DSLR است. فیلمبرداری بیشتر صحنه‌ها با نور طبیعی انجام می‌شود و وجود نورپردازی حرفه ای در این فیلم ها نادر است. بیشتر عوامل فیلم و بازیگران آن غیرحرفه‌ای هستند و بسته به شرایط ساخت و ایدۀ فیلم هر کسی می‌تواند در ساخت این فیلم‌ها مشارکت کند. پلات اصلی این فیلم‌ها به شدت انتزاعی است و با کمترین دیالوگ ممکن یا بدون دیالوگ طرح ریزی می شوند. البته استثنائاتی هم مثل بعضی از کارهای شخصی من در این زمینه وجود دارد. فیلم‌های Bipedality و Closure of Catharsis  پر از مونولوگ و دیالوگ هستند.

فیلم‌های EFS تماماً شخصی و به نوعی ناتمام‌اند. این فیلم‌ها مخاطبشان را با روایتی مستقیم و مشخص مواجه نمی کنند و به آنها دیکته نمی کنند که که هر لحظه از فیلم دقیقاً چه حسی باید داشته باشند. رابطۀ این فیلم‌ها با بینندگانشان شاید شبیه به نوعی موسیقی باشد که فقط نت های درام و بیس به گوش شنونده می‌رسند و ساختن ملودی ‌را به بیننده واگذار می کنند. این آثار به اندازه‌ای باز هستند که تماشاگر در حین تماشای آنها به جای فاصله گرفتن از خود، دقیقاً به خودش رجوع می کند. این آثار در مورد تصاویر و گسترش این تصاویرند. هر جای فیلم  که موسیقی و صدا شنیده شود بیانگر تعامل و تاثیر متقابل تصویر و صدا است.

سینما پیوسته در اشکال مختلف‌تجربه می‌شود و باید گفت که هدف این فیلم‌ها لزوماً گسترش مرزهای سینما نیست چرا که این مرزها توسط فیلمسازان ساختارگرایی مثل پل شاریتس یا با کارهای فیلیپ گرل به حد نهایت خود رسیده‌اند و نمی‌توان کاری فراتر از آنها انجام داد اما اگر تجربیات یک فیلمساز با شخصیت و درک او مطابقت داشته باشد، امکانات این مدیوم متداوماً تازه و نو می شوند.

همچنین EFS پذیرای فرصت‌هایی است که از طریق امکانات دیجیتال در اختیار سینما و فیلم‌سازی قرار می گیرد و در این زمینه،  تاثیرات کامپیوتر، اینترنت و تجهیزات دیجیتالی سینما را پیگیری می‌کند. امروزه حتی فیلم‌هایی که از سلولوئید ساخته می‌شوند نهایتاً به فیلم‌های ویدئویی یا دیجیتال تبدیل می‌شوند. یکی از کارهای ما بهره‌برداری حداکثری از پتانسیل های خلاقانۀ این امکانات است.

Bipedality (2010) Poster By Pouya Ahmadi

با تمام این حرف‌ها باید گفت فیلم‌های ساخته شده توسط فیلمسازان انجمن سینمای تجربی تنوع  بسیاری دارند. EFS در حال حاضر اعضایی در ایران، ایرلند، سوئیس، آمریکا، استرالیا، اسپانیا، فرانسه و بریتانیا دارد که بر اساس پیشینه و فرهنگ خاص کشور خود رشد کرده اند اما شیوۀ کاری و آثار این فیلم‌سازان به قدری نکات مشترک دارد که حتی هنگام برنامه‌ریزی و نمایش فیلم‌ها هم  ناخودآگاه نوعی هارمونی و سازگاری بین آنها بوجود می آید.

درباره برنامه‌ریزی برای نمایش فیلم‌ها باید گفت که آنچه باعث جلای فعالیت EFS شد ناامیدی از شکل برنامه‌ریزی و نمایش فیلم‌های کوتاه در فستیوال‌های مختلف در سراسر دنیا بود. فیلم‌کوتاه عموماً با برنامه‌ریزی‌های بسیار ضعیف در مدت زمانی طولانی و بدون هیچ گونه تفکری در مورد نحوۀ گزینش در فستیوال‌ها نمایش داده می‌شود. قرار گرفتن آثار به این شیوه کنار هم بیشتر شبیه به یک تصادم است تا اینکه فیلم ها مکمل هم و یا حتی طنینی از یکدیگر باشند. همچنین به ندرت فرصتی برای فیلمسازان آثار کوتاه به وجود می‌آید تا فیلمشان را معرفی کنند و مخاطب خود را جذب کنند. به نظر می رسد که فقط پذیرفته شدن فیلم توسط فستیوال ها اهمیت دارد و نه تجربۀ نمایش فیلم برای خود فیلمساز و یا مخاطبان آن. EFS با اجتناب از بی‌برنامگی رایج در ساز و کار فستیوال‌ها، خود مسئولیت برنامه‌ریزی و نمایش فیلم‌ها را در سینماها و گالری‌های کوچک به عهده گرفته ‌است. این جلسات نمایش، فضایی صمیمی و دوستانه دارد که فیلمسازان در صورت حضور می‌توانند در مورد کارهای خود با مخاطب به گفت و گو بنشینند. واکنش مخاطبان  بسیار شگفت‌انگیز است. برخی از آنها هیچ وقت فیلم تجربی ندیده اند و به ندرت در اولین برخورد، عاشق این فیلم‌ها می‌شوند اما بذری در ذهن آنها کاشته می شود که رشد آن به شناخت و درک واقعی این نوع آثار می انجامد.

آینده EFS نامعلوم است اما شخصاً علاقه  دارم تا با گسترش این انجمن آن را به یک کمپانی تولید و پخش فیلم‌های اعضا تبدیل کنم. من طرفدار پر و پاقرص کمپانی های توزیع فیلم مثل Anthology Film Archives، Light Cone، Canyon Cinema و Lux  هستم. ایده آل ترین حالت، دستیابی به سیستمی مشابه است اما در حال حاضر EFS در جهت حمایت از فیلمسازانی که زمینه مناسب برای نمایش و معرفی کارهایشان ندارند، فعالیت می‌کند.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید