گفتگو با امیرحسین سیادت در مورد سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران

0

سینما تک تهران و سینه فیلیای ایرانی 

سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران بعد از چند سال توقف و رکود در اسفند ماه گذشته با نمایش فیلم “دایی جان” ژاک تاتی آغاز به کار کرد. آیا سینما تک تهران می توانداعتبار یک سینماتک واقعی را به دست آورد؟ آیا می تواند به خواست های سینه فیلیای ایرانی پاسخ دهد و عطش آنها را برای دیدن آثار تجربی، آوانگارد و مدرن سینما که سال ها از تماشای آن بر روی پرده بزرگ سینما محروم بوده اند، رفع کند؟ این ها برخی پرسش هایی است که با امیرحسین سیادت، مدیر جدید سینما تک موزه هنرهای معاصر تهران که خود منتقد فیلم و یک سینه فیل واقعی است در میان گذاشته ایم.

amir siadat 2

سینما تک تهران کی و چرا تعطیل شد ؟ 

تعطیلیِ رسمیِ سینماتک به تابستانِ ۹۳ برمی‌گردد اما خیلی‌ها تصور می‌کنند سینماتک خیلی پیش‌تر از این‌ها تعطیل شده بوده؛ و این تصوّر البته تا حدودی قابل درک است. سینماتک موزۀ هنرهای معاصر که طی یک دهه (از سال ۷۷ تا ۸۷) در دورانِ ریاستِ دکتر علیرضا سمیع‌آذر و به کوشش علیرضا قاسم خان توانسته بود مستمر و منظم فعالیت کند و به یک پاتوق دلپذیر برای مخاطبان جدی سینما بدل شود، در سال‌های بعد به تدریج رونق خود را از دست داد و دیگر چندان اتفاق چشمگیری در آن رخ نمی‌داد. طی آن یک دهۀ پررونق، برنامه‌های فصلی منظمی برگزار می‌شد؛ سینماتک ۳۸ فصل پیاپی دایر و فعال بود و برای هر فصل کتابچه‌هایی در قالب فصلنامه منتشر می‌کرد که خودتان هم با آن‌فصلنامه همکاری می‌کردید. امروز می‌شود با تورق آن کتابچه‌ها دید که چه آثارِ مهمّی (مثلاً مستندهایی از کامران شیردل، ناصر تقوایی، ابراهیم گلستان، فیلم‌های مثل «مادیان» یا «مرگ یزدگرد» یا نسخه‌های ۳۵ یا ۱۶ آثاری از درایر، گریفیث، چاپلین، آیزنشتاین، جان فورد، فرانسیس فورد کاپولا و …) در این مکان اکران می‌شده. از سال ۸۷ به بعد اما دیگر خبری از نمایش منظم فصلی نبود و کتابچه‌ای هم منتشر نمی‌شد. سینماتک راکد و بی‌برنامه شده بود و روندِ نامنظم و منقطعی در نمایشِ فیلم داشت. هر چند طی این سال‌های رکود کماکان فیلم‌هایی نمایش داده می‌شدند و گاه مراسم‌های بزرگداشتی هم برگزار می‌کردند (مثلاً برای مسعود کیمیایی یا ساموئل خاچیکیان) اما خیلی‌ها معتقدند به دلیل کیفیت بد فیلم‌ها یا سانسور، حق مطلب آن طور که باید ادا نمی‌شد. به طور کلّی می‌شود گفت نگاهِ کارشناسانه در قیاس با آن یک دهه‌ فعالیّت جدّی و پیوسته، کمتر به چشم می‌خورد. سال گذشته مسئولین دیدند این مجموعه به تغییرات و تعمیراتی اساسی نیاز دارد و به فکر افتادند آن را تجهیز کنند که خوشبختانه این امر به کوشش مجید ملانوروزی مدیر فعلی موزه‌ی هنرهای معاصر و با پشتیبانی وزارت ارشاد محقق شد.

 cinema teque 2

ضرورت بازگشایی مجدد آن چیست و با چه اهداف و رویکردی؟ 

چه ضرورتی از این بالاتر که یک مکان فرهنگی با موقعیّتی بسیار عالی در دلِ فضای دلپذیرِ موزه که واجدِ ظرفیّت بسیار بالایی‌ست برای بدل شدن به یک پاتوقِ جدّی سینمایی سال‌ها راکد بوده و خاک می‌خورده؟ جدا از این سینماتک می‌تواند پل ارتباطی خوبی باشد برای وصل شدن به سینمای گوشه و کنار جهان؛ همان‌طور که پیش‌ترها هم بوده و ما هفته‌های فیلم مختلفی را که در سال‌های نه چندان دور با همکاری سفارت‌های مختلف (مثلاً آلمان، فرانسه، سوئد و …) برگزار می‌شد فراموش نکرده‌ایم. واقعاً حیف است چنین فرصت‌هایی از دست برود. تلاش و هدف ما این این که آثاری نمایش دهیم که جای دیگر نمی‌توان آن‌ها را دید و حتی به آسانی نشود آن‌ها را از طریق منابع زیرزمینی یا اینترنت پیدا کرد. می‌خواهیم به جریان‌هایی کمتر شناخته شده و کمتر در دسترس ولی درخورِ توجّه بپردازیم.

 سینما تک را با فیلم دایی جان ژاک تاتی افتتاح کردید. چرا ژاک تاتی؟ مناسبت آن با این افتتاح چه بود؟ 

خواستیم فیلم افتتاحیه، تا حدودی گویای رویکرد کلّی ما باشد. دایی جان را اولاً به این خاطر انتخاب کردیم که فیلمی‌ست باارزش و معتبر در تاریخ سینما. فیلمی به معنای واقعی یکّه و سینماتکی‌ست. علاوه بر این چشم‌نواز است تجربۀ تماشایش در خانه خیلی با آن‌چه روی پرده می‌بینیم تفاوت دارد. به عبارتی دایی جان می‌توانست بهانۀ خوبی باشد برای دل کندن از سینمای خانگی و آمدن به سینما. دلیل مهم‌تری هم هست. به هر حال ما محدودیت‌هایی هم داریم. نمی‌توانیم هر فیلمی نمایش دهیم و مطمئناً مخاطب جدی هم وقتی ببیند فیلم حسابی سانسور شده توی ذوقش می خورد. خب، پس بهتر است فیلمی انتخاب شود که با علاوه بر داشتن ارزش‌ و اعتبار سینمایی، با ضوابط و آیین‌نامه‌های موجود تناقضِ جدّی‌ای نداشته باشد. دایی جان چنین فیلمی ا‌ست.

 

1901723_10152995988379504_5541822509726816232_n

استقبال از برنامه چطور بود؟

استقبال از سینماتک بسیار چشمگیر و قابل توجه بود. به گفتۀ دوستان و کارمندان موزه این سالن سال‌ها بود که چنین جمعیّتی را به خودش ندیده بود. سینماتک ۲۰۷ صندلی دارد اما در افتتاحیه تعداد زیادی صندلی هم از گوشه و کنارِ موزه آوردند و توی سالن چیدند. نزدیک به ۴۰ نفر سرِ پا ماندند و بعضی روی زمین نشستند و فیلم را تا انتها تماشا کردند. در مجموع بیش از ۳۰۰ نفر آمده بودند.

 سینما تک تهران، از نظر نقش و وظایفی که می خواهد به عهده بگیرد، چه تفاوتی با فیلمخانه ملی ایران و مراکز مشابه دارد؟

فرق‌اش احتمالاً هم به زمانه بر می گردد و هم به رویکرد ما. زمانی که فیلمخانه (و حتی خودِ سینماتک) نمایشِ فیلم داشتند فیلم‌ها مثلِ امروز به راحتی در دسترش نبود. ما در فیلمخانه هیچکاک و فورد دیدیم و در سینماتک تارکوفسکی و وندرس. آن زمان فیلم‌ها را به سختی پیدا می کردیم و اگر هم پیدا می کردیم خیلی شان زیرنویس نداشتن و کیفیت مرغوبی هم نداشتند. خب امروز همه یک سینمای خانگی برای خودشان دارند. فیلم‌ها راحت تر تهیه می شوند و با کیفیت‌اند و با زیرنویس. پس باید نگاه، نگاهِ تازه‌ای باشد تا تماشاگر ترجیح دهد سینمای خانگی‌اش را رها کند و بیاید به سینماتک. باید فیلم‌ها با رویکردی منظم و آکادمیک انتخاب و اکران شوند و ترجیحاً باید سراغِ فیلم‌هایی رفت که بینِ مردم دست به دست نمی‌شوند. امروز در گوشه و کنارِ همین شهر پاتوق‌هایی ذیلِ عنوانِ «سینماتک» دارند فعّالیّت می‌کنند و مخاطبِ خودشان را هم دارند و خیلی هم خوب است که هستند امّا رویکردِ آن‌ها سینماتکی نیست. آن‌ها رویّۀ مشخّص و هدفمندی را برای نمایشِ فیلم دنبال نمی‌کنند. در این پاتوق‌ها هر فیلمی نشان داده می‌شود. ممکن است امروز مثلاً فیلم آخر فینچر را نشان دهند، فردا کنسرت پینک‌فلوید نشان دهند و پس فردا تارکوفسکی! البته غالباً فیلم‌های هالیوودی روز را نمایش می‌دهند که دلیلش واضح است. این رویه، خوب یا بد، سینماتکی نیست.

11038721_439710586193813_4219270526589197046_n

 فیلم ها از چه طریقی تامین می شود؟

پیش‌تر منابعِ اصلیِ تهیّه‌ی فیلم‌های سینماتک ــ اگر خارجی بودند ــ «فیلمخانۀ ملّی» بوده یا «بنیاد سینمایی فارابی». اما امروز خیلی از آثاری که مدّ نظر ماست در آرشیوِ منابع یاد شده موجود نیست. پس هر چند که حتماً سعی می‌کنیم با «فیلمخانۀ ملّی» یا «فارابی» (و جاهایی مثل «حوزه‌ی هنری»، «موزه‌ی سینما» یا «کانون پرورش فکری» و … ) تعامل داشته باشیم و ــ به خصوص ــ برای نمایش نسخه‌های ۳۵ با آن‌ها وارد مذاکره شویم امّا می‌باید منابعِ دیگر را نیز مدّنظر داشته باشیم. شاید با توجّه به رویکردِ ما ــ که نمایشِ آثارِ مهجور و ناشناخته در ایران امّا مطرح و شناخته‌شده در جهان است ــ بهترین راه، تعامل و همکاری با سفارت‌ها و دستیابی به فیلم‌ها از طریقِ آن‌ها باشد.

  به نظر شما در شرایطی که بسیاری از افراد از طریق اینترنت به آرشیو غنی تاریخ سینما و نیز فیلم های جدید دسترسی دارند و می توانند آنها را بدون سانسور تماشا کنند، جایی مثل سینماتک قرار است چه خلایی را پر کند و تا چه حد می تواند پاسخگوی نیازها و توقعات سینه فیلیای ایرانی باشد؟

همان‌طور که گفتم ما قصد داریم در سینماتک موزه‌ی هنرهای معاصر سراغِ فیلم‌هایی برویم به معنای «سینه‌فیلیِ» کلمه «خاص» و «متفاوت» که نمی‌شود آن‌ها را هر جایی دید. فیلم‌ها را بر اساس دسته‌بندی‌های مشخص و چارچوب‌مند انتخاب می‌کنیم. می‌خواهیم به سینمای مستند و تجربی، و در تعامل با خودِ موزه‌ی هنرهای معاصر به آثاری مرتبط با هنرهای تجسّمی نیز بپردازیم. همچنین امروز بسیاری از آثارِ بزرگِ سینمای صامت ترمیم شده‌اند و خوب است که نسخه‌ی اصلاح شده‌ی آن‌ها روی پرده به نمایش درآید. فیلم‌های ایرانی‌ زیادی هم هستند که جا دارد پس از سال‌ها دوباره ببینیم‌شان و دوباره آن‌ها را به بحث بگذاریم. به هر حال همین جلسات نقد و بررسی و همین رویکردِ منظم و چارچوب‌مند در نمایش فیلم می‌تواند بسیاری را ترغیب کند که فیلم‌ها را در سینما ببینند. شاید خیلی‌ها در تنهایی برای تماشای پشتِ سر همِ آثارِ یک فیلمساز یا یک جریان سینمایی وقت و برنامه‌ای نداشته باشند. وانگهی شاید نتوانند همه‌ی آثارِ آن فیلمساز یا آن جریان را یک‌جا تهیه کنند. فکر می‌کنید چند نفرند که مثلاً همۀ آثارِ فیلمسازانی مثل شانتال آکرمن، مکاس، گرل، مانوئل اولیویرا یا حتّی نام‌های آشناتری چون شابرول، ریوت یا رومر را داشته باشند؟ اما وجود یک پاتوق سینمایی و جاذبۀ آیینیِ فیلم‌بینی در سالن تاریک بهانۀ خوبی می‌شود برای مرورِ آثار یک فیلمساز یا یک جریان خاص. بی‌تردید در پایان آن کنارِ هم دیدنِ هدف‌مند؛ بیننده می‌تواند به شناخت و تحلیل برسد.

 برنامه های آیندۀ سینما تک چه خواهد بود؟

فصل اول نمایش فیلم در سینماتک مربوط است به مروری بر دو جریان؛ اوّلی آثاری کلیدی از «مدرسۀ برلین» و دوّمی نمایشِ چند انیمیشنِ دیدنی اما کمتر دیده‌شدۀ ژاپن.

cinema teque 1

آیا ارتباطی بین سینما تک موزه با سینما تک های دنیا از جمله پاریس هست؟

شما بهتر از من می‌دانید که زمانی فرخ غفاری کانون فیلم ایران را با الگوبرداری از سینما تک فرانسه تاسیس کرد و فیلم‌هایی که در سینما تک فرانسه اکران می شدند را در ایران نمایش می‌داد که حاصل این جریان پرورش فیلمسازانِ موج نو ایران بود. بسیار مشتاقیم چنین ارتباطی امروز هم ایجاد شود اما باید در نظر بگیرید که شرایطِ امروز با زمانِ فرخ غفاری تفاوتی اساسی دارد. به هر حال امروز به خاطرِ مسألۀ ممیزی بخشِ زیادی از آثاری که همزمان دارند در سینماتکِ فرانسه اکران می‌شوند را نمی‌توان در سینماتکِ تهران پخش کرد. اما خب می‌شود در این خصوص گزینشی عمل کرد. به هر حال این از اهدافِ درازمدت ما و در حوزۀ اختیارات موزۀ هنرهای معاصر است و نامه‌نگاری‌هایی هم در این خصوص شده.

لطفاً نظر خود را اضافه کنید