شعر سیاه سینما

شعر سیاه سینما
0

دیوید گودیس را شاعر ِبخت برگشتگان نامیده اند (poet of the losers). قهرمان قصه ی او مرد تیپیک ِقصه های نوآر نیست؛ «مردانگی»اش صدمه دیده، غرورش له شده، از نفس افتاده، سـرخم کرده، و یکپارچه تسلیم سرنوشت شده است. بر روح او جراحتی نشسته که هرگز مرهم نخواهد یافت. نه مانند ِقهرمان داستان‌های «جیم تامپسون» اهل خشونت است برای رسیدن به خوشبختی…

شعر سیاه سینما
0

هنگامی که به موسیقی در همراهی‌اش با گرایش‌های “نوآر” می‌اندیشیم، بسیاری اوقات حواس‌مان ناخودآگاه به حال‌وهوای “جاز” کشیده می‌شود به ویژه آن نوعی از جاز که با صفت “کول” شناخته شده است. ما که در این سلسله نوشته‌ها شعر سیاه سینِما (نوآر) را در وهلۀ نخست با “مود” تعریف کردیم، بی‌شک واقف‌ایم که هیچ چیز بهتر از موسیقی بیانگر “مود” نیست (چیزی که به زبان در نمی‌آید) و گویی هیچ موسیقی‌ای نیز بهتر از…

شعر سیاه سینما
0

جهان شوم و تاریک «نوآر» را، همانطور که پیشتر گفتیم، در وهله نخست «استایل» می سازد. این حکم را شاید بتوان برای همه هنر سینِما صادق دانست که فورم بصری و تصویر اساس کار آن است اما در سینمای نوآر به طور اخص قصه، خط روایت(پلات) و در مواردی حتا کاراکترها هم زیر تأثیر و از راه استایل (که در فارسی با عبارات غیردقیق سبک، روش، سیاق…

شعر سیاه سینما
0

حضور شهر در «نوآر» چیزی به مراتب بیشتر از پسزمینه ساده و مکان رویدادهای فیلم است. شهر دست کم به دو طریق «حضور»ش را بارز می کند: یا همچون کاراکتری مستقل که مارک یا نشانه اش (زخم اش) را بر تن و روان آدم‌های قصه می نشاند؛ و یا همچون تبلور استعاری ِحالات درونی قهرمان(های) قصه، جایی که ترس و تشویش و گمگشتگی با پارانویا و فلج فکری…

شعر سیاه سینما
0

در نگاه اول، فیلم «ساخت و پاخت» (Set-up) ممکن است در رده ی «نوآر» جا نگیرد. نه زنی زیبا و فتنه گر قهرمان ما را به قتلگاه می‌کشاند و نه صدای خسته ی یک راوی با زبانی تلخ و کنایه آمیز حکایتی از سقوط را بازمی گوید. اما نشانه‌های نوآر همه جا هست و سقوط یک انسان ِمچاله شده، در انتهای خط سرنوشت، موضوع قصه است: نشانه‌های…

شعر سیاه سینما
0

از احساس یا حالتی می‌خواهم حرف بزنم که «نوآر» در رمان و فیلم به بهترین نحو به بیان آورده است: حس ِدردناک ِبه تله افتادن، در مخمصه گیر کردن. می پندارید در این ایستگاه ِزندگی، شما جامانده اید. دیگر قطاری از راه نخواهد رسید، وضع بهتر نخواهد شد. حقارت ِاین اوضاع بر همین منوال خواهد ماند. آرام آرام احساس می…

شعر سیاه سینما
0

 شاید این فقط برداشت من باشد از اینجا که نشسته و به دنیا نگاه می کنم: اینکه نام ها و عنوان های اکثر رمان ها و فیلم‌های «نوآر» به نوعی شعرگونه اند، حتا وقتی که از زبان عامیانه گرفته می شوند، و به همین خاطر ترجمه ناپذیر. «ترجمه ناپذیر» البته نسبی است، برای هرچیز معادلی بالاخره پیدا می‌شود و اگر…